قرآن در میان مردم اما مهجور
در شمارههای پیشین درباره واژه خرافه و خرافات و تحریف در واقعه عاشورا مطالبی بیان شد. در این شماره ادامه مطالب را میخوانید.
*****
برای مبارزه با خرافه در دین اسلام بهترین کار آن است که ما قرآن را مبنا قرار دهیم. اگر فکر یا عملی را قرآن تائید کرد، درست است و اگر تائید نکرد، آن کار را نمیتوان انجام داد و در صورتی که آن را انجام دادیم، از نوع کارهای خرافی خواهد بود.
ما باید بدانیم که این قبیل کارها از نظر عقل و شرع مردود یا مشکوکند و جزء اعمال دینی ما نیستند.
دریغا که ما به ندرت قرآن را به عنوان راهنمای خود میخوانیم. ما معمولاً قرآن را برای کسب ثواب میخوانیم. یا اجرای آیین و مراسم.
ما در ارتباط با قرآن باید چند کار مهم و جدی را انجام دهیم:
اول این که قرآن کریم را بیشتر به میان مردم ببریم.
ما در اثر برخی غفلتها در طول تاریخ به مرحلهای رسیدهایم که به قرآن کریم کمتر از هر کتاب دیگری میپردازیم.
کتابهای مختلف در موضوعات گوناگون را مطالعه میکنیم، حتی مجله و روزنامه میخوانیم تا از آنها چیزی بیاموزیم، اما کمتر کسی است که روزانه چند صفحه از قرآن کریم را به عنوان یک کتاب راهنما و با هدف آموختن چیزی از زبان وحی مطالعه کند و بخواند. تا جایی که گاهی در زبان مردم عادی، این گونه مطرح میشود که شیعه، به عترت پیامبر توجه میکند، اما از قرآن غافل است.
در صورتی که توجه به عترت به خاطر آن است که پیرو راستین قرآنند، نه در برابر قرآن. امکان ندارد که کسی به قرآن توجه نکند، اما پیرو عترت و اهل بیت پیامبر باشد.
بی تردید کسی که از قرآن غفلت کند، دوستی او با عترت پیامبر نیز یک دوستی بیمحتوا و بیارزش خواهد بود.
آری، اگر واقعاً پیرو اهل بیت باشیم باید مدام از قرآن راهنمایی بگیریم و لحظهای از آموزههای آن غفلت نورزیم.
در حالی که ما تنها روخوانی قرآن را مورد توجه قرار میدهیم، آن هم برای کسب ثواب یا آمرزش مردگان.
اگر بر خواندن قرآن تأکید شده است، بیتردید منظور از آن، این نبوده که لفظ قرآن را بدون توجه به معنا، فقط برای کسب ثواب و آمرزش بخوانیم.
زیرا نزول قرآن با این هدف نبوده است که مردم با خواندن آن ثوابی ببرند.
بلکه نزول قرآن با این هدف بوده است که مردم با خواندن آن به راه راست بروند و از شرک و خرافه رها گردند.
هم اکنون در جامعهی ما چند نفر قرآن را به عنوان یک کتاب راهنما میخوانند؟ بیتردید بیشتر مردم آن را به قصد کسب ثواب، تلاوت میکنند.
جای بسی تأسف است که امروزه در جهان اسلام و در کشور عزیزمان ایران، هزینههایی که در جهت ترویج قرآن صرف میشود، متوجه مسائل ظاهری آن است.
همانند آموزش روخوانی قرآن، تجوید، چاپ، کارهای هنری و تزئینی، نوشتن و چاپ قرآن در حجمهای بزرگ، یا کوچک غیر عادی و تلاوتهای گوناگون آن.
اما برای معرفی آرمانهای قرآنی و رهنمودهای اعجاز گونه، زنده و امروزی آن در جهت زندگی بهتر انسانها و افزودن بر آگاهی، آزادی، ارج و اعتبار انسانها، چیزی هزینه نمیکنند.
چنین رفتاری با قرآن باعث شده است که هر خانه و خانواده یک یا چند قرآن با چاپ نفیس داشته باشد، اما کمتر آن را با این هدف بخوانند که چیزی از آن برای زندگی خود بیاموزند.
در مسجدها و اماکن مقدس ما نیز قرآن را تنها برای کسب ثواب میخوانند نه آموزش چیزی از آموزههای آن؛ و دریغا که حتی برای کسب ثواب نیز قرآن کمتر از زیارتنامهها و دعاهای معروف خوانده میشود.
کمتر محفل و جلسه مذهبی است که برنامهی آن بر محور آموختن از قرآن باشد. بلکه محور اصلی، دعا، توسل و عزاداری است.
من منکر فضیلت دعا و عزاداری نیستم، اما ما بیش از اینها نیازمند توسعهی عقل و اندیشهی خودمان هستیم تا در مسیر درست قرار بگیریم وگرنه از شب قدر نیز سودی نخواهیم برد، چه رسد به مجالس نیایش و عزاداری! زیرا اگر ما در اصول اعتقادی و مبانی فکری به بیراهه رویم یا ضعیف و ناتوان باشیم، از اعمال و رفتارهای مستحبی چیزی به دست نخواهیم آورد.
ادامه دارد
برگرفته از:
یثربی، سید یحیی (۱۳۹۹) فلسفه خرافات/ معرفی و شناخت خرافات، علل و انگیزههای گرایش و مبارزه با آن، تهران: امیرکبیر، صص ۲۹۷ تا ۲۹۹