پشت و روی صحنه نمایشگاه عرضه کالا
رنگ و شلوغی و گلایه و گرانی عکس: کیمیا فاتحی
در این روزهای پایانی تابستان، محوطه برپایی نمایشگاه عرضه کالای نیریز با صدای همهمه مردم، رنگارنگی اجناس و رفتوآمد بازدیدکنندگان پر شده است.
مدیر نمایشگاه از فعالیت ۱۶۶ غرفه در این رویداد خبر میدهد. امیر جعفری توضیح میدهد که ۳۰ غرفه از اصناف بومی شهرستان هستند.
جعفری با شمردن دستهبندیهای غرفهها، تصویر دقیقی از این بازار موقت ارائه میدهد: ۷۶ غرفه پوشاک زنانه، مردانه و بچگانه، سیسمونی و زیرپوشهای مردانه و زنانه، ۴۵ غرفه سوغات از استانهای مختلف، ۴ غرفه لوازم خانگی برقی،؛ ۱۵ غرفه انواع لوازم آشپزخانه و خانه، ۷ غرفه دکوری و تزئینی، ۵ غرفه پارچه و محصولات مرتبط با عفاف و حجاب، ۶ غرفه کالای خواب، ۵ غرفه ادویهجات مشهد و یک غرفه بازی و سرگرمی کودکان.
ظاهری رنگارنگ، مشکلات زیر پوست نمایشگاه
از هر سمت که وارد شوی، رنگ و طرح و بوی ادویه و سوغاتیها به چشم و بینی هجوم میآورد. جمعیت پرجنبوجوشی میان راهروهای نهچندان عریض رفتوآمد میکنند؛ اما پشت این تصویر پرهیاهو، بخشی از واقعیت برای بسیاری از بازدیدکنندگان خوشایند نیست: گرانی، کمبود تنوع و مهمتر از آن، نظافت نامطلوب محیط.
لیلا پ، زن ۳۸ سالهای که با فرزندش آمده، با حسرت به لباسهای آویزانشده نگاه میکند و میگوید: «نه تنها قیمتها نسبت به مغازههای نیریز بالاتر است، بلکه هیچ تنوعی هم نمیبینی؛ انگار همه اجناس از یکجا آمدهاند.»
در چند قدم آنسوتر، مهدی م، ۴۰ ساله و کارمند، با لحن جدی و کمی ناراحتی اضافه میکند: «بیانصافی است این قیمتها! تازه محیط هم از نظر بهداشت و نظافت بد است؛ دلم نمیخواهد اینجا خرید کنم.»
یک پدر ۵۳ ساله که دو فرزندش کنارش ایستادهاند و نگاهشان به کیفها و کفشهای پشت ویترین دوخته شده، آهی میکشد: «هر سال اوضاع بدتر میشود؛ هم قیمت، هم کیفیت. برای ما که کارگر فصلی هستیم، این حجم از گرانی کمرشکن است. مسئولان باید کاری بکنند که خود نیریز تولیدی کیف و کفش داشته باشد تا مردم بتوانند با قیمت مناسب بخرند.»
در میان این گلایهها، خانم ر. جلالی نگاه متعادلتری دارد: «قیمت و کیفیت روی هم متوسط است؛ ولی اگر غرفهها متنوعتر بودند و از شهرهای مختلف دعوت میکردند، میتوانست خیلی بهتر شود.»
فاطمه ز ۶۲ ساله هم به برتری مغازههای داخل شهر اشاره میکند: «همشهریهای خودمان هم از نظر قیمت، هم کیفیت، جنسهای بهتری در مغازههایشان پیدا میشود.»
دیدگاههای متفاوت
همه بازدیدکنندگان ناامید و ناراضی نیستند. مردی که صبحها قبل از طلوع خورشید به محل کارش میرود و غروب دیرهنگام برمیگردد، بعد از یک ساعت گردش در نمایشگاه میگوید: «من همه غرفهها را دیدم، تنوعش بد نیست و قیمتها هم خوب است. برای خانوادهها خیلی مهم است که همه نیازشان را یکجا بخرند و در وقت صرفهجویی شود.»
نجمه.م اما موضوع را مالیتر نگاه میکند: «حتی اگر قیمتها هم خوب باشد، مردم چقدر قدرت خرید دارند که یکماهه از نمایشگاه خرید کنند؟ باید غرفههای دائمی در شهر داشته باشیم.»
از سوی دیگر، طاهره ع ۵۰ ساله، از قیمت کیفها راضی است: «نسبت به فروشگاههای نیریز خیلی بهتر است.»
نازنین زهرا ک، دختر ۱۳ سالهای که کتاب تازهای در دست دارد، با ذوق میگوید: «کتاب را با قیمت خوبی خریدم. ای کاش نمایشگاه سالی دوبار برگزار شود.»
فرنگیس ش ۶۸ ساله هم با لبخند از پارچهها تعریف میکند: «قیمتشان عالی است.»
و زهرا م ۲۴ ساله، مزیت نمایشگاه را راحتی خرید میداند: «اینجا همه چیز پیدا میشود و لازم نیست برای خریدهای کوچک دنبال جای پارک بگردی.»
خوراکیها؛ وسوسه و هشدار
راهروی خوراکیها شاید شلوغترین بخش نمایشگاه باشد. شیرینیهای رنگارنگ، ترشیهای قرمز و زرد و ظرفهای پر از ادویه، چشمها را میگیرند. فروشندگان با قاشقهای تست میان جمعیت میچرخند؛ اما بعضی از بازدیدکنندگان، بوی ماندگی بعضی محصولات را حس کردهاند.
زهره ش ۳۶ ساله، هشدار میدهد: «باید بر مواد خوراکی نظارت بیشتری شود. روغن یا کرهای که ادعا میکنند اصل است، باید جلوی مشتری تهیه شود و مواد اولیه تازه باشد.»
ابراهیم ت که برای فرزندانش کیف خریده، قیمتها را مناسب میداند؛ ولی میگوید: «غرفههای خوراکی زیادی هستند، فراتر از نیاز.»
احمد م ۲۴ ساله، روی بهداشت تأکید دارد: «چیپس و پفک فلهای در این گرما چطور سالم میماند؟»
یک کاسب محلی هم انتقاد میکند: «وقتی ما در شهرمان هم اجناس، هم مالیات و اجاره داریم، چرا باید از غرفهداران غیربومی حمایت شود؟»
مشکلات فروشندگان غیربومی
گرچه بسیاری از فروشندگان از فروش راضیاند، اما مشکل اسکان و کمبود امکانات، بهویژه برای کسانی که از شهرهای دور آمدهاند، آزاردهنده است. نبود منزل مبله، سرویس بهداشتی نزدیک، آب آشامیدنی و حتی برق و اینترنت، از جمله دغدغههای مکررشان است.
ابوالفضل م ۱۵ ساله که در غرفه فستفود خانواده کار میکند، از سختگیریهای بهداشتی گلایه دارد: «برای ده روز اجاره کردهایم؛ ولی از ما سینک ظرفشویی و دو تانکر بزرگ آب خواستهاند. ما حتی آب خوردن نداریم.»
سالار ف، فروشنده شیرینی کردستانی، میگوید: «شب اول ما را به سرای آبیبی بردند؛ اما فردایش گفتند چون میزبان والیبالیستها هستیم، باید بروید. اینجا نه آب داریم، نه برق و نه اینترنت. هر بار برق میرود، یکی از لامپهای ما میسوزد.»
یک فروشنده سوغات نیز با گلایه از نرخگذاری میافزاید: «هزینه باربری و اسکان بالاست و وقتی قیمت واقعی را میگوییم، تهدید و جریمهمان میکنند.»
دیدگاهها از غرفهداران
علی خ ۳۸ ساله از آبادان و فروشنده ادویه: «فروش متوسط رو به خوب است؛ اما باز هم مشکل اسکان داریم.»
رضا ع ۵۰ ساله، فروشنده پوشاک یزد: «خرید مردم هر سال کمتر میشود.»
مطهره م فروشنده کیف چرم محلی: «ما که بومی هستیم مشکلی نداریم؛ ولی همکاران غیرنیریزی درگیر مشکل آب هستند.»
حمید م ۴۷ ساله، فروشنده سرانداز و چادر: «نیریز در حالی محصولات کشاورزی باکیفیت صادر میکند که حتی دو هتل ندارد. قیمت هتلها و خانههای اجارهای نجومی است.»
ح نادعلی ۳۳ ساله از استهبان: «فروش کفش متوسط است؛ ولی سرویس بهداشتی موجود نیست.»
معصومه ن، مسئول غرفه کتاب و لوازمالتحریر: «استقبال زیاد است؛ ولی قدرت خرید پایین است و امکانات سرمایشی و امنیتی کافی نداریم.»
حمیدرضا ک ۲۰ ساله، فروشنده ترشیجات و عرقیات: «فروش خوب است؛ اما نبود سرویس بهداشتی وجهه نمایشگاه را خراب کرده.»
شبهای شلوغ پایانی
هرچه به ساعات پایانی نمایشگاه نزدیکتر میشوی، ازدحام جمعیت بیشتر به چشم میآید. حوالی ساعت ۲۰، مسیرها چنان شلوغ است که جای سوزن انداختن نیست. کارگران تازه از سر کار آمده، کارمندانی که بعد از استراحت همراه خانواده آمدهاند و فروشندگانی که فرصت کوتاهی برای دیدن سایر غرفهها پیدا کردهاند، همگی در این بازار پرهیاهو حضور دارند. این شلوغی، هم نشانه نیاز مردم به چنین فضاهایی است و هم نشان میدهد که با همه نقدها، نمایشگاه عرضه کالا همچنان جاذبه خود را برای خرید و گشتوگذار حفظ کرده است.
