تعداد بازدید: ۳۷۹
کد خبر: ۱۷۷۰۴
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۶:۱۱ - 2023 13 August
ماجراهای من و بی‌بی

تو میگی من هیچ پُخی نیسم؟

نویسنده : گلابتون

از در آمدم تو و داشتم خودم را باد می‌زدم که بی‌بی گفت:

- خووو، چه خَوَر؟

- سلامتی بی‌بی. خبر خاصی که نیس.

- ینی چی‌چی خَور خاصی نیس؟

- ینی خبر خاصی نیس دیگه بی‌بی، چی باید بگم؟

- ینی دو ساعته رفتی خونِی اعظم هیچی نگفتین؟ حرف نزدین؟ هیطو مث ه دو چَش نِشِسین نیگا هم کردین؟

- نه اینکه چیزی نگن که، ولی حرف خاصی نبود بی‌بی.

- خو هو حرفی که خاص نبوده بوگو.

- اووووم، مثلاً، مثلاً نسرین دختر اعظم خانوم می‌گف شنیدم سوری میخواد بره خارج.
بی‌بی چشمانش گرد شد و صاف نشست.

- کجاااااا؟

- خارج، حالا راست و دروغش رو نمی‌دونم بی‌بی.

- فرنگ؟ سوری؟ اگه سوری باخاد بره فرنگ، فرنگ بویه کجا بره؟ اَی مرده‌شور پَک و پوزُشه بزنن.

- وا! چرا بد و بیراه می‌گی خب بی‌بی، بعدشم از کجا معلوم که دروغ باشه؟ شاید دخترش که خارجه، براش دعوت‌نامه فرستاده باشه.

- غلط کرده، ای فرنگ نرفته و نِیشه زیر بادُش گیر کنی، دیه ایه فرنگ بره خو جَواب سلام کسی‌ام نیده.

سکوت کردم که گفت:
- چیطوره منم یَی سفری برم.نگاهش کردم.

- کجا بی‌بی؟

- هی فرنگ دیه.

چند لحظه‌ای در سکوت گذشت...

- برا خارج رفتن پول داری بی‌بی؟ پول زیاد...

- نه!

- زبان بلدی؟

- نه!کسی رو داری برات دعوت‌نامه بفرسته؟

- نه.

- دَرسِت خوب بوده که بورسیه تحصیلی بشی مثلاً؟

- نه.

- خو پس چی می‌‌گی بی‌بی جون؟

- چی‌‌چی می‌گی و زَر مار. ینی تو دری با ای حرفات زیر پوستی میگی من هیچ پُخی نیسم؟

- من غلط بکنم بی‌بی. ولی میگم برا خارج رفتن باید حداقل یکی دوتا از این گزینه‌ها رو داشته باشین دیگه.

- برووووو بینم. اصن سوری هیچی، میه ای آقازادایی که میرن فرنگ، همشون بری علم میرن؟

- وا! بحثو برای چی سیاسی می‌کنی بی‌بی؟ خوبیت نداره، حداقل اگه اونا برا علم نمیرن، پول دارن. نیمچه زبونی هم بلدن.
بی‌بی کمی فکر کرد.

- ینی تو میگی نرم ننه؟

- ینی الان شما فقط منتظر تأیید منی بی‌بی؟

- نه والا. به قول تو شرایطُشم جور نیس خو.

- آره بی‌بی. منم همینو میگم دیگه.

- اَی مرده‌شور تو رِ بزنن که یَی فرنگی‌ام نرفتی که بری من دَوَت‌نامه بفرسی.

- وا! بی‌بی، به من چه خب؟

- دروغ میگم میه؟

مکثی کرد ...

- میگم گلابی.

- جونم بی‌بی؟

- حالا فرنگ نرفتیم، یَی قِشمی خو می‌تونیم بیریم، نه؟

- قشم؟ کی تو این گرما میره قشم آخه بی‌بی؟ جهنمه الان، جهنم.

- راس می‌گی. نپه چیطوره بیریم شیراز یَی شاه چراغی، نه؟

- شیراز؟ شیرازم همیشه می‌رفتیم خونه عمه ملوک که اونام خودشون اومدن نی‌ریز بی‌بی.

- ها، راس میگیه.

- اصن حالا که ایطو شد پوشو یَی چی دُرُس کن شوی با مش موسی بیریم سرِ آسیو! ها؟

- خوبه بی‌بی، پیشنهاد بدی نیس.

- پابوشو خو نپه شو شد!

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها