ادبیات کهن
داستان حمله مغول و غارت بخارا
[چنگیز مغول]فرمود تا آتش در محلات [بخارا]انداختند و، چون خانههای شهر تمامت از چوب بود بیشتر از شهر بچند روز سوخته شد مگر مسجد جامع و بعضی از سرایها که عمارت آن از خشت بود … اعیان زمان و افراد سلطان بودند و از عزت پای بر سر فلک مینهادند دستگیر مذلت گشتند و در دریای فنا غرق شدند … زیادت از سی هزار آدمی در شمار آمد که کشته بودند و صغار اولاد و اولاد کبار و زنانِ، چون سرو آزاد آن قوم برده کردند… و یکی از بخارا پس از واقعه گریخته بود و بخراسان آمده حال بخارا ازو پرسیدند گفت: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند» جماعت زیرکان که این تقریر شنیدند اتفاق کردند که در پارسی موجزتر ازین سخن نتواند بود.
تاریخ جهانگشای جوینی / جلد اول / صص ٨٢ و ٨٣
نظر شما