عقلانیت راه مبارزه با خرافهپرستی
در شمارههای پیشین درباره واژه خرافه و خرافات و تحریف در واقعه عاشورا مطالبی بیان شد.
در این شماره ادامه مطالب را میخوانید.
*****
توجه به عقلانیت
اگر ما سطح عقلانیت خود و جامعه را بالا ببریم، میتوانیم در برابر خرافات ایستادگی کنیم.
بالا بردن سطح عقلانیت جامعه، نیازمند بیداری و روشناندیشی تعدادی از مردم آن جامعه است.
این روشناندیشان با رسالتی که احساس میکنند، برای توسعه روشناندیشی خواهند کوشید.
ما اگر با اندیشه روشن و تفکر روشمند به انسانشناسی بپردازیم، و نیازها و حقوق اساسی انسانها را شناسایی کنیم، آنگاه تعالیم قرآن کریم و اسلام را با توجه به این انسانشناسی، با توجه به نیازها و حقوق فطری بشر میتوانیم مبنا و مرجع خودمان قرار دهیم، و اسلام را درست بشناسیم.
همین درستشناسی ما را در برابر هجوم خرافات پشتیبانی کرده و یاری میرساند.
شناخت درست و نیز روش درست و کارآمد شناخت را تا حدودی در گذشته توضیح دادیم.
در اینجا به اختصار، به نکته مهمی اشاره میکنم و آن اینکه ما هر گزاره و هر چیزی را به دلایلی میپذیریم.
اگر ما به دین اهمیت میدهیم، دلیل داریم و اگر به خرافه هم اهمیت میدهیم، باز هم دلیل داریم.
یک نفر اگر نماز میخواند دلیل دارد.
ثلاً دلیلش آن است که میخواهد خدا را از خود راضی کند و اگر نماز را از روی ریا بخواند، باز هم دلیل دارد.
زیرا میخواهد نظر مردم را به خود جلب نماید.
همین آدم اگر به دعانویس هم مراجعه کند، باز هم دلیل دارد.
چون به گونهای میخواهد مشکلی را حل کند؛ بنابراین به خاطر حل مشکل خود به دعانویس مراجعه میکند.
این نکته را که برای انجام هر کاری، دلیل و انگیزهای داریم در نظر بگیریم.
پس بیاییم ببینیم آن نتیجهای که با این کارمان میخواهیم به آن برسیم، از نظر عقلی و حتی از نظر شرعی درست است یا نه. مثلاً وقتی مریض هستیم، اگر به پزشک مراجعه میکنیم درست است، زیرا از نظر عقلی داروی پزشکان میتواند بیماری ما را بهبود ببخشد و تسکین دهد.
اگر برای رضایت خدا نماز میخوانیم، این هم از نظر شرع دلیل دارد، چون خود خداوند این دستور را به ما داده است. اما اگر با دعانویسی میخواهیم مشکلی را از میان برداریم باید دقت کنیم که از نظر دلایل عقلانی این کار درست است یا نه؟ یعنی به وسیله دعای دعانویس آن مشکل حل میشود یا نه؟ علاوه بر دلایل عقلی یا با قطع نظر از دلایل عقلی، باید ببینیم که در آموزههای قرآن کریم و در رفتار پیامبر چنین کاری تأیید شده است؟ یعنی آیا از بزرگان ما کسی برای دیگران دعا نوشته است؟ یا کسی را برای دعا نوشتن و دعا گرفتن، راهنمایی کرده است؟! بنابراین یکی از سادهترین دستورها برای تشخیص عقلانی بودن یا نبودن یک چیز، آن است که ما ببینیم آن باور یا آن رفتار ما، تکیهگاه یا دلیلی در عقل یا شرع دارد یا نه؟ مثلاً دست بوسی اشخاص که ما گاهی این کار را به عنوان چاپلوسی و گاهی هم به عنوان یک عمل خیر انجام میدهیم، از نظر عقل و شرع قابل قبول است یا نه؟ در مورد چاپلوسی، نه تنها دلایلی برای درستی کار نداریم، بلکه چاپلوسی در عقل و شرع هم سرزنش شده است.
اما در مورد دست بوسی به قصد عمل خیر و فضیلت مانند دست بوسی مشایخ و بزرگان.
در اینجا هم عقل میگوید که چنین کارهایی اگرچه مایهی تجلیل دیگران است، اما وسیلهای برای تحقیر انسانها هم است.
یعنی اگرچه کسی که دستش را میبوسند، در ظاهر بزرگ میشود، ولی کسانی که دست او را میبوسند، تحقیر میشوند.
این از نظر عقل، اما در دین هم به ما چنین دستوری ندادهاند که دست کسانی را ببوسیم.
حتی پیامبر (ص) و علی (ع) نیز به کسی چنین اجازهای ندادهاند.
پس این کار، کار درستی نیست، بلکه خرافه است.
اما اگر کاری انجام دادیم که در عقل و شرع تکیهگاهی داشت، مثل کمک به گرفتاران که در عقل و شرع پذیرفته شده است، چنین کاری درست خواهد بود و یک کار عقلانی به شمار میرود نه خرافی؛ بنابراین همیشه باید باورها و رفتارهایمان را با این ملاک ارزیابی کنیم که آیا در واقعیت جهان، آن مقدمات با آن نتایج ارتباطی دارند یا نه! عقل و تجربه آن را تأیید میکنند یا نه؟ و اگر کار جنبه شرعی داشت، ببینیم در منبع اصلی شریعت که قرآن است، چنین کاری تأیید شده و قابل تأیید است یا نه؟ اگر از نظر عقل یا شرع مردود شمرده شد یا مشکوک به نظر آمد، باید از انجام چنین کاری خودداری کرد.
برگرفته از:
یثربی، سید یحیی (۱۳۹۹) فلسفه خرافات/ معرفی و شناخت خرافات، علل و انگیزههای گرایش و مبارزه با آن، تهران: امیرکبیر، صص ۲۹۵ تا ۲۹۷