تعداد بازدید: ۱۷۶۷
کد خبر: ۱۷۷۸۲
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۱ - 2023 19 August
کهن طنز

حکایت خر و کره‌خر و گاو

نویسنده : عبید زاکانی

مردی ماده گاوی داشت و خری و کره خری.

خر بمرد و شیر گاو را به کره خر می‌دادند و ایشان را دیگر شیری نبود که خود بخورند! مرد روزی دعا کرد که خدایا این کره خر ما را مرگی بده، تا فرزندانم شیر گاو بخورند...

فردا روز، چون به طویله وارد شد، دید که گاو مرده است...!

مردک را دود از سر به در رفت و گفت: خدایا تو گاو از خر نمی‌شناسی، پس چگونه خداوندی کنی؟!

برگرفته از: عبید زاکانی- مکتوب قلندران، ص ۳۰۷

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها