کلاه خودت را بچسب!
چند شماره پیش در همین ستون درمورد آفت بیتفاوتی اجتماعی و نمونههای آن در نیریز مطالبی عنوان شد و قرار بر این گردید که عوامل اجتماعی این آفت نیز بیان شود.
وقتی مراتع طبیعی دچار آتشسوزی میشود و مردمی که در همان نزدیکی حضور
دارند برای کمک اقدامی نمیکنند؛ وقتی یک مصدوم حادثه ترافیکی روی زمین
افتاده و دیگران فقط تماشا میکنند؛ یا وقتی یکی از مهمترین دریاچههای
جهان یعنی بختگان در چند کیلومتری ما خشک میشود و بدل به شورهزار میگردد
و ما برای نجات آن اقدام عملی نمیکنیم؛ همه نشانههایی است که میگوید
دچار «بیتفاوتی اجتماعی » شدهایم.
اما چرا به اینجا رسیدهایم؟ ما که در دوران انقلاب و یا جنگ 8 ساله با
عراق، آن اندازه مشارکت و حس مسئولیت داشتیم و سرنوشت جامعه برایمان مهم
بود، چرا اینگونه بیتفاوت شدهایم؟!
همه اینها بر میگردد به «بیتفاوتی اجتماعی».
بیتفاوتی اجتماعی میتواند نمودهای مختلفی داشته باشد: خودداری از کمک به
مجروحان در تصادفات، عدم اعتراض به تخریب اموال عمومی توسط یک شهروند و
حتی بیتفاوتی به وضع معیشت افراد نیازمند.
از دید اجتماعی، «بیتفاوتی» نوعی «بیماری» است. همانگونه كه در نقطه مقابل
آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوعدوستی در زندگی فردی و جمعی، نشانه پويايی
و سلامت جامعه است.
این یعنی جامعهای که مرمانش بیتفاوت هستند، جامعهای راکد و بیمار است و
در مقابل، جامعهای که در آن حس مسئولیت و مشارکت اجتماعی بالا است، پویا و
زنده به حساب میآید.
مردمانِ دچار بیتفاوتی اجتماعی، جامعهای میسازند که در آن احساس رضایت نمیکنند. همانگونه که لیپست در کتاب مرد سیاسی مینويسد:
«جامعهای كه در آن بخش بزرگی از جمعيت بیتفاوت، بیعلاقه، و ناآگاه باشد، جايی است كه در آن، رضايت را نمیتوان يافت».
در این جامعه، مردم ابتدا نسبت به مسائل رسمی مثل شرکت در انتخابات و یا
عضویت در انجمنها و پیگیری اخبار بیتفاوت میشوند، و سپس به فعاليتهای
اجتماعی غيررسمی مثل اعمال نوعدوستانه از قبيل كمک به مستمندان، حمايت از
ديگران، و توجه به مشكلات اطرافيان اهمیتی نمیدهند.
این بیتوجهی تا آنجا پیش میرود که برای مردم، پیشرفت و توسعه جامعه و اعتلای فرهنگی آن بیاهمیت جلوه میکند.
برای پاسخ به این سؤال که چرا جامعه ما به این آفت دچار شده، تحقیقاتی انجام گرفته و نتایجی نیز به دست آمده است. از جمله:
الف: مشکلات معیشتی: مردم چنان درگیر مسئله معیشت و روزمرگی شدهاند که دیگر فرصتی برای توجه به مسائل جاری جامعه خود ندارند.
ب: احساس تبعیض و محرومیت: زمانی که افراد جامعه ببینند برخی افراد بدون
داشتن توانایی و لیاقت، به فرصتهای بهتری برای زندگی دست یافتهاند، احساس
ناکامی کرده و نسبت به وقایع و اتفاقات جامعه بیتفاوت میشوند. این مسئله
بویژه زمانی بیشتر میشود که این بیعدالتی از سوی مسئولین دامن زده شود و
نوعی گروهگرایی، باند بازی، و رابطهبازی در کشور حاکم شود. این که یک نفر
با تلاش و توانایی کمتر، به صرف وابستگی به تفکری خاص، سطح بالایی از
زندگی را دارا است به این احساس در مردم دامن زده میشود.
ج: احساس بینظمی و ناامنی: در این حالت نیز مردم احساس میکنند بین منافع
فردی آنها با منافع جامعه فاصله وجود دارد. آنها باید دو دستی کلاه خود را
بچسبند و کاری با دیگران و این که چه بر سر آنها میآید نداشته باشند.
د: اثربخش نبودن: وقتی مردم احساس میکنند برای جامعه اثربخش و مفید
نیستند، احساس پوچی کرده و خود را از جامعه و سرنوشت آن جدا میکنند .
ه: نبود شادی و نشاط اجتماعی: افسردگی اجتماعی به طور مستقیم منجر به
بیتفاوتی میشود و بیتفاوتی هم افسردگی میآورد. جامعه ما شاد نیست و
شوربختانه برخی شخصیتها و سازمانها، از روی عمد دوست دارند این مردم شاد
نباشند. مردمان شاد تمایل زیادی به همگرایی و با هم بودن دارند. همین با
هم بودن است که افراد را نسبت به سرنوشت همدیگر حساس میکند.
در جامعهشناسی گفته میشود باید برای هر تغییر و اقدام فوری، نوعی اجماع
ایجاد شود. باید توجه عمومی ایجاد شود و اگر این اتفاق روی ندهد، هر کس به
طور جداگانه درباره آن موضوع خاص صحبت میکند و اهمیتی بدان مشکل داده
نمیشود. اما وقتی مجموعه این افراد کنار هم قرار گرفتند، مشکلات برای آنها
حائز اهمیت می شود. مانند همان مثال دریاچه بختگان.
این مسائل و دیگر مسائلی که از حوصله شما خارج است، منجر به بیاعتمادی
اجتماعی، نارضایتی اجتماعی، ضعف فعالیتهای اجتماعی، سرخوردگی و کنارهگیری،
منفعتطلبی و غیره میشود. و در نهایت جامعه به جایی میرسد که امروز
رسیده.
پس برای این که مردم نسبت به جامعه و همنوعان، احساس مسئولیت کنند و از این
بیتفاوتی به در آیند، باید رفاه، عدالت، قانون، شادی و نشاط، و مشارکت
همه مردم در اداره جامعه، ایجاد شود تا مردم به ارکان کشور اعتماد کنند و
از زندگی در این جامعه راضی باشند، و در پی آن به فعالیتهای گروهی
بپردازند و با جامعه خود آشتی کنند. چنین باد
منابع:
- بررسی بیتفاوتی و نوعدوستی در جامعه شهری ایران و عوامل مؤثر بر آن،
دکتر صمد کلانتری و دیگران، دوماهنامه علمی پژوهشی دانشگاه شاهد، شماره 22،
اردیبهشت
86
- بیتفاوتی؛ آسیب جدی در روابط اجتماعی ، ایسنا، (27دی 94)
- بیتفاوتی آفت جامعه، پایگاه روزنامه اطلاعات، (6 بهمن 92)
- بی تفاوتی نوعی بیماری اجتماعی، عصر ایران، (17 خرداد 93)
- پژوهشی درباره بی تفاوتی اجتماعی در ايران، دکتر علیرضا محسنی تبریزی و دیگران، جامعه شناسی کاربردی، شماره 3، پاییز 90
- سندرم بیتفاوتی اجتماعی در جامعه ايران، بهارنیوز، (6 مهر 93)