از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود
آدم متحیر میماند از این همه گوشهای سنگین و چشمهای کمبینا و انفعال برخی مسئولانِ ما که صدای جامعه را نمیشنوند و مشکلات مردم را نمیبینند و یخشان آب نمیشود و جوش و خروشی ندارند و کاری از پیش نمیبرند. آن همه که مردم در فضاهای مجازی و خبرنگاران در رسانهها داد و فریاد میکنند و از مشکلات میگویند و حتی پیشنهادات بعضاً کاربردی هم میدهند، انگار نَمی به درونِ وجودِ برخی مسئولان نفوذ نمیکند و تکانی نمیخورند.
با احترام به برخی مسئولانِ واقعاً مسئول و قابل احترام که در این وانفسا حکم غنیمت دارند،
آدم از بقیه حرصش میگیرد که چطور جامعه این همه گلایه و انتقاد و نیش و کنایه نثار یک مسئول میکند و آن مسئول ککش هم نمیگزد و وجدانش به درد نمیآید.
یک نمونه همین جاده وحشتزای نیریز-سیرجان که گردنه چاهسبزش و همینطور پیچ خطرناکش در کیلومتر ۳۰ قطرویه-سیرجان، شده قتلگاهِ مردمانِ نگونبخت و عامل بیچاره کردن خانوادهها. ما هم عادت کردهایم که دمادم خبرهای هولناک از لَت و پار شدن آدمها در این جاده را بشنویم و آه بکشیم و شگفتزده شویم که چرا کاری نمیکنند.
هفته پیش در همین نشریه نوشتیم که این جاده در ۳ سال گذشته ۴۰ کشته و ۵۷۵ مصدوم داشته. این ۴۰ و ۵۷۵، فقط دو عدد نیست و در واقع فاجعه است و باید برای آن، عددهای خیلی بزرگتری در نظر گرفت. چه این که وقتی یک نفر بطور ناگهانی کشته میشود، آدمهای بسیاری دچار آسیب و بحران و تنش میشوند و تا سالها و حتی پایان عمر اثرات آن باقی میماند.
هفته پیش خبری با عنوان:
چند قربانی لازم است تا مسئولان فکری کنند؟
مرگ یک جوان دیگر در برخورد پارس با اتوبوس در پیچ مرگ
در فضای مجازی منتشر شد که مشتی است نمونه خرواری بزرگ.
از مسئولان شهرستان و استان و نماینده مجلس دعوت میکنم بروند نظرات مردم در پایین همین خبر را بخوانند تا مقداری از جوّ عمومی مطلع شوند. برای آسانتر شدن کار، ما نظرات را پالایش کرده و در صفحه ۴ همین شماره با عنوان: «بازتاب گسترده افکار عمومی پس از حادثه مرگبار پیچ قطرویه» آوردهایم.
جای گلایهی شدید دارد از خانم وزیر و مسئولان راه و شهرسازی استان و شهرستان و استاندار و فرماندار و نماینده مجلس که یا این نظرات را نمیبینند و نمیشنوند؛ و یا به روی خود نمیآورند و کار را رها کردهاند به امان خدا.
بهانه هم دارند که: پول نیست، اعتبار کم است، بودجه تخصیص نیافته، پیمانکار خلع ید شده، تشریفات قانونی در حال انجام است، به وزیر تذکر دادهایم، جلسه گرفتهایم، و غیرو ... و در بینِ این همه توجیحاتِ کسل کننده و ملالتبار، جانهای عزیز مردم است که له و لَوَرده میشود و به فنا میرود.
به ولله که اگر در یک کشور دیگر بود، تا حال چند تایی مسئول استعفا داده بودند.
آقایان عزیز! خانم وزیر راه!
همه میدانند که این محور باید ۲ بانده و ایمن شود. میگویید فعلاً پول نداریم! خب! آیا باید بنشینیم تا پول برسد؟ تا آن زمان چند خانواده باید داغدار شود؟ راهحل را که همین مردم کوچه و بازار میدانند و بارها گفتهاند. اگر بودجه نیست، کارهای زیر را در نقاط حادثهخیز انجام دهید و بیش از این به زیر دِین مردم نروید.
- تا دوبانده شدن این محور، پیچ تند قتلگاهِ کیلومتر ۳۰ جاده قطرویه- سیرجان را اصلاح کنید. باز هم میگویید پول نیست؟ حداقل قبل و بعد از این پیچ از هر دو طرف، در چند ردیف چشمگربهای ترافیکی و سرعتگیر و سرعتکاه نصب کنید تا سرعت خودروها به حد ممکن گرفته شود. این کار باعث مهار سرعت خودروهای شوتی هم میشود.
- در دو طرف پلها، تپه شنی ایجاد کنید تا اگر خودرویی از مسیر خارج شد، داخل پل سقوط نکند. نمونه آن، حادثهای دلخراش که چند وقت پیش برای یک سمند رخ داد و مادر و دو فرزند را به کشتن داد.
- مسیرهای فرار گردنه لایرز را اصلاح کنید. تاکنون چند خودروی سنگینِ ترمز بریده، در همین مسیرها دچار حادثه جدی شدهاند.
- در چند نقطهی «سبقت ممنوع» گردنهی چاهسبز، پارکینگ جادهای ایجاد کنید و پلیس راه در مواقع شلوغ، خودروهای سنگین را مجبور به کنارهگیری از راه اصلی و باز کردن مسیر کند.
شاید این راهکارها کارشناسی نباشد، اما به یقین بهتر است از ادامه وضع موجود.
چند سال پیش و قبل از دوبانده شدن گردنه لایرز، در طی ۷۲ ساعت ۲ کامیون سنگین در یک نقطه به دره سقوط کردند و ۵ نفر کشته شدند. همان زمان مسئولان استان از خواب برخاستند و آمدند و جلسه گرفتند که مشکل حل شود و نشد! از آن تاریخ تا چند ماه بعد، در همین نشریه نوشتیم و فریاد زدیم که کاری کنید ولی میگفتند اصلاح این نقطه اعتبار میلیاردی میخواهد. نیوجرسی هم جلودار سقوط کامیونها نیست.
پیشنهاد دادیم حداقل نیوجرسی بگذارید و پشت آن خاکریز ایجاد کنید. بالاخره نمیدانم با پیشنهاد ما موافقت شد یا به ذهن خودشان رسید، همین پیشنهاد را با هزینهای به مراتب کمتر اجرا کردند و از آن پس جلو سقوط چندین کامیون گرفته شد. هنوز هم همین نیوجرسیها موجود است.
حکایت جاده نیریز-سیرجان مصداق این شعر حافظ است:
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزود
زِنهار از این بیابان، وین راهِ بینهایت
شورای ترافیک شهرستان، نماینده مجلس، فرماندار، مدیرکل راه و شهرسازی، خانم وزیر!
به احترام افکار عمومی، پاسخی روشن به مردم بدهید که گره کور این جاده چگونه باز میشود و آیا در این شرایط بیپولی و بر زمین ماندن هزاران پروژه عمرانی، تا پیش از دوبانده شدن آن، راهی دارید؟ امید که پاسخهای تکراری قبلی را ندهید و کاری کنید که حتی یک جان دیگر در این جاده گرفته نشود و خراشی بر تن کسی نیفتد.
چنین باد