کدام محرم و صفر؟
حجتالاسلام دکتر حسین سروش دینپژوه و امام جماعت حسینیه ثاراله اربعین یکی از فصلهای زیارتی امام حسین(ع) است. البته زیارت ایشان در طول سال به هر مناسبتی و در هر موقعیتی و در هر زمانی که دارای فضیلتی باشد، مورد تأکید قرار گرفته است. کافی است شما مفاتیح الجنان را نگاه کنید تا ببینید در هر مناسبتی یکی از اعمالی که وارد شده است، زیارت امام حسین(ع) است؛ نیمه شعبان، بیست و هفتم رجب، لیالی قدر، اربعین و هر مناسبت دیگر. سؤالی که مطرح میشود این است که این مقدار تأکید برای زیارت اباعبدالله الحسین(ع) برای چیست؟ این مقدار اهمیت برای زیارت ایشان چه فلسفه و حکمتی دارد؟
جمله معروفی از امام راحل وجود دارد که ایشان فرمودهاند: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» و باز این سؤال مطرح است که کدام محرم و کدام صفر؟ برای یافتن پاسخ این سؤال بهتر است که به کلام معصومین مراجعه شود تا به دور از ابتلا به جهل و خرافات، حقیقت را به دست آورد.
در «زیارت اربعین» که از زبان امام صادق(ع) نقل شده، نکات زیادی وجود دارد. امتیازی که این زیارت نسبت به سایر زیارتهای حضرت دارد، تحلیلی است که از واقعه شهادت امام حسین(ع) ارائه شده است. در فرازهای آغازین این زیارت در مناجات با خدا عرض میکنیم: «و بَذَلَ مُهجتَهُ فیک لِیَستنقظَ عبادَک مِن الجهالۀ»؛ حسین بن علی(ع) در راه تو خون داد، تا بندگان تو را از جهل و نادانی نجات بدهد! این که امام حسین(ع) قیام کرد تا با ظلم مبارزه کند، امر به معروف و نهی از منکر کند، امت اسلامی را اصلاح کند، اینها در منابع مختلف موجود است. اما اینکه حضرت قیام کرد و خون داد، تا مردم از جهل و نادانی رهایی پیدا کنند، مطلب عجیبی است؟
نزدیک به هزار و چهارصد سال از واقعه عاشورا گذشته است و شیعیان از همان ابتدا و با راهنمایی ائمه اطهار(ع) اجازه ندادهاند که این ماجرا در بیراهههای تاریخ به فراموشی سپرده شود. اما آیا همین شیعیان از جهالت نجات یافتهاند؟ مطالعه تاریخ، به وضوح نشان میدهد که جامعه شیعیان با وجود برخورداری از منابع اصیل و اتصال به منبع عظیم ولایت و امامت، آنچنان که شایسته و بایسته است به جایگاه واقعی خود نرسیده است. همین موضوع کافی است تا شیعه حقیقی را به فکر فرو برد که ایراد کار کجاست؟ جامعهای که اندیشههای امیرالمؤمنین(ع) و ائمه اطهار را به عنوان پشتوانه فکری خود به یدک میکشد میبایست الگوی سایرین باشد.
مسئله این است که احساس و درک فساد در جامعه ما به صورت یک درک عمومی درآمده است و این غیرقابل انکار است. چرا وضع ما اینطور است؟ مگر ما قرآن و پیامبر(ص) نداریم، مگر ما علی بن ابیطالب(ع) و حسین بن علی(ع) نداریم؟ مگر این معصومین الگوهای اصلاح در جامعه نبودند؟ پس چه تناسبی بین وضع ما و این الگوها وجود دارد و ما از این مکتب چه استفادهای کردهایم؟ این خیمه امام حسین(ع) چه تغییری در وضع ما بهوجود آورده است؟ در مراسم محرم شرکت و عزاداری میکنیم اما فاصله ما با امام حسین(ع) خیلی زیاد است! گمان کردهایم که عزاداری و اشک تنها مسئولیت ماست! خیال کردهایم که با عزاداری و سینهزنی وظیفه ما بهپایان میرسد! تصور کردهایم که این خیمهها فقط برای همین درست شده که بنشینیم و عزاداری کنیم!
با توجه به این که رفع جهالت و سرگردانی یکی از مهمترین اهداف اباعبدالله(ع) معرفی شده است، حضور و فعالیت ما در جلسات عزای حضرت باید در همین راستا باشد. مجلسی که به نام و یاد امام حسین(ع) برگزار میشود اما موجب کسب معرفت و آگاهی برای مردم نباشد، مجلس کاملی نیست. جلسات عزاداری اباعبدالله(ع) به شرطی دارای ارزش واقعی هستند که بتوانند در فکر و اندیشه حاضرین تأثیر گذاشته و موجب برطرف شدن جهالت از جامعه شوند.
اگر با چنین نگاهی وارد جلسات عزای حضرت شویم متوجه خواهیم شد که چرا امروزه این مراسم آن طور که باید و شاید در جامعه تأثیرگذار نیستند. معلوم میشود که یکی از نیازهای جامعه ما بازنگری در برگزاری همین مراسم است. این اندیشه به ما نشان میدهد که کدام محرم و کدام صفر است که موجب زنده نگه داشتن اسلام میشود. انسان پیرو حسین(ع) قدم به قدم در زندگی به دنبال رفع جهالت است نه این که تنها به یک نمایش خیابانی بسنده کند!