تعداد بازدید: ۱۵۰
کد خبر: ۲۵۰۵۸
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۶ - 2025 19 December

ققنوس؛ چگونه مخالفان و دشمنان تسلیم فرهنگ و هویت ایرانی می‌شوند؟

امین رجبی
نویسنده:
امین رجبی

یکی از باور‌هایی که در درازنای تاریخ همچنان پابرجا است و کاستی ندارد، میهن‌دوستی ایرانیان است.

«میهن» برای ایرانیان نه یک وابستگیِ عاطفیِ خشک و خالی به عنوان زادگاه، که به نوعی آخرین و تنها ریسمان هویتی است که آنان را در برابر همه خطر‌ها و آفت‌های سهمگینِ دیروز و امروز نگه داشته و می‌دارد و نمی‌گذارد «ایرانیت» فرو بپاشد.

در طول تاریخ چه بسیار مهاجمانی که آمدند، اما نتوانستند ایرانیت را از بین ببرند و بلکه خود در آن ذوب و محو شدند. یونانیان و مغول‌ها و اعراب اگر چه «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند»، اما نتوانستند آتشِ زیرِ خاکسترِ فرهنگ و هویت ایرانی را خاموش کنند و هر بار، این «فرهنگ و هویت ایرانی» بود که، چون ققنوس سر از خاکستر بیرون آورد و بال گشود.

«میهن» به جز مرز‌های رسمی، شامل تاریخ، فرهنگ، زبان فارسی و حتی محیط‌زیست هم می‌شود.

بر همین پایه، «ایرانی» مفهومی فراتر از افرادِ ساکن در مرز‌های سیاسیِ امروز دارد، و شامل همه مردمانی است که زبان پارسی را پاس می‌دارند و به آن سخن می‌گویند، سفره‌ی نوروز و یلدا را حتی با دست خالی و تنگیِ معیشت می‌گسترانند، به کوروشِ بزرگ و فردوسیِ حکیم، مهر و کُرنش دارند، و برای محیط‌زیست ایران دل می‌سوزانند. مردمانی از هند تا افغانستان، ایران، تاجیکستان، ازبکستان و عراق.

هرچند نمی‌توان در دام پان‌ایرانیسم افتاد و باید پذیرفت که فرهنگ و اندیشه‌ی ایرانی کامل نیست و کاستی‌های فراوان هم دارد، اما جوهره‌ی آن همچنان باقی و ریشه‌های بالنده‌اش در خاک است.

آوازه‌ی این عُلقه و علاقه تا آنجا پیش رفته که رؤسای جمهور برخی کشور‌ها و حتی آمریکا و همچنین دبیرکل سازمان ملل، با هدف دیپلماسی فرهنگی، هر سال به مناسبت نوروز، سفره هفت‌سین می‌اندازند و پیام می‌دهند و حتی به پارسی چند جمله‌ای می‌گویند و شعری از شاعران پارسی‌زبان می‌خوانند. آنها به نیکی رگ خواب مردمان ایران را دانسته‌اند و برای نفوذ سیاسی و فرهنگی چنین می‌کنند؛ و شگفتا که برخی سیاستمداران و حاکمان و تصمیم‌سازانِ ما هنوز آن را درک نکرده‌اند.

جهت‌گیری بسیاری از مسئولانِ ما تا همین چند سال و چند ماه پیش، کم‌محلی به فرهنگ و هویت ملی و ایرانی بود و به خیالِ خود فکر می‌کردند ملیت ایرانی را باید تضعیف کرد تا دین و مذهب تقویت شود. اما اشتباهِ آنها همینجا بود که نمی‌دانستند ماهیت ملیت و مذهب کاملاً از هم جداست و الزاماً تضعیف یکی به تقویت آن دیگری نمی‌انجامد.

بلکه باید هم دین و مذهب را و هم ملیت را از حالت دولتی و حکومتی به درآورد و آن را به خود مردم سپرد که آنان خود بهتر از هر کسی می‌دانند چگونه هم دین و مذهب را و هم ملیت و ایرانیت را پاس بدارند. آیا همین مردم نبودند که عَلَم عزای امام حسین (ع) را حتی در دوره رضاشاه با آن همه مخالفت‌ها و بگیر و ببند‌ها زمین نگذاشتند؟

دیگر خیالِ خامِ آنان این است که فکر می‌کنند توان مقابله با هویت ملی و ایرانی را دارند. گو این که از تاریخ درس نگرفته‌اند که اعراب در طول قرن‌ها نتوانستند زبان پارسی را از بین ببرند و با تازی جایگزین کنند. حتی شوروی نیز نتوانست زبان پارسی مردمانِ تاجیکستان را خاموش کند و با زبان روسی تاق بزند.

دکتر احمد نقیب‌زاده پژوهشگر علوم سیاسی و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران می‌گوید:

«ملت بزرگ ایران در ناخودآگاه خود می‌داند که بر حکومت‌هایی که می‌آیند و می‌روند تقدم دارد، و به این که چه کس یا کسانی حکومت می‌کنند وقعی نمی‌گذارد. مهم این است که یا حکومتِ وقت کاری به آنها نداشته باشد یا در خدمت هویت آنها باشد».

(فصلنامه سیاستنامه، شماره ۳۳، صص ۲۴۳ - ۲۵۰)

همین میهن‌دوستی بود که در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل شاهد بودیم با وجود همه دلخوری‌ها و فشار‌ها و نارضایتی‌ها، اما مردم در برابر مهاجم خارجی و اجنبی متحد شدند و همه پای میهنِ خود ایستادند و تعجب حاکمان خودمان را هم برانگیختند. هرچند رؤسای اسرائیل بار‌ها با ظاهرفریبی به تمجید مردم پرداختند و این جنگ را نه با مردم ایران که با جمهوری اسلامی معرفی کردند، اما مردم در اتحاد و ایستادگی هیچ تردیدی به خود راه ندادند.

پس از آن جنگ کار به جایی رسید که سرود‌ها و نوا‌های ملی‌گرایانه که روزگاری تابوی صدا و سیما بود، بر زبانِ مداحان هم جاری شد و همه «ای ایران» خواندند (گرچه دیر و بی‌اثر!).

درک سیاسیون ما از میهن‌دوستی ایرانیان و قدرتِ ملت سازیِ فرهنگ ایرانی و زبان پارسی هرچند دیر، اما بالاخره رخ داد. ولی چه فایده که گاه آنها دوباره به تنظیمات کارخانه بر می‌گردند و در برنامه‌هایی مانند «بازمانده» به نماد‌های خلل‌ناپذیر ملی، چون درفش کاوه آهنگر سنگ می‌زنند، اما دوباره به خود می‌آیند و مجبور به عذرخواهی می‌شوند.

این همه پیشینه غنی تاریخی، نماد‌های معنادار فرهنگی، زبان سحرانگیز پارسی، آثار ارزشمند شاعران ایرانی، و بنا‌های بی‌نظیر باستانی و تاریخی، در هر کشور دیگری بود قدر و ارج می‌یافت و از آن برای ایجاد وحدت و همگرایی بزرگ ملی استفاده می‌شد نه این که از هر فرصتی آنها را منکوب کنند و حقیر بشمرند و ضربه زنند.

این مردمان کسانی را که به هویت ایرانی و حتی محیط‌زیست آن دست‌درازی و خیانت می‌کنند نمی‌بخشند و آنان را بیگانه می‌پندارند؛ هرچند هم‌زبان آنان باشند. / بدرود

ققنوس؛ چگونه مخالفان و دشمنان تسلیم  فرهنگ و هویت ایرانی  می‌شوند؟

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها