شعردونی
دیگر مگر خزانه شما جا گذاشتید؟
تا لحظه ای که پا به ثریا گذاشتید
بر شانه های چند نفر پا گذاشتید؟
از لطفتان کمال تشکر، که لااقل
خلق گرسنه را به خدا واگذاشتید
در شهر مصر، پیرهن هرکه پاره بود
انگشت روی شخص زلیخا گذاشتید!
بابا شبیه «آ»ی بدون کلاه شد
از بس کلاه بر سر بابا گذاشتید!
فعلاً که زنده ایم ولی فکر می کنم
ما را برای روز مبادا گذاشتید
«باشد که از خزانه غیبم دوا کنند»
دیگر مگر خزانه شما جا گذاشتید؟

نظر شما
امید لباس عافیت درتن داشته باشید شعر مگر خزانه را جا گذاشتید بسیار یک شعر عالی خوشم آمد