بازخوانی سنگ نوشته مسجد جامع صغیر نیریز
پیشتر دو بخش این نوشتار در مورد «بازخوانی سنگنوشته مسجد جامع صغیر نیریز» به چاپ رسید. بخش سوم و پایانی
در آن بخشها به پیشینه این مسجد که به «مسجد بازار» نیز شهره است و همچنین ویژگیهای ساختاری آن پرداخته شد و به ۲ سنگ و گچنوشته بر دیوار مسجد اشاره رفت که سنگ نوشته در باب صابونخانههای نیریز بود و گچنوشته به یک غائله در نیریز اشاره داشت. در آن بخشها همچنین توضیحاتی درباره رسمالخط سنگنوشته، سبک متن سنگ نوشته و ویژگیهای ادبی آن داده شد.
اینک بخش پایانی نوشتار ...

دکتر مختار کمیلی
****
متن
چنانکه گفتیم متن سنگ نوشته را مرحوم اقتداری و زندهیاد خلیل سازگار خواندهاند. در اینجا نگارنده، متن سنگ نوشته را اساس قرار میدهد و تفاوتهای آن را با ضبطهای اقتداری و سازگار در پی نوشت یاداشت میکند. حرف «ق» به ضبط اقتداری و حرف «س» به ضبط سازگار اشاره دارند. افزون بر این، معنی واژگان نسبتاً دشوار نیز در پینوشتها میآید.
/ متصدیان و مستأجران و ارباب دخل صابوخانه پیه از قصابان به زور و تعدی میخریدند و به قیمت نازل به آن جماعت مذکوره میدادند. / فرمان شاه تهماسب در مورد صابونخانههای نیریز سه سال پیش از مرگش صادر شده است. / مردم ایران شاه تهماسب را مانند خدا ستایش میکردند. نزد کسانی که بیمار یا تنگدست بودند اثر شفابخش نام شاه تهماسب زیادتر از یاری خواستن از درگاه خدا تصور میشد... گروهی چنان به کرامتهای آن سید بزرگوار امیدوار بودند که آب وضویش را اکسیر تب ریز میشمردند و تکهای از پارچة تن پوش یا شالش را برای تبرک... همیشه همراه داشتند.
****
حمد و سپاس پادشاهی را که خطاب مستطابش (۴) صدای (۵): إنّ الله یامر بالعدل و الاحسان (۶) در گنبد گردون انداخت و درود نامعدود بر خلاصه موجودات (۷) و آل و اولاد آن حضرت که هرکه ایشان را شناخت به دیگری نپرداخت و بعد بر ضمایر ارباب ملک و دولت روشن و هویداست که در زمان سلطنت روز افزون و ایام خلافت ابد مقرون نواب (۸) کامیاب سپهر رکاب همایون شاهی ظل الهی (۹) ابوالمظفر شاه (۱۰) طهماسب (۱۱) بهادر خان الصفوی الحسینی، خلّداللهُ ملکَه و سلطانَه و افاض علی العالمین عدله و احسانه، (۱۲) آثار بدع (۱۳) و منهیات (۱۴) از صحیفه دوران به نوعی محو و معدوم (۱۵) گشته و رقم امثال این امور به زلال معدلت به وجهی شسته شده که اثر آن بر صفایح (۱۶) روزگار و صحایف (۱۷) لیل و نهار باقی نمانده لهذا، چون عمل صابونخانه مبنی بر بدعت بود (۱۸) پرتو عنایت به (۱۹) حال عَجَزه (۲۰) و زیر دستان ممالک مَحروسه (۲۱) عموماً و قصبه نیریز خصوصاً انداخته از (۲۲) ابتداء تخاقوی ئیل (۲۳) منافع آن را به (۲۴) تخفیف (۲۵) و تصدق (۲۶) مقرر داشتند و حکم (۲۷) جهان مطاع (۲۸) عالم مطیع به تاریخ روز دوشنبه دوم شهر محرم الحرام تخاقوی ئیل (۲۹) احدی و ثمانین و تسمعائه (۳۰) درین باب عزّ صدور یافته (۳۱) مضمون آن که فرمان همایون شرف نفاذ (۳۲) یافت آنکه، چون همگی همت علیا میمنت (۳۳) که محیی (۳۴) مراسم (۳۵) عدل و انصاف و ماحی (۳۶) ماثر (۳۷) جور و اعتساف (۳۸) است مصروف و معطوف بر آن فرموده و میفرماییم که آثار بدع و منهیات که به مرور زمان در صفحات دوران شایع شده باشد بالکلیّه محو و معدوم گشته اثری از آن بر اوراق روزگار باقی نمانده (۳۹) تا در ایام دولت روزافزون و سلطنت ابد مقرون (۴۰) کافه رعایا و عامه برایا (۴۱) در مهد امن و امان و مأمن فراغت و اطمینان آسوده حال و فارغ بال از روی رفاهیت تمام اوقات گذرانند لهذا، چون عمل صابونخانه ممالک محروسه مبنی (۴۲) بر بدع و ستمهاء مذکوره (۴۳) ذیل بوده و عموم عجزه و رعیت از آن رهگذر تشویش و تفرقه تمام (۴۴) میکشیدند اول آنکه متصدیان و مستأجران و ارباب دخل صابوخانه پیه از قصابان به زور و تعدی میخریدند و به قیمت نازل به آن جماعت مذکوره (۴۵) میدادند. دیگر آنکه، چون صابونخانه به عمل میآمد حاکم و متصدی (۴۶) بعضی از آن را به بهاء اعلا به لشکری و بعضی دیگر به اهل بازار و رعایا به طرح (۴۷) میدادند. دیگر آنکه حکام و مستأجران صابونخانه قدغن (۴۸) میکردند (۴۹) که هیچ آفریده صابون نریزد و خرید و فروخت (۵۰) ننماید و اگر کسی به عمل میآورد او را مجرم دانسته و جریمه ازو میگرفته (۵۱) انواع آزار به او میرسانیدند. بنا بر توجه و به خاطر رفاه حال جمهور ساکنان بلاد (۵۲) و اقطار از ابتداء تخاقوی ئیل تمامی صابونخانههای ممالک محروسه را عموماً و قصبه نیریز خصوصاً بر طرف ساخته رفع بدع و ستمهای مذکور فرمود و منابع آن را به تخفیف و تصدّق مقرر داشته (۵۳) ثواب آن را به حضرات عالیات مقدسات مطهرات چهارده معصوم، صلوات الله علیهم اجمعین، هدیه کرده بخشیدیم و مقرر داشتیم که هر کسی به هر طریق که خواهد صابون پزد و فروشد تا این معنی باعث رفاهیت احوال کافه برایا گشته احدی را بدین جهت راه شلتاق (۵۴) و تعرض بر احدی نباشد.
سادات عظام و حکام کرام و وزیر و کلانتر و ارباب و کدخدایان (۵۵) ولایت (۵۶) مذکوره (۵۷) صابونخانه آنجا را بالکلیّه بر طرف دانسته ابواب بدع و ستمهای مذکوره را مسدود ساخته (۵۸) بدین واسطه مزاحم و متعرض احدی نشده و توقعی ننمایند و این پروانچه مطاعه را بالای منبر بخوانند تا جمیع مردم بدین معنی اطلاع یابند (۵۹) و بعد از این مضمون این حکم را بر سنگ نقش کرده بر در مسجد در محلی مرتفع (۶۰) که منظور نظر عموم خلایق بوده باشد نصب نمایند. مستوفیان کرام دیوان اعلی رقم این عطیه را بر دفاتر خلود (۶۱) مثبت (۶۲) مرقوم گردانیده و جمع (۶۳) صابونخانه آنجا را از ابتدای سنه مذکوره (۶۴) از دفاتر اخراج نموده مِن بعد جمع نسازند و تغییر و تبدیل به قواعد آن راه ندهند (۶۵) و تقصیر کننده را مورد عتاب (۶۶) و سخط الهی و از مردودان درگاه شاهی شناسند و (۶۷) درین ابواب قدغن لازم دارند. امید که سالیان دراز سایه بلند پایه بندگان آن اعلی حضرت بر مفارق عالمیان گسترده و دولتش (۶۸) به زمان (۶۹) حضرت الزمان باقی باد آمین یا رب العالمین. غلام و غلامزاده درگاهِ درگاهِ گیتی شاه احمد نورالله لفرانی اصفهانی که در قصبه نی ریز به خدمات خاصه شریفه مأمور بود مضمون این پروانچه مطاعه را بر سنگ نقش کرد و درین مقام عالی نصب نمود بعمل محمد نی ریزی. (۷۰)
پینوشت:
*- تاریخپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه ولیعصر رفسنجان
۴. ق: فرمانش
۵. ق: واژة صدا را ندارد. صدا در اینجا به معنی پژواک تواند بود.
۶. نحل/۹۰:در حقیقت خدا به دادگری و نیکوکاری فرمان میدهد (ترجمه از استاد محمد مهدی فولادوند.)
٧. خلاصه موجودات: پیامبر اسلام (ص)
٨. نواب عنوانی که در ایران عهد صفویه و قاجاریه به شاهزادگان و گاه شاهان اطلاق میشده. (دهخدا، ۱۳۷۷: ذیل نواب)
٩. ظل الله: سایه خدا. از دیرباز پادشاهان را ظل الله میخواندند.
١٠. س: واژهی شاه را ندارد
١١. طهماسب. املای این واژه تهماسب است. جزء نخست این واژه (تهم) در واژگان تهمتن و تهمینه نیز دیده میشود.
شاه تهماسب پسر شاه اسماعیل مؤسس سلسله صفوی است. «تهماسب در ۲۴ رجب ۹۱۹ تولد یافته و در حین وفات پدر در ۱۹ رجب ۹۳۰، یازده سال داشت» (آشتیانی و عاقلی: ۱۳۸۰: ۵۷۳) «او در پانزدهم صفر ۹۸۴ بعد از ۵۴ سال سلطنت وفات یافت و او از جمیع سلاطین صفوی بیشتر پادشاهی کرده است.» (همان: ۵۷۷)
بنابراین فرمان شاه تهماسب در مورد صابونخانههای نیریز سه سال پیش از مرگش صادر شده است. ذبیح الله صفا درباره شاه تهماسب از قول سفیرِ ونیز در دربار شاه تهماسب مینویسد:
«مردم ایران او را مانند خدا ستایش میکردند. نزد کسانی که بیمار یا تنگدست بودند اثر شفابخش نام شاه تهماسب زیادتر از یاری خواستن از درگاه خدا تصور میشد... گروهی چنان به کرامتهای آن سید بزرگوار امیدوار بودند که آب وضویش را اکسیر تب ریز میشمردند و تکهای از پارچة تن پوش یا شالش را برای تبرک... همیشه همراه داشتند.» (صفا: ۱۳۶۶، ج ۵، بخش اول، ص ١۵۲)
١٢. ترجمه جمله دعایی: خداوند، پادشاهی و سلطنت او را جاودانه و داد و نیکیاش را بر جهانیان ریزان کناد.
١٣. بِدَع: جمع بدعه، چیزهای نو پیدا شده در دین، مقابل سنّت.
١۴. مَنهیات: چیزهای نهی کرده شده و خلاف شرع و ناروا
١۵. معدوم: نیست شده، نابود گشته
١۶ صفایح: ج صفیحه: شمشیر پهناور، روی پهن از هر چیز.
١٧. صحایف:ج صحیفه:دفتر، ورق کاغذ، نامه
١٨. س، ق: + و. ظاهراً در سنگ نوشته دیده نمیشود.
١٩. س: بر
٢٠. عَجَزه: جمع عاجز
٢١. محروسه: نگهبانی کرده شده. ممالک محروسه: ممالکی که در تصرف پادشاه مخصوص باشند.
٢٢. ق، س: در
٢٣. س: تخافوی ئیل. تخاقوی ئیل: واژه ترکی به معنی سال مرغ. تخاقوی: مرغ. ئیل: سال
٢۴. س، ق: - به. حرف (به) را ندارد.
٢۵. تخفیف: ظاهراً اصطلاح علم استیفا است به معنی آنچه وضع کننده بر استمرار (دهخدا: ۱۳۷۷: ذیل تخفیف)
٢۶. ق: تصدیق.
٢٧. س، ق: فرمان. اقتداری این واژه را در علامت قلاب []گذاشته است.
٢٨. جهان مُطاع: کسی یا چیزی که جهانیان از آن اطاعت کنند. مُطاع: اسم مفعول از مصدر اطاعت
٢٩. به یادداشت ۲۳ رجوع شود
٣٠. احدی و...: ۹۸۱،
٣١. ق، س: یافت
٣٢. ق: نفاد
٣٣. ق: نهمت
٣۴. س: محی. محیی: زنده کننده
٣۵. س: بررسم. مراسم:اثرها، نشانها
٣۶. ق: ناحی (ناهی). ماحی: محو کننده.
٣٧. ق:باثر. مآثر: آثار و نشانهای نیک و کارهای پسندیده که از کسی باقی ماند.
٣٨. اعتساف:بیراه رفتن و بیداد کردن، ستم کردن
٣٩. ق: نماند
۴٠. ق:قرون
۴١. س: کافه برایا (- رعایا و عامه). کافه: همه. رعایا: ج رعیّت. برایا: جِ بَریّه: مردم، آفریدگان
۴٢. س، ق - مبنی. (واژه مبنی در هر دو افتاده است)
۴٣. س، ق:مذکور
۴۴. س، ق:- تمام
۴۵. س، ق: مذکور
۴۶. س، ق:حاکم و متصدی و بعضی.
۴٧. طرح: فروختن جنسی به زور به رعایا. رسمی است مقرر که حاکم ظالم جنس خود را قیمت افزوده به رعایا و زیر دستان دهند. سعدی در گلستان مینویسد: ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح.
۴٨. قدغن: تأکید
۴٩. س: کردند
۵٠. س: خرید و فروش
۵۱. س، ق: میگرفتند
۵۲. س: ساکنان جمهور بلاد
۵۳. س: داشتند
۵۴:شلتاق: واژه ترکی به معنی: اجحاف کردن، تعدّی.
۵۵. ق: ارباب کدخدایان
۵۶. س، ق: ولایات
۵۷. س، ق: مذکور
۵۸. س، ق: شناخته
۵۹. س، ق:یافته
۶٠. س، ق: - مرتفع
۶۱. س: خود
۶۲. س: ثبت
۶۳. س:، چون ۶۴. س: مذکور
۶۵. س، ق: نداده
۶۶. س: تعقیب. ق: تعب
۶۷. ق: - و
۶۸. ق: - دولتش
۶۹. س، ق: فرمان
۷۰. ق: - به عمل محمد نیریزی. ظاهراً یعنی این متن را محمد نیریزی بر سنگ نقر کرده است.
پایان
منابع:
- آزما، حسین (۱۳۷۰) شهر من داراب، شیراز: چاپ پرواز
- آشتیانی، عباس و عاقلی، باقر (۱۳۸۰) تاریخ ایران قبل از اسلام (حسن پیرنیا) و بعد از اسلام (آشتیانی و عاقلی)، تهران: نشر نامک
- اقتداری، احمد (۱۳۴۳) «فرمانی از شاه طهماسب صفوی درباره صابونخانههای نیریز»، فرهنگ ایران زمین، ج ۱۲
- باستانی پاریزی، محمد ابراهیم (۱۳۶۲) سیاست و اقتصاد عصر صفوی، چاپ سوم، تهران: انتشارات صفی علیشاه
- براون، ادوارد (۱۳۶۹) تاریخ ادبیات ایران از صفویه تا عصر حاضر، ترجمه دکتر بهرام مقدادی، تحشیه و تعلیق: دکتر ضیاء الدین سجادی و دکتر عبدالحسین نوایی، تهران: مروارید.
- رکنزاده آدمیت، محمدحسین (۱۳۳۹)، دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج۳، تهران
- سازگار، خلیل (بی تا) تذکره سازگار، بیجا، بی نا
- شمس، محمدجواد (۱۳۹۰) اوضاع نیریز تا دوره استاد احمد نیریزی، مندرج در مجموعه مقالات کنگره استاد میرزا احمد نیریزی، جلد دوم، شیراز: انتشارات ادیب مصطفوی
- شمس، محمدجواد (۱۳۷۹) تاریخ و فرهنگ نیریز، نیریز: مجتمع فرهنگی هنری کوثر نور
- صفا، ذبیح الله (۱۳۷۱) تاریخ ادبیات در ایران، جلد پنجم، بخش دوم، تهران: فردوس
- کمیلی، مختار (۱۴۰۱) مسجد جامع صغیر و پیش نمازهای آن، نیریزان فارس، تاریخ ۴/۵/ ۱۴۰۱
- موسوی مقدم، سید احمد (۱۳۸۶) از آتش شعله خیز نیریز، تهران: انتشارات طغرایی