تعداد بازدید: ۴۷۰۷
کد خبر: ۱۷۷
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۲ - 2016 12 June
سرمقاله

کلاه خودت را بچسب!

امین رجبی سردبیر نی‌ریزان فارس

چند شماره پیش در همین ستون درمورد آفت بی‌تفاوتی اجتماعی و نمونه‌های آن در نی‌ریز مطالبی عنوان شد و قرار بر این گردید که عوامل اجتماعی این آفت نیز بیان شود.


وقتی مراتع طبیعی دچار آتش‌سوزی می‌شود و مردمی که در همان نزدیکی حضور دارند برای کمک اقدامی نمی‌کنند؛ وقتی یک مصدوم حادثه ترافیکی روی زمین افتاده و دیگران فقط تماشا می‌کنند؛ یا وقتی یکی از مهم‌ترین دریاچه‌های جهان یعنی بختگان در چند کیلومتری ما خشک می‌شود و بدل به شوره‌زار می‌گردد و ما برای نجات آن اقدام عملی نمی‌کنیم؛ همه نشانه‌هایی است که می‌گوید دچار «بی‌تفاوتی اجتماعی » شده‌ایم.


اما چرا به اینجا رسیده‌ایم؟ ما که در دوران انقلاب و یا جنگ 8 ساله با عراق،  آن اندازه مشارکت و حس مسئولیت داشتیم و سرنوشت جامعه برای‌مان مهم بود، چرا اینگونه بی‌تفاوت شده‌ایم؟!


همه اینها بر می‌گردد به «بی‌تفاوتی اجتماعی».


بی‌تفاوتی اجتماعی می‌‎تواند نمودهای مختلفی داشته باشد: خودداری از کمک به مجروحان در تصادفات، عدم اعتراض به تخریب اموال عمومی توسط یک شهروند و حتی بی‌تفاوتی به وضع معیشت افراد نیازمند.


از دید اجتماعی، «بی‌تفاوتی» نوعی «بیماری» است. همانگونه كه در نقطه مقابل آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوعدوستی در زندگی فردی و جمعی، نشانه پويايی و سلامت جامعه است.


این یعنی جامعه‌ای که مرمانش بی‌تفاوت هستند، جامعه‌ای راکد و بیمار است و در مقابل، جامعه‌ای که در آن حس مسئولیت و مشارکت اجتماعی بالا است، پویا و زنده به حساب می‌آید.
مردمانِ دچار بی‌تفاوتی اجتماعی، جامعه‌ای می‌سازند که در آن احساس رضایت نمی‌کنند. همانگونه که لیپست در کتاب مرد سیاسی می‌نويسد:

«جامعه‌ای كه در آن بخش بزرگی از جمعيت بی‌تفاوت، بی‌علاقه، و ناآگاه باشد، جايی است كه در آن، رضايت را نمی‌توان يافت».


در این جامعه، مردم ابتدا نسبت به مسائل رسمی مثل شرکت در انتخابات و یا عضویت در انجمنها و پیگیری اخبار بی‌تفاوت می‌شوند، و سپس به فعاليت‌های اجتماعی غير‌رسمی مثل اعمال نوعدوستانه از قبيل كمک به مستمندان، حمايت از ديگران، و توجه به مشكلات اطرافيان اهمیتی نمی‌دهند.


این بی‌توجهی تا آنجا پیش می‌رود که برای مردم، پیشرفت و توسعه جامعه و اعتلای فرهنگی آن بی‌اهمیت جلوه می‌کند.


برای پاسخ به این سؤال که چرا جامعه ما به این آفت دچار شده،  تحقیقاتی انجام گرفته و نتایجی نیز به دست آمده است. از جمله:


الف: مشکلات معیشتی: مردم چنان درگیر مسئله معیشت و روزمرگی شده‎اند که دیگر فرصتی برای توجه به مسائل جاری جامعه خود ندارند.


ب: احساس تبعیض و محرومیت: زمانی که افراد جامعه ببینند برخی افراد بدون داشتن توانایی و لیاقت، به فرصتهای بهتری برای زندگی دست یافته‌اند، احساس ناکامی کرده و نسبت به وقایع و اتفاقات جامعه بی‌تفاوت می‌شوند. این مسئله بویژه زمانی بیشتر می‌شود که این بی‌عدالتی از سوی مسئولین دامن زده شود و نوعی گروه‌گرایی، باند بازی، و رابطه‌بازی در کشور حاکم شود. این که یک نفر با تلاش و توانایی کمتر، به صرف وابستگی به تفکری خاص، سطح بالایی از زندگی را دارا است به این احساس در مردم دامن زده می‌شود.


ج: احساس بی‌نظمی و ناامنی: در این حالت نیز مردم احساس می‌کنند بین منافع فردی آنها با منافع جامعه فاصله وجود دارد. آنها باید دو دستی کلاه خود را بچسبند و کاری با دیگران و این که چه بر سر آنها می‌آید نداشته باشند.


د: اثربخش نبودن: وقتی مردم احساس می‌کنند برای جامعه اثربخش و مفید نیستند، احساس پوچی کرده و خود را از جامعه و سرنوشت آن جدا می‌کنند .


ه: نبود شادی و نشاط اجتماعی: افسردگی اجتماعی به طور مستقیم منجر به بی‌تفاوتی می‌شود و بی‌تفاوتی هم افسردگی می‌آورد. جامعه ما شاد نیست و شوربختانه برخی شخصیتها و سازمانها، از روی عمد دوست دارند این مردم شاد نباشند.  مردمان شاد تمایل زیادی به همگرایی و با هم بودن دارند. همین با هم بودن است که افراد را نسبت به سرنوشت همدیگر حساس می‌کند.


در جامعه‌شناسی گفته می‌شود باید برای هر تغییر و اقدام فوری، نوعی اجماع ایجاد شود. باید توجه عمومی ایجاد شود و اگر این اتفاق روی ندهد، هر کس به طور جداگانه درباره آن موضوع خاص صحبت می‌کند و اهمیتی بدان مشکل داده نمی‌شود. اما وقتی مجموعه این افراد کنار هم قرار گرفتند، مشکلات برای آنها حائز اهمیت می شود. مانند همان مثال دریاچه بختگان.


این مسائل و دیگر مسائلی که از حوصله شما خارج است، منجر به بی‌اعتمادی اجتماعی، نارضایتی اجتماعی، ضعف فعالیتهای اجتماعی، سرخوردگی و کناره‎گیری، منفعت‌طلبی و غیره می‌شود. و در نهایت جامعه به جایی می‌رسد که امروز رسیده.


پس برای این که مردم نسبت به جامعه و همنوعان، احساس مسئولیت کنند و از این بی‌تفاوتی به در آیند، باید رفاه، عدالت، قانون، شادی و نشاط، و مشارکت همه مردم در اداره جامعه، ایجاد شود تا مردم به ارکان کشور اعتماد کنند و از زندگی در این جامعه راضی باشند، و در پی آن به فعالیت‌های گروهی بپردازند و با جامعه خود آشتی کنند. چنین باد

منابع:
- بررسی بی‌تفاوتی و نوعدوستی در جامعه شهری ایران و عوامل مؤثر بر آن، دکتر صمد کلانتری و دیگران، دوماهنامه علمی پژوهشی دانشگاه شاهد، شماره 22، اردیبهشت

86
- بی‌تفاوتی؛ آسیب ‌جدی در روابط اجتماعی‌ ، ایسنا، (27دی 94)


- بی‌تفاوتی آفت جامعه، پایگاه روزنامه اطلاعات، (6 بهمن 92)


- بی تفاوتی نوعی بیماری اجتماعی، عصر ایران، (17 خرداد 93)


- پژوهشی درباره بی تفاوتی اجتماعی در ايران، دکتر علیرضا محسنی تبریزی و دیگران، جامعه شناسی کاربردی، شماره 3، پاییز 90

- سندرم بی‌تفاوتی اجتماعی در جامعه ايران، بهارنیوز، (6 مهر 93)

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها