تعداد بازدید: ۴۲۲
کد خبر: ۱۷۵۸۰
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۳:۴۱ - 2023 29 July

ترس کسبه از پوزهای مالیات‌ساز

ترس کسبه از پوزهای مالیات‌ساز
نویسنده:
فاطمه زردشتی نی ریزی

چَک و چانه نزنیم.

نیاز به توضیح زیادی نیست.

بازار‌ها خلوت شده و خرید‌ها کم.

مدت زمان زیادی است که همه از گرانی‌ها ناراضی‌اند، از قشر کارگر و کارمند گرفته تا کسبه و بازاری و چه و چه و چه... از کسبه گفتیم و از بازاریان. کاسبانی که این روز‌ها شاکی‌اند و دل پردردی دارند از مالیات‌هایی که برای آن‌ها صادر شده...
‌
می‌گویند برنامه از تهران است
رسول شاهسوندی کفش‌فروشی دارد و امسال باید ۲۰ میلیون تومان مالیات بپردازد.

راضی نیست.

می‌گوید: اصلاً منصفانه نیست.

واقعاً برای یک کفش‌فروشی زیاد است.

اعتراض هم کرده‌ام، اما می‌گویند برنامه از تهران است و یک ریال هم کم نکردند.

مبالغ مالیات طوری است که خودِ کارمندان اداره مالیات هم می‌گفتند امسال مالیات برای همه زیاد بوده، اما خب نمی‌شود کاری کرد.

البته ایراد دیگری هم دارد و آن این است که آشنایی می‌آید و کارت می‌کشد و صد هزار تومان دستی می‌خواهد، ندهی ناراحت می‌شوند، بدهی هم که باید مالیات آن را ما بپردازیم.

معلوم نیست دارند چکار می‌کنند!

یکی از موبایل‌فروشی‌ها که قصد ندارد خودش را معرفی کند می‌گوید:
معلوم نیست بانک مرکزی و اداره مالیات دارند چکار می‌کنند. هیچ‌کس از این وضعیت راضی نیست. چهار میلیون برایمان مالیات آمده، اما نمی‌دانیم برای چه.

مردم پول ندارند گوشی بخرند.

الان ما ماهی هشت میلیون تومان اجاره مغازه می‌دهیم، یک شاگرد دارم که شش میلیون تومان هم به او می‌دهم می‌شود ۱۴ میلیون تومان، نزدیک یک میلیون تومان هم قبض آب و برق و تلفن است، پانزده میلیون تومان.

به خدا همینطور پیش برود باید مغازه را جمع کنیم.

الان سه عامل باعث مالیات می‌شود یکی کارمزد کارت کشیدن، دوم مالیاتی که به خاطر مبلغ کشیده شده حساب می‌شود و سوم هزینه کارت به کارت کردن.

الان به من گفته‌اند شما یک میلیارد تومان واریز داشته‌اید، درصورتی که پولی را که من از این حساب به حساب دیگر واریز کردم، جز واریزی‌هایم حساب کرده‌اند یا دامادمان یک ماشین خریده و ۱۵۰ میلیون چک را به حساب من زده و بعد برداشته که باز آن را شامل مالیات حساب کرده‌اند.

پدر مردم درآمده و کسی از این وضعیت راضی نیست.  

اگر پول مالیات خرج مردم می‌شد، راضی بودیم
فرج‌اله مختاری از کسانی است که برای او نه و نیم میلیون تومان مالیات آمده. او هم راضی نیست.‌

می‌گوید: راضی نیستم، چون این پول صرف مردم ایران و رفاه حال آنان نمی‌شود.

بله! مالیات باید باشد، اما در کنار آن مدیریت هم باشد.

والا اگر این کار حساب و کتاب داشت و پول مالیات، خرج مردم می‌شد راضی بودیم ده برابر آن را هم بپردازیم، اما خب دارید حال و روز مردم را می‌بینید.

الان برای کشیدن هر کارتی باید مالیات داد، این در حالی است که ما چک فروش‌مان را در صندوق قرض‌الحسنه می‌گذاریم تا بتوانیم وام بگیرم که خب موقع برداشت آن دو تا گردش حساب می‌شود و باید مالیات بدهیم.

مردم روزبه روز گرسنه‌تر می‌شوند و از آن طرف هزینه‌ها هم روزبه روز بالاتر می‌رود.

چهار سال پیش ما یک گونی جنس می‌آوردیم کرایه آن می‌شد شش هزار تومان، الان کرایه همان بار شده ششصد هزار تومان یعنی صد برابر! جدا از آن الان به خاطر فرار از مالیات، راه‌های خلاف و دور زدن مالیات هم دارد بین مردم باب می‌شود، به طور مثال ما از فلان مغازه‌ی شیراز خرید می‌کنیم و طرف می‌گوید پول را به حساب خودم نزن و مستقیماً به حساب تولیدی تهران واریز کن، چرا؟ برای اینکه نخواهد مالیات آن را بپردازد.

الان به مطب‌های دکتر که مراجعه می‌کنی، اکثر آن‌ها پول نقد می‌گیرند و کارت نمی‌کشند یا شماره فلان اقوام‌شان را می‌دهند و می‌گویند به شماره کارت فلانی واریز کن. آن‌طور که شنیده‌ام یک پولی هم قرار است بابت تراکنش و خرید‌های عادی کم شود که اگر همینطور پیش برود، خیلی از مردم کارتخوان‌هایشان را جمع می‌کنند.  

چه کسی از این وضع راضی است؟
ج. مغازه پوشاک زنانه دارد و باید حدود ده میلیون تومان مالیات بپردازد.

می‌گوید: چه کسی از این وضع راضی است؟ خودِ شما قرار باشد هزار تومان پول زور بدهی رضایت داری؟ نداری! الان به من می‌گویند قانوناً بابت یک لباس باید ۲۰ درصد سود روی آن جنس بکشم، اما با این حساب، ۹ درصد سود آن را از من مالیات می‌گیرند.

از آن طرف این ۹ درصد را باید از سود فروش من بگیرند نه از کل سرمایه‌ای که من گذاشته‌ام، اما خب مالیات را از کل سرمایه‌ام می‌گیرند و این را هم بگویم که دود این مالیات بیشتر از این‌که توی چشمِ من کاسب‌کار برود، توی چشم مردم می‌رود، وقتی کاسب دخلش با خرجش نخواند، پول بیشتری روی جنس‌هایش می‌کشد و از آن طرف به مردم بیشتر فشار می‌آید. جالب اینجاست که خیلی از افرادی که به مالیاتشان اعتراض کرده‌اند، بعد از اعتراض، مبلغ آن را بیشتر هم کرد‌ه‌اند، از این بابت جرئت اعتراض هم نداریم.

خوب راهش را پیدا کرده‌اند.

این بهترین و راحت‌ترین راه پول درآوردن، برای دولت است.
‌
می‌گویند مبلغ جنس‌هایت را زیاد کن!

الیاس مظفری سوپری دارد و هشت میلیون مالیات برایش آمده.

خیلی شاکی است.

می‌گوید: کی راضی است که من باشم؟ با این وضع و اوضاع، از نفس‌کشیدن خودمان هم راضی نیستیم چه برسد به پرداخت مالیات.

نداشته‌ام بدهم، برایم قسط‌بندی کرده‌اند ماهی یک و ششصد.

اصلاً من نمی‌دانم این چه مالیاتی است که تمامی ندارد.

هر کالایی را که می‌خریم در فاکتور آن قید شده فلان مبلغ بابت مالیات بر ارزش افزوده و بعد دوباره برایمان مالیات می‌آورند، وقتی هم که می‌گوییم نداریم و نمی‌شود خیلی رک می‌گویند مبلغ جنس‌هایت را زیاد کن.

مگر چنین چیزی می‌شود؟ اولاً که خدا را خوش نمی‌آید در چنین وضعی، بیخود و بی‌جهت روی جنس‌ها کشید.

جنس‌ها خودشان همین‌طور به قدر کافی گران هستند، در ثانی، جنسی که روی آن قیمت ثبت شده را مگر می‌شود گران‌تر به مشتری فروخت؟ قیمت‌ها هم که ثانیه‌ای تغییر می‌کند. خیلی از مغازه‌ها با این وضعیت در حال تعطیلی هستند. چه فکری در سر دارند، خدا عالم است.

وضعیت بدی شده

محمدجواد زحل قصابی دارد و پرداخت یازده میلیون مالیاتش را پول زور می‌داند.  ‌

می‌گوید: هیچ‌کس راضی نیست. به قول بنده‌خدایی که می‌گفت هر کس مغازه‌ای داشته باشد، انگار یک دانگ آن مال دارایی است.

وضعیت بدی شده.

خیلی‌ها می‌آیند برای سی هزار تومان گوشت و ما خجالت می‌کشیم پلاستیک را بدهیم دستش.

الان ما ماهی هشت میلیون تومان اجاره مغازه می‌دهیم و غیر از مالیات دارایی، عوارض کسب و کار هم داریم. مگر چقدر درآمد داریم؟ حدوداً روزی ۱۲ هزار تومان بابت ماشین حمل گوشت به شهرداری می‌دهیم. دولت باید کاری کند تا مردم راضی باشد نه اینکه روز به روز وضعیت را سخت‌تر کنند.

زور بالای زور!

فردی دیگر که ۱۰۲ میلیون تومان مالیات برای او در نظر گرفته‌اند می‌گوید: دو دستگاه کارتخوان دارد و ناراحت است. هرچه کار می‌کنیم باید بریزیم به حساب دولت. می‌گویند تراکنشت بالاست و باید ۱۰۲ میلیون تومان مالیات بپردازی، آن‌ها کل سرمایه مرا حساب می‌کنند، در حالی که باید ببینند سود خالص من در سال چقدر است و از آن مالیات بگیرند. برای اعتراض هم رفتیم گفتند اگر اعتراض کنی، ممکن است مبلغ آن بیشتر شود.

مبلغ را بپرداز و حرف هم نزن. کلاه‌تان را قاضی کنید، شما را به خدا این زور بالای زور نیست؟

مجبور هستیم بدهیم

زینت راستی آرایشگاه زنانه دارد.

مبلغی که برای مالیات او آمده شش میلیون و دویست هزار تومان است.

می‌گوید: مجبور هستیم بدهیم.

تازه آرایشگاه من جزء آرایشگاه‌هایی بود که درجه سه محسوب می‌شد وگرنه خدا می‌داند باید چند مالیات می‌پرداختم.

همین را هم داریم به زور می‌پردازیم.

البته این طرز گرفتن مالیات اصلاً درست نیست. الان رنگ‌کار، ناخن‌کار، پاکسازی‌کار و اپیلاسیون کار در اینجا کار می‌کنند و همه از کارتخوان من استفاده می‌کنند و به نوعی من باید مالیات آن‌ها را بپردازم.  

سجاد فتحی آرایشگاه مردانه دارد و باید دو میلیون و چهارصد هزار تومان بابت مالیات بپردازد.‌

می‌گوید: آن‌طور که شنیده‌ام برای هم‌صنفی‌هایم همین مبلغ هم نیامده.

مدتی پیش یکی از اقوام‌مان ماشینی خرید که ۱۰۴ میلیون تومان با پوز من پرداخت کرد و این مالیات هم به نظرم بیشتر برای همین باشد. اعتراض که کردم گفتند قولنامه را بیاور تا اگر امکان داشت ترتیب‌اثر بدهیم.  

ناله و نفرین می‌کنیم

صادق یحیی‌زاده تعمیرگاه کولر اتومبیل دارد.

از مالیات مغازه‌اش که می‌پرسم می‌گوید:

برای یک سال، هفت و نیم میلیون تومان ناقابل! اعتراض هم گذاشته‌ایم که می‌گویند قابل قبول نیست.

والا دروغ چرا؟ راضی که نیستیم، ناله و نفرین هم می‌کنیم.

ناسزا هم می‌گوییم.

مالیات باید با حساب و کتاب باشد.

باید از کسانی که واردکننده اتومبیل هستند و از تاجران مالیات بگیرند، نه از ما.

هفت و نیم میلیون تومان بپردازیم، خودمان چه بخوریم؟ واقعاً گرفتن این پول ناحق است.

بیشتر کسبه ناراضی‌اند.

بنا داشتیم با رئیس امور مالیاتی نیز گفتگو کنیم که متأسفانه به ما پاسخ ندادند.

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها