تعداد بازدید: ۲۹۲
کد خبر: ۱۸۶۶۷
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۱ - 2023 25 November
پای درس استاد علی صفایی حائری- عین صاد

در گرفتاری‌ها خود را به هر دری نکوبیم

- در اتاق نشسته بودم که از سوراخ شیشه شکسته‌ای زنبوری به درون آمد و سپس پرواز‌های اکتشافی را شروع کرد و بعد هم برای بازگشت آماده شد، اما به هر طرف که می‌رفت با شکست روبرو می‌گردید. به شیشه می‌خورد و به زمین می‌افتاد تا این که ضربه کفشی راحتش کرد.

این درس من بود که هنگام گرفتاری، خود را به هر طرف نکوبم؛ بلکه به راه بازگشت فکر کنم و آن را بیابم و خود را خلاص کنم.

کسانی که به اندازه تمامی عمرشان آگاهی به دست آورده‌اند، ولی به اندازه یک لحظه هم گامی بر نداشته‌اند، بدانند که همین آگاهی‌ها، اغلال و زنجیرهاشان می‌شود و آن‌ها را خُرد و خسته می‌کند.

این که می‌بینید با باری از معلومات و مطالعات و آگاهی‌ها، هر کدام فرعونی شده‌ایم و آشکار و پنهان دعوا‌ها داریم به همین خاطر است که آگاهی یک عمر را به دوش گرفته‌ایم، ولی حرکت یک لحظه را هم نداشته‌ایم. باری که بازده نداشته باشد، چه کمر‌ها که نمی‌شکند! باشد که هر کدام از ما مولّد باشیم نه محتکر!

- یک دانه گندم را وقتی به دل خاک می‌دهند، هفتاد برابر بر می‌گردانَد.

پس حاصل من کو؟ شکوفه‌های من کو؟ جز کینه‌های متراکم، جز نفرت‌ها، جز حسادت‌ها و جز توقع‌ها چیزی در دل من سبز نشده است.

در سوره عادیات آمده است: قسم به حرکت که انسان راکد و ناسپاس است؛ (اِنَّ الْانْسانَ لِرَبِّهِ لَکنُودٌ). بی‌فایده است و راه نیفتاده.

انسان جز برای ربّش برای همه چیز می‌دود.

(قُتِلَ الْانْسانُ ما اَکفَرَه). مرده باد این انسان که چه ناسپاس است! در حالی که همه هستی به او ختم شده و پیوند خورده است.

او ثمره و میوه همه هستی است.

همه هستی به تو منتهی شده تا تو به بلوغ برسی. حال تو خودت را برای چه کسی خرج می‌کنی؟ زیر دندان چه کسی می‌روی؟ در چراگاه سبز عمر تو چه کسی خیمه می‌زند و از این لحظه‌های عمر تو چه کسی بهره برداری می‌کند؟

- با یکی از دوستان خوبم بر سر سفره نشسته بودیم. او به پیاز علاقه داشت و به خوردن آن مشغول بود.

کودکی در آنجا بود، مقداری پیاز در دهان گذاشت. اشکش سرازیر شد و زبانش سوخت و آن را رها کرد.

دوستم خندید؛ خنده‌ای پربار و پر از برداشت؛ که آن تیزی و تندی که کودک را فراری کرده، مرا به سوی خود کشانده است و سپس ادامه داد در برابر سختی‌ها و ناراحتی‌ها عده‌ای به همان خاطر که ما فرار می‌کنیم، به استقبال می‌روند و از سختی‌ها بهره می‌گیرند.

همان درد‌ها و فشار‌ها که ما را از پای در می‌آورد، همان‌ها به عنوان پا، عامل حرکت و پیشرفت و ورزیدگی عده‌ای می‌شود.

- شاید گام اول توحید، این باشد که انسان به توحید با خودش برسد؛ ظاهر و باطنش را یکی کند، واقعیت موجود خویش را با حقیقت متعالی انسان، یگانه کند.

در گرفتاری‌ها خود را به هر دری نکوبیم

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها