داستان نامه تاریخی برق نیریز
اخیراً، نامهای قدیمی و جالب به دست ما رسیده مربوط به سال ۱۳۳۳ که داستانی شنیدنی دارد.
جناب آقای سید محمود مصطفوی بازنشسته شبکه بهداشت و درمان نیریز که اکنون ۷۴ ساله هستند، پس از فوت پدرشان زندهیاد سید محمد مصطفوی، این نامه را در وسایل پدرشان پیدا میکنند.
این نامه که تاریخ ۱۱ فروردین سال ۱۳۳۳ خورشیدی را در بالای خود دارد، نشان میدهد که زندهیاد سید محمد مصطفوی به همراه خانم معصومه فاتح و چند نفر دیگر از بزرگان نیریز چگونه برای اولین بار تلاش کردند برق را به نیریز بیاورند.
نامه نشاندهنده این است که زندهیاد سید محمد مصطفوی، در دهه ۳۰ خورشیدی مدیر عامل شرکت سهامی آب و برق نیریز بوده و امضای افرادی، چون آقایان محمدابراهیم خزاعی، محمدمهدی بامداد، محمد فرهمند، اکبر خیرخواه و عبدالحسین شعاع، گواه این موضوع است.
در متن نامه آمده است:
از آقایان هیئت مدیره شرکت سهامی برق دعوت میشود که بمنظور پارهای از مذاکرات در خصوص رسیدن سیصد هزار ریال وجه اعانه از طرف دولت بشهرداری نیریز لازم است برای ساعت ۳ بعد از ظهر روز پنجشنبه ۳۳/۱/۱۲ در منزل سرکار علیه بانو معصومه فاتح حضور بهمرسانیده تا تکلیف آنرا قبلاً در نظر گرفته باشیم.
مدیر عامل شرکت سهامی آب و برق نیریز
حاج سید محمد مصطفوی
۱- آقای محمدابراهیم خزاعی
۲- محمدمهدی بامداد
۳- آقای محمد فرهمند
۴- اکبر خیرخواه
۵- عبدالحسین شعاع
آقای سید محمود مصطفوی میگوید:
پدرم در ابتدا کشاورز بود و بعدها پیشهی بزازی یا پارچهفروشی را ادامه داد. مغازه ایشان ابتدا در بازار قدیم پشت بانک تجارت کنونی و پس از آن در ابتدای خیابان امام خمینی کنونی بود. ایشان همیشه لباس روحانی میپوشیدند، اما در کسوت روحانیت نبودند.
کودک که بودم، نیریز برق نداشت. از این رو یک موتور برق بزرگ که شبیه تلمبههای قدیمی بود آورده بودند و قسمتی از برق نیریز را با آن تأمین میکردند. حوض بزرگی در آنجا بود و شخصی به نام آقای حاج مصطفی مهدوی کارهای آن را انجام میداد.
آن زمان کل ادارههای نیریز شامل ژاندارمری، اداره ثبت احوال، اداره ثبتاسناد، شهربانی و... در محدوده امامزاده کوچک و مسجد جامع مهدی بود که به این قسمت برق داده بودند. قسمتی از آن برق را هم به اطراف خود کارخانه برق و فلکه مرکزی داده بودند.
محله سادات یا همان خیابان خلیل شهید فعلی هم دارای برق بود که البته برق ضعیفی داشت. آن موقعها لامپ ۴۰ میگذاشتند و لامپها به خاطر همین ضعیف بودن برق، نور زیادی نداشت.
این دستگاه در خیابان طالقانی و در محل اداره برق قدیم مستقر بود. آن طور که از پدرم شنیدم، ایشان برای این کار ۲ تا از باغهایش را فروخته و علاوه بر آن ۸۰ تومان دیگر هم به پول ۲ باغ اضاف کرده بود و ۲۴ سهم از حدود ۱۰۰۰ سهم این کارخانه را به ارزش ۲ هزار و ۴۰۰ تومان خریده بود. آن طور که از ایشان شنیدم چند سهم از این کارخانه متعلق به خانم معصومه فاتح و مابقی سهام نیز متعلق به افراد دیگر بوده است. پدرم هم به عنوان مدیرعامل این کارخانه معرفی شده بود.
جالب اینجاست که با وجود این که پدر من مدیرعامل برق بود، ولی خانه ما که نزدیک گود صارمی و سمت امامزاده کوچک بود، برق نداشت.
از شهود زیر نامه تنها آقای بامداد را میشناسم که فکر میکنم آنها نیز از سهامداران و آقای بامداد از اعضای شورای شهر بودند.
آقای مصطفوی میگوید:
زمانی که جهانگیرخان فاتح شهردار نیریز بود، یک گواهی به من داد که نوشته بود شما ۲۴ سهم از این کارخانه را شریک هستید که متأسفانه آن کاغذ گم شد. در این مورد چندین بار با شهرداری صحبت کردهایم که ترتیب اثری ندادهاند. امیدوارم در این مورد برای ما کاری انجام شود.

جناب آقای سید محمود مصطفوی