تحریف واقعه عاشورا
آنجا نوشتیم که خرافه به مفهوم امروزی آن عبارت است از باورهای بیپایهای که در عین تأثیر در ذهن و زندگی مردم، بر دلایل عقلانی و توجیه منطقی استوار نباشد.
همچنین درباره دلایل غلو در دین نوشتیم. در این شماره به تحریف در واقعه عاشورا اشاره میکنیم.
*****
تحریف در مسئله عاشورا
مبارزه امام حسین (درود خدا بر او باد) که میتوانست سرمشق شیعیان باشد تا هرچه بیشتر در جهت عدل و مدیریت درست جامعه بکوشند، وسیلهای شد برای گرفتار شدن به خرافات گوناگون فکری و رفتاری.
عدهای از روی نادانی و سوء استفاده از احساسات عامیانه این جریان را از جهات مختلف تحریف کرده و به صورت خرافه درآوردند.
از جمله:
تحریف در مبنای توجه به جریان عاشورا
مبنای عقلانی توجه به این جریان را که بر تحلیل مسائل سیاسی و درگیری حق و باطل و دسیسههای قدرت طلبانه امویان استوار بود، به یک مبنای عاطفی و عاشقانه تبدیل کردهایم.
بدینسان به جای اینکه مردم را با ارزش ایمان و عمل به تکلیف و ضرورت حضور در میدان مبارزه حق و باطل آشنا سازیم، آنان را با مسائل عاطفی درگیر کردهایم.
مسئله اصلی شیعه به جای تلاش در جهت استقرار نظام توحیدی، گسترش عدالت، ایمان و اصلاح مدیریت جامعه، آن است که بنشینند و اشک بریزند، گریه کنند به یاد غربت امام حسین، مظلومیت، تشنگی، بیکسی و شهادت آن حضرت! گریه کنند برای گرفتاری و بیپناهی اهل بیتش، دستهای بریده ابوالفضل و شهادت حضرت رقیه در خرابه کوفه.
تحریف عقلانیت به آیین
بدون تردید محتوای مذهب تشیع، همان اسلام است که بر محور معرفت، عقل و اندیشه استوار گردیده. اما دریغا که ما این مذهب را به تدریج به صورتی درآوردهایم که جنبه آیینی آن بیشتر شده است.
ما محبت به اهل بیت (سلام خدا بر آنان باد) را که یکی از نشانههای بارز مذهب تشیع است از حالت یک جریان عقلانی اثرگذار در باور و رفتارمان درآورده و به آیینی گسترده و بیاثر تبدیل کردهایم.
آنچه من میخواهم در اینجا یادآور شوم این است که اگر چیزی را آیینی کنیم، علاوه بر آنکه به غیر عقلانی کردن آن کوشیدهایم، آن را به جریانی زیان بار نیز تبدیل کردهایم.
وقتی در میان یک جمع مینشینید که فقط جلسه احساسی است و جنبههای فلسفی و عقلانی عاشورا مورد بررسی قرار نمیگردد و شما عدهای را پیرامون خود میبینید که به گریه و شیون میپردازند، شما هم با تلاشی که میکنید سرانجام به گریه و زاری میپردازید.
سپس وقتی که مراسم به پایان میرسد از جای خود بلند شده و به خانه بر میگردید و به همان زندگی روزمره و دنیوی خود ادامه میدهید.
انگار نه عاشورایی بودهاید و نه کربلایی.
در صورتی که اگر شما واقعاً به جای اجرای آیین و مراسم به پایهای از معرفت رسیدهاید که جریان عاشورا را درک کنید، در تمام زندگیتان عاشورایی خواهید بود.
آنگاه به جای گریه، در لحظه لحظه زندگیتان بیقرار مبارزه با ستم و نفاق و تزویر خواهید بود.
مرحوم دکتر شریعتی آیینهای عزاداری بیغمان و ناآگاهان را «مراسم غصه خوردن» مینامید که نکته دقیقی است.
آری ما نباید ادراک و معرفت و حالات درونی خودمان را آیینی کنیم. یعنی به جای تلاش دائمی در جهت رشد عقل و اندیشه و توسعه معرفتمان و همچنین به جای تلاش در جهت استقرار عدالت و مبارزه با ستم، تنها در روزها و ساعتهای معینی از زندگیمان به اجرای مراسم و آیینهای عزاداری بپردازیم.
برگرفته از:
یثربی، سید یحیی (۱۳۹۹) فلسفه خرافات/ معرفی و شناخت خرافات، علل و انگیزههای گرایش و مبارزه با آن، تهران: امیرکبیر، صص ۲۸۷ تا ۲۹۰
