سرم چون بَنّ و دُول آویزه در چا
هفته پیش مقدمهای را به قلم دکتر مختار کمیلی آوردیم که از جمعآوری دوبیتیهای نیریز به همت ایشان و برخی دیگر از همشهریان و علاقهمندان خبر میداد. در آنجا خواندیم که پیشینه دوبیتی سرایی به گویش نیریزی به عصر حافظ (سده هشتم) میرسد که با نام «النیریزیات» خوانده میشده.
عطا آریانفر، دبیر بازنشستهی ادبیات فارسی، نخستین کسی بود که حدود پنجاه سال پیش (سالهای ۱۳۵۶ - ۱۳۵۷) به گردآوری ترانههای رایج در نیریز همت نمود و چندی پیش دفتر خود را در اختیار دکتر کمیلی قرار داد.
از این شماره به تدریج دوبیتیهایی از نیریز همراه با توضیحات لازم را در همین ستون میآوریم.
حرف الف
سرم چون بَنّ و دُول آویزه در چا
بگردم تا بجویم یار دلخوا
بگردم تا جمال وِل ببینم
منم یوسف که گم کرده زلیخا
منبع: عا (= عطاءاله آریانفر)
بنّ: بند، ریسمان
وِل: یار
---------
سیاحت میکنم شوش دونگ دنیا
خر خوب و زن زشت داره آنجا
اگر خواهی غزال خوب ببینی
برو در سر چَهون و مُلک چارا
منبع: عا (= عطاءاله آریانفر)
شوش: شش
سرچهون: سرچهان. امروز سرچهان شهرستان شده است.
چارا: چهارراه، کرهای، دهکره
امروز مرکز شهرستان سرچهان است. از قدیمالایام مردم این آبادی به زیبایی شهره بودهاند.
---------
بیا دلبر مزن بی پی به دریا
نخور غصّه برای مال دنیا
نگو همسایمون نونِ چی دارن
چراغ کس نمی سوزه تا فردا
منبع: فخ (= فاطمه خازن)