آتش در حریمِ حرم
باری دیگر رخدادی تلخ در ایران رقم خورد و چندی از هموطنان بیگناهمان در مکانی مقدس به خون کشیده شدند و جانهای عزیزی تلف شدند.
این دومین حادثه تروریستی بود که در حرم شاهچراغ (ع) شیراز رخ داد و کسانی که برای آرامش و معنویت به این حرم پناه برده بودند، هدف حمله واقع شدند. کسانی که نه عضو گروهی بودند و نه دستهای و نه با کسی سر جنگ داشتند.
در میدانِ جنگ دو طرف با سلاح میآیند. گرچه آن هم قبیح است و مردود، اما آنجا اگر تیری شلیک میشود و خونی به زمین میریزد، ذات جنگ است. این که کسی یا کسانی سلاح به دست وارد مکانی مقدس و امن میشوند و حریمِ حرم را میشکنند و بر روی افرادی بیسلاح و بیسنگر آتش میکشند، تأثر و تأسف و اندوه را افزون میکند.
بدترین کارِ ممکن این است که یک مکان یا نماد مقدس را وارد بازی سیاست و اختلاف میکنند و بر نفرتها و کینهها و عقدهها دامن میزنند.
این روزها خبر قرآن سوزی در قلب اروپا، قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
دولتهای غربی که خود را نماد دموکراسی میدانند و نقشِ احترام به ادیان و افکار را بازی میکنند، با چه توجیهی اجازه میدهند یک فرد یا گروه، کتابِ یک دین و چند میلیارد پیروان آن را در برابر دوربینها آتش بزند؟ که چه؟ برای آزادی بیان و عقیده؟
این جز آزادیِ نفرتپراکنی چه میتواند باشد؟ جز آزادیِ اختلافافکنی بینِ ادیان چیست؟ آنگاه اگر موجِ انجیل و توراتسوزی راه افتاد و به دنبال آن آتش زدن مکانهای مقدس، دیگر چه قدرتی میتواند آن را آرام کند و آب بر آتش ریزد؟
در همان اروپا اگر یک سفیدپوست به یک سیاهپوست توهین کند، همه فریادِ نژادپرستی سر میدهند، اما به راحتی مجوز سوزاندن یک کتاب را که برای میلیاردها انسان مقدس است صادر میکنند.
«ایمان» مصدر باب افعال، از ریشه «أمن» به معنای ایجاد اطمینان و آرامش در قلب خویش یا دیگری است.
ایمان برای انسان در حکم پناهگاه و مایه آرامش است و در سایه آن به امنیت میرسد.
تیراندازی در یک مکان مقدس و آتش زدن کتاب مقدس مربوط به هر دین و آیینی، باید از سوی همه به شدیدترین وجه محکوم شود.