وظیفه پیامبر فقط ابلاغ است
جمعه این هفته ۲۸ ماه صفر سالروز رحلت پیامبر اسلام (درود خداوند بر او باد) و شهادت امام حسن مجتبی (سلام بر او باد) است. ضمن عرض تسلیت به رهروان این بزرگواران، در این نوشتار به وظیفه اصلی پیامبر به استناد متن وحی که در قرآن کریم آمده میپردازم. ابتدا ترجمه آیات زیر را ملاحظه فرمایید:
در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد](بقره / ۲۵۶/ ترجمه انصاریان)
-. [ای پیامبر]آنچه بر عهده توست فقط ابلاغ [پیام خدا]ست؛ و خدا به بندگان بیناست. (آل عمران / ۲۰ / ترجمه انصاریان)
- به راستى رهنمودهایى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر که به دیده بصیرت بنگرد به سود خود اوست و هر کس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست و من بر شما نگهبان نیستم (انعام / ۱۰۴/ ترجمه انصاریان)
علاقه مندان میتوانند به آیات انعام / ۶۶ و ۱۰۷ و یونس / ۹۹ و ۱۰۸ و فرقان / ۴۳ و شوری / ۴۸ و کهف / ۲۹ و ... مراجعه کنند.
وقتی پیامبر وظیفهای بیشتر از تبلیغ رسالت خود که عمدتاً شامل دو محور اصلی یعنی توحید و معاد میشود، ندارد آیا جانشینان آن حضرت یعنی ائمه اطهار (سلام خداوند بر همه آنها باد) و در زمان غیبت امامِ معصوم، علمای دین وظیفهای بیشتر از پیامبر که حامل وحی بود، دارند؟
خداوند انسانها را در انتخاب مسیر دنیوی آزاد و با اختیار آفریده. برای انتخاب راه مستقیم و درست نیز دو نعمت بزرگ و قوی به انسان ارزانی داشته: فرستادن پیامبران (ارسال رسل) و قوه تعقل و تفکر (پیامبر درون). راه مستقیم راهی است که به سوی خدای یکتا ختم میشود. رفتن به سوی خدا همان کمال حقیقی است. انسان برای پیمودن راه باید از دو نعمت بزرگ ذکر شده استفاده کند و خود را به سرمنزل مقصود برساند. پیامبران آمدند تا انسان را به این راه هدایت کنند. وظیفه پیامبران هدایت زبانی و لسانی است نه بیشتر. شاید این سؤال به ذهن آید که بسیاری از انسانها صرفاً با شنیدن پیام وحی از زبان پیامبران و خواندن متون کتب آسمانی - که کاملترین و آخرین آن قرآن کریم است - ایمان نمیآورند؛ مسیر مستقیم را نمیپیمایند، به بیراهه میروند، گمراه میشوند و به کمال مطلوب نمیرسند. اتفاقاً جان کلام و رمز اصلی اختیار داشتن و انتخابگر بودن انسان همین است. اگر توانست با استفاده از عقل خود رهنمودهای پیامبران و کتابهای آسمانی را برگزیند به رستگاری میرسد.
شاید این نقد مطرح شود که پیامبر اسلام و پیامبران توحیدی قبل از ایشان به کسانی که ایمان نیاوردند وعده عذاب دادند، هم عذاب دنیوی و هم عذاب اخروی. درست است اما این وعدهها همان ابلاغ است. پیامبر ابلاغ میکند که راه مستقیم این است و چنانچه این مسیر را نپیمایید مشمول عذاب میشوید؛ ضمن اینکه عمدهی عذابهای دنیوی نازل شده بر اقوامی که پیامبری بر آنها مبعوث شده زمانی رخ داده که خداوند قبلاً توسط فرستادگانش به مردم هشدار داده بود؛ علاوه بر آن ایمان نیاوردگان اقدام به آزار و اذیت پیامبران کردند، آنها را ساحر و دیوانه خواندند، برخی را کشتند بعضی ممنوعیتهایی که خداوند بر ایشان مقرر کرده بود رعایت نکردند که موجب نزول عذاب بر آنها شد.
با توجه به نکات بالا آیا حاکمان اسلامی وظیفه اجبار مسلمانان به ایمان آوردن را دارند؟ همینطور علمای اسلامی، مسیحی، یهودی و ... مجاز به اجبار مردم به ایمان و انجام شرایع دینی هستند یا صرفاً مأمور به ابلاغ و تبلیغ هستند؟ علاوه بر اینها ایمان فرایندی قلبی است نه ظاهری و زبانی. ایمان اجباری ماهیتاً ایمان نیست. مسئولیت اصلی دانشمندان دینی و مبلغان نهادهای دینی در جامعه بشری این است که از همه ابزارهای موجود برای رساندن و ابلاغ پیام خداوند استفاده کنند. مشغولیت انسانها به زندگی روزمره به ویژه در جامعه مدرن و پیچیده امروزی نیاز به تلاش بیشتر برای رساندن پیام خالص وحی است ضمن اینکه در همین جامعه مدرن ابزارهای رساندن پیام هم به خاطر رشد و توسعه تکنولوژی اطلاع رسانی دائماً در حال رشد و توسعه است و ابزار مؤثری برای متولیان تبلیغات ناب و خالص دینی است.
باشد تا با پیام وحی بیشتر آشنا شویم و اثربخشترین و کوتاهترین راه را برگزینیم.
سالم و موفق باشید