تعداد بازدید: ۲۷۳
کد خبر: ۱۷۵۶۳
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۲۲:۰۱ - 2023 29 July
زبونُم لال، زبونُم لال

کلاً اَ قیافه سوری خوشُم نیا!

نویسنده : گلابتون

- سلام بی‌بی.

- علیک سلام.

- کجا بودین؟

- فضولی تو؟

- وا! ینی چی بی‌بی؟ پرسیدم کجا بودین خب؟

- بیخود کردی تو!

- وا! اعصاب ندارینا بی‌بی. خب نگین. ببخشین اصلاً.

- خونه اعظم بودم. کجا بودم؟

- آهان، فک نمی‌کنین دارین یه کم زیادی میرین خونه اعظم خانوم بی‌بی؟

- نه، فک نیکنم.

- سوری خانم اومده بود اینجا.

- سوری بیخود کرد.

- وا! چتونه بی بی؟

- هیچی، میه بویه طوریم شداشه؟

- مشکلی پیش اومده؟

- نه.

- چیزی گفته سوری خانم؟

- نه.

قهرین باهاش؟

- نه!

- پس چرا اینطوری در موردش حرف میزنین؟

- کلاً اَ قیافش خوشُم نیا!

- وا!  شما که تا همین چن روز پیش باهاش یارغار بودین بی‌بی. سوری سوری از دهنتون نمی‌افتاد.

- او مال چن روز پیش بود.

- یه چیزی بگم بی‌بی؟

- بنال.

- من فک می‌کنم تو این چن روزی که با اعظم خانوم آشتی کردین، به سوری خانوم محل نمی‌دین، بنده خدا چن بار اومده، زنگ زده، انگار برخورد درستی نداشتین باهاش.

- تو بیخود فک می‌کنی.

- ینی اشتبا می‌کنم؟ والا من فک می‌کنم این کار درستی نیس که وقتی آدم با یکی صمیمی میشه بقیه دوستاشو بزنه تو دیوار و بهشون محل نده.

- تو فک نکنی بیتره!

- از ما گفتن بی‌بی.

****
بی‌بی با اخم‌هایی در هم آمد تو...

- چی شده بی‌بی؟

- چقد مردم بی‌چش و رو شدن.

- چطور؟

- اَ دس هی عظو.

- اعظم خانوم.

-‌ها دیه.

چی شده مگه؟

- هر جا نشسه و پا شده گفته بی‌بی وقت و بی‌وقت خونمونه. گفته بی‌بی وخت‌شناس نیس. آخه بوگو نکبت تو می‌فمی وخت ینی چه؟

- ول کن حالا بی‌بی جون.

- چیکارُش درم؟ ماخام سر اَ تنُش نواشه.

چادرش را برداشت.

- حالا کجا میری بی‌بی؟

- برم بینم سوری کجا هه، پیداش نی!

 

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها