نه جنگ و نه صلح
رهبری هفته گذشته در دیدار با هیئت دولت گفتند کشور در وضعیت نه جنگ و صلح قرار دارد و این مطلوب نیست.
شاید بتوان گفت پس از انقلاب چنین وضعیتی را تجربه نکرده باشیم اما شرایطی که تصمیم گیری در مورد آن سخت بوده داشتهایم از جمله:
- ماهها و سالهای اول انقلاب تصمیم قاطع و روشن برای رابطه با آمریکا
- پذیرفتن یا نپذیرفتن درخواستهای آتشبس در هفتههای اول آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که توسط برخی کشورها، رهبران جهانی، سازمانهای بینالمللی و یک مورد توسط عراق مطرح میشد.
- چگونگی پایان دادن به اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری اعضای سفارت.
- پذیرفتن یا نپذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد که در تیر ماه سال ۱۳۶۶ صادر شد.
- پاسخگویی به هیئت آمریکایی به ریاست مک فارلین در فروردین ۱۳۶۴ که از سوی رئیس جمهور آمریکا -ریگان- به ایران آمده بود.
آنچه در شرایط کنونی حائز اهمیت میباشد سرعت در تصمیم گیری همراه با بررسیهای همه جانبه وکارشناسی شده است چون بلاتکلیفی بر همه حوزهها اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اثر منفی میگذارد و مدیران ارشد و میانی و پایه در انجام وظایف با سردرگمی و احیاناً سستی روبرو میشوند. اما این نکته کلیدی که بر مبنای تجارب گذشته نباید فراموش کرد پرهیز از جنگ است. جنگ شومترین پدیده انسانی است. ابعاد مخرب و جبران ناپذیری دارد که نیاز چندانی به شرح و بسط ندارد. عالمان علم سیاست بر این باورند که سیاستمداران کارکشته و با تجربه سعی میکنند همه راههایی را که میتواند مانع جنگ شود طی کنند. آنان با حوصله و رایزنیهای مداوم و بسیار پیچیده، قبول راههایی که ضرر دارد اما ضرر و زیان آن به مراتب از جنگ کمتر است، میانجیگریهای متعدد، بده بستانهای مختلف حتی غیر متوازن و ... مسیری را طی میکنند که کشورشان درگیر جنگ نشود. تاریخ جنگها بیانگر آن است که نتایج پیروزیها بسیار کمتر از هزینههای انسانی، روانشناختی بویژه روانشناختی اجتماعی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و ... جنگ است؛ نمونه آن جنگ آمریکا با ویتنام است. به همین خاطر قدرتهای بزرگ در حساسترین مواقع و رویاروییها سعی کردهاند مانع جنگ شوند مانند دوره جنگ سرد میان آمریکا و شوروی سوسیالیستی که یک مورد آن تصمیم شوروی برای استقرار سکوهای موشکی و هواپیماهای عظیم بمب افکن روسی در کوبا در سال ۱۹۶۲ میلادی بود. آمریکاییها وجود چنین تسلیحاتی توسط تنها رقیب خود در نزدیک مرزهایشان را تحمل نکردند و رسماً به شوروی اعلام جنگ دادند و کوبا را محاصره و اعلام کردند کوبا -متحد شوروی-را تصرف میکنند. خروشچف رهبر وقت شوروی کوتاه آمد و دستور داد سکوها جمعآوری و هواپیماهای بمب افکن کوبا را ترک کنند. کشتیهای جنگی شوروی که در دریای کارائیب در حال حرکت به سوی کوبا بودند به دستور خروشچف بازگشتند؛ هرچند کمونیستها خروشف را بزدل خواندند اما در سطح جهانی مورد تحسین قرار گرفت. بعدها خروشچف در خاطرات خود فصلی را به ماجرای کوبا اختصاص داد و ضمن دفاع از موضع خود در بحران اکتبر ۱۹۶۲ نوشت: «به خاطر حفظ صلح و نجات بشریت از عواقب هولناک یک جنگ اتمی، حاضر شده از طرح استقرار موشکها و بمب افکنهای روسی در کوبا صرف نظر کند و تأکید مینماید که در ازای آن تعهد رسمی رئیس جمهوری آمریکا را در مورد عدم تجاوز به کوبا به دست آورده است.»(*)
شاد و سالم و موفق باشید
پی نوشت:
* طلوعی محمود( ۱۳۸۷ ) از لنین تا پوتین، تهران: انتشارات تهران، صفحه ۲۹۸