نگاهی گذرا به سی و پنج سال شعر نیریز
توضیح نیتاک:
نوشتار زیر به قلم ب. شاهنده، که نگاهی گذرا بود به سی و پنج سال شعر نیریز، در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۳ در شماره ۴۹ هفتهنامه عصر نیریز به چاپ رسید. دراین نوشتار اشارتی شده به نقش استاد پورصدر و دیگر شعرا در شعر معاصر نیریز.
سالهای آخر دههی چهل بود، و سالهای آغازین جستوجوهای من در لابهلای کتابها. پس از آشنایی مختصر با چند شاعر کلاسیک و بعضی سرایندگان عصر مشروطه، تازه به سراغ شعر نیمایی رفته بودم که معلمان مدرسهام با طعنه و تمسخر از آن یاد میکردند. یعنی حقیقت ادبیات را نه در کلاسهای مدرسه و دانشگاه که در مطالعات شخصی کشف میکردم و چهرههای شاخص شعر نیمایی، چون شاملو، اخوان و فروغ، ذهن تازهجوی مرا سرشار میکردند.
در همین سالها بود که چند شعر نیمایی از شیرین دیانت در یکی از مجلات چاپ شد، و پس از او شعرهایی از محمدجواد پورصدر. پس میتوان گفت که شیرین دیانت شعر معاصر نیریز را بنیانگذاری کرد.
در این نوشته کوشش بر آن است تا شعر این شهر، از آن زمان تا به حال تقسیمبندی و به اختصار بررسی شود.
اگر نامهایی در این نوشته نیامده، یا شعری از آنها در اختیار نگارنده نبوده است، یا سرودههایشان هنوز قابل اعتنا نیست.
گفتیم که شیرین دیانت بنیانگذار شعر معاصر نیریز بود. گذشته از او محمدجواد پورصدر نیز در این زمینه کارهایی ارائه داد. شعر دیانت از لطافت و روانی برخوردار بود و تصویرهایی تازه و نو داشت:
«به چشم آسمان، تابنده مروارید باران است
حریر باد، لغزان بر تن لخت درختان است
شبی تاریک
شبی طولانی از فصل زمستان است
و روشن چلچراغ اشک من در معبد پرهیز چشمان است ...»
شعر پورصدر نشانگر مطالعه او در ادبیات قدیم و جدید بود، و از مایههای اجتماعی نیز بهره داشت:
بر سنگفرش کوچه صدا میکرد
سم ضربههای اسب سیاهیها
ماهی درون آب نمیجنبید
یخ بسته بود کلبهی ماهیها
شعر معاصر نیریز که با گفتههای این دو شاعر آغاز شده بود، پس از چند سال از حرکت باز ماند. یعنی نه این دو گوینده اشعار تازهتری ارائه دادند، و نه دیگران این راه را پی گرفتند.
پس از این دو، شعر معاصر این شهر تا دو دهه دوران رکود را گذراند. در این دو دهه تنها مختار کمیلی بود که گهگاه در عرصه شعر معاصر نیریز قدمی بر میداشت.
در میانه دهه ۷۰ خورشیدی نوپردازان دیگری به این راه قدم گذاشتند که برجستهترین آنها مهین نظری است. گذشته از نظری، شعر حلیمه عادلیان، زهره خازن، صدیقه شاهسونی، ابراهیم خرشاد و سمیه غزال نیز بیانگر استعداد آنهاست.
به موازات شعر نیمایی، در سالهای دهه ۸۰، غزل نو نیز در این شهر پا به عرصهی وجود نهاد. طاهره پرنیان، امینه دهقان، مهدی اعیانمنش و حسین کیوانی شعرشان در این شاخه جای دارد. شعر این شاعران، با حفظ قالب قدیم، میکوشد تا زبان و بیانی نو داشته باشد. شعر زندهیاد احمد ملایی نیز که قبلاً بافتی کهنه داشت، در همین سالها به شعر این گروه از شاعران نزدیک شد. شعرهایی که اگرچه گاه از تصویرسازیهای خلاق برخوردار شد، شکل ذهنی منسجمی نداشت و از یکدستی بافت کلام نیز بیبهره بود.
سومین گروه شاعران نیریز، کسانی بودند که میتوان تعبیر متناقضنمای «قدمای معاصر» را دربارهی آنها به کار برد. این گروه را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: آنها که هنوز جواناند و امکان پیشرفت در عالم شعر برای آنهاست. از این دستهاند: فاطمه محمدعلیپور، افسانه میرزازاده و محمدامیر جلالی.
شعر میرزازاده و محمدعلیپور، بیانگر آن است که این دو سراینده هنوز افقهای وسیع عالم شعر را کشف نکردهاند. شعر محمدامیر جلالی نشان دهندهی استعداد شاعری جوان است که ذهنش در سدههای گذشته سیر میکند.
دسته دوم آنهاییاند که دیگر امکان تغییر یا پیشرفتی در شعرشان نیست. محمد معانی، مصطفی آزاد، ایرانمنش و ضیغمی از این دستهاند. شعر محمد معانی نشان میدهد که بیتها و مصراعها با زبانی ساده به هم ربط داده شدهاند. شعر آزاد، نه حاصل خلاقیت که نتیجهی لحظههای تنهایی کسی است که با سرودن خود را مشغول میکند. ایرانمنش نیز وزن و قافیه را برای پیدایش شعر کافی میداند. شعر ضیغمی اگرچه تازگی و جنبهی آفرینندگی ندارد، از روانی و شیوایی بیبهره نیست.