۲ مدرسه در انتهای جادههای خاکی با ۲ دانشآموز
صبحهای سرد آذرماه، هنگامی که اهالی کمجمعیت روستای سبزویه در دهستان هرگان دامهایشان را برای چرا بیرون میبرند، شیدا و شهیاد (تنها دانشآموزان این روستا) در کلاس کوچک سیمانیشان چشمبهراه معلمی میمانند که هر روز مسیر سخت و ناهموار روستا را طی میکند تا به آنها درس بدهد. رابطه میان این معلم و دو دانشآموزش بیش از آن که رسمی باشد، دوستانه و صمیمی است. شهیاد در پایه دوم و شیدا در پایه ششم ابتدایی تحصیل میکند.
جواد علیپور معلم سبزویه، پیش از این نیز در عربویه تدریس میکرده و آنجا چهار دانشآموز داشته است. او که به گفته خودش عاشقانه کودکان را دوست دارد، بیصبرانه منتظر رسیدن هر روز به مدرسه است. سختیهای تدریس در روستا را فراوان میداند و توضیح میدهد:
«آب نداریم. هر روز از شهر یک بیست لیتری آب میکنم و به روستا میآورم. آن را در تانکر مدرسه میریزم تا برای شستشو و استفادههای ضروری باشد.»
او شیدا و بهویژه شهیاد را فوقالعاده باهوش توصیف میکند و میگوید: «هرچند تنها سه چهار خانواده در روستا ساکناند، اما برخورد مردم بسیار خوب است. بچهها آنقدر استعداد دارند که حتی میتوانم مطالب پایه چهارم را به شهیاد یاد بدهم.»
یکی از خاطراتش را اینگونه روایت میکند:
«یک روز صبح در مسیر روستا ماشینم پنچر شد؛ جایی که نه آنتن بود و نه عبور و مروری. از قضا زاپاس هم پنچر بود. با خودم گفتم خدایا بچهها منتظرند، چه کنم؟ حدود ده دقیقه گذشت تا معلم بادامویه رسید. زاپاسش را به من قرض داد و توانستم خودم را به مدرسه برسانم.»
علیپور از ارتباط عاطفی با شاگردان سال قبلش نیز میگوید: «دو دختر پایه ششم عربویه امسال به شهر رفتهاند. همیشه به آنها میگفتم درس بخوانید، سال آینده میآیم به شما سر میزنم. چند هفته پیش برایشان خوراکی بردم. وقتی مرا جلوی خوابگاه دیدند، از خوشحالی بال درآوردند.»
شهیاد درباره علاقهاش به درس و معلمش میگوید:
«معلمم را خیلی دوست دارم. بعضی وقتها با ما فوتبال بازی میکند. اگر یک روز نبینمش، خیلی دلم برایش تنگ میشود.»
شیدا نیز میگوید:
«درس خواندن را دوست دارم. معلممان خیلی خوب است. اگر یک روز نیاید، از غصه دق میکنم.»

در روستای چاهدیمه دهستان هرگان نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. محمد حسینپور، مدیرآموزگار مدرسه شهید حسین استقبالی این روستا، تنها دو دانشآموز دارد که یکی از آنها فرزند خودش است. او که اهل همان روستاست، از این که در چنین شرایط دشواری علم و ادب را به دانشآموزان منتقل میکند، احساس رضایت دارد.
بهگفته او: «بیسوادی حتی برای یک نفر هم زیاد است. راهها ناهموار است و خانوادهها نمیتوانند بچهها را به شهر بفرستند. آموزش و پرورش تلاش میکند هیچ کودکی از تحصیل باز نماند. اگر بتوان هر از گاهی جایزهای برای تشویق دانشآموزان در نظر گرفت، بسیار مؤثر خواهد بود.»

مجید منفرد نیریزی، مدیر آموزش و پرورش نیریز، درباره وضعیت تحصیلی دهستان هرگان توضیح میدهد:
«این دهستان ۹ مدرسه و در مجموع ۵۲ دانشآموز دارد. هرچه جلوتر میرویم جمعیت روستاها کمتر میشود. کوچکترین مدارس ما همین دو مدرسه هستند که هرکدام تنها دو دانشآموز دارند. دسترسی به شهر برای آنها بسیار سخت است و دولت برای این که هیچ کودکی از تحصیل محروم نماند، یک معلم را مستقر میکند. تجمیع دانشآموزان راحتترین کار است؛ اما به دلیل ناهموار بودن جادهها و نبود سرویس، احتمال ترک تحصیلشان زیاد میشود.»
او با اشاره به برنامه چند سال اخیر آموزش و پرورش میگوید:
«تلاش کردهایم حتی روستاهایی با سه یا چهار دانشآموز را نیز تحت پوشش قرار دهیم. امروز تقریباً هیچ روستایی نیست که معلم نداشته باشد.»
به گفته منفرد، شرایط دشوار جغرافیایی و راههای خاکی باعث شده آموزش و پرورش برای روشن نگه داشتن چراغ سواد در دورترین نقاط، آموزش را تا درِ خانه دانشآموزان ببرد.
