چیزی که مال دیگری است ...
حدوداً دو هفته پیش یک شب که مثل همیشه برادرم روی کاناپه ولو شده بود تلویزیون یک برنامه پزشکی پخش میکرد که در آن توضیح میداد بدنِ همه ما به ورزش منظم روزانه احتیاج دارد و توضیح میداد که یک ورزش سبک و ساده تا حد زیادی میتواند خطر ابتلا به بیماریهایی مثل چربی و فشارخون یا دیابت را کاهش دهد و مقاومت عمومی بدن را بیشتر کند. به برادرم نگاه کردم، برادرم هم به من نگاه کرد.
گفتم: «میشنوی؟»
برادرم گفت: «آره، کر که نیستم»
گفتم: «میدونی من و تو اصلاً ورزش نمیکنیم؟»
برادرم گفت: «تو این هوای کثیف همینمون مونده که ورزش هم بکنیم»
گفتم: «بهانه نیار، بیا همین جا تو خونه روزا یه کم ورزش کنیم»
برادرم گفت: «تو خونه ورزش حال نمیده»
گفتم: «خب بیا بریم باشگاه»
برادرم گفت: «اهل باشگاه ماشگاه نیستم»
گفتم: «خب بیا یه ورزش سالنی ثبتنام کنیم، یه چیزی که بهمون خوش هم بگذره»
برادرم گفت: «من نمیخوام، فعلاً نمیخوام ورزش کنم، تو هر کاری میخوای برو خودت بکن»
من هم که تنبلتر از برادرم هستم و منتظر بهانه میگردم که ورزش نکنم گفتم: «پس اقلاً بیا رژیم غذاییمون رو یه کم بهتر کنیم»
برادرم گفت: «یعنی چی؟»
گفتم: «یعنی به جای این همه گوشت قرمز و سرخکردنی و سوسیس و کالباس یه ذره میوه و سبزی رو بیشترش کنیم»
برادرم گفت: «تو سبزی بخور ولی من اگه گوشت نخورم میمیرم» و من هم که شکموتر از برادرم هستم دیگر چیزی نگفتم و گذشت.
هفته پیش برادرم جواب آزمایش خونی را که دکتر برایش نوشته بود گرفت و معلوم شد تریگلیسیرید و قندخونش کمی بالاست... یک دفعه اسفند روی آتش شد، حالا میخواست صبحها بدود، ظهرها استخر برود و شبها بدنسازی کند. گفت دیگر نباید لب به سرخکردنی و گوشت قرمز بزنیم و رفت اینقدر کاهو و کلم و جوانه و سویا خرید که برای مصرف یک ماهمان بس بود و بیشترش خراب شد و مجبور شدیم دور بریزیم.
برادرم کمی نگاهم کرد و گفت: «تو هم باید آزمایش بدی... قند و چربی تو هم باید معلوم بشه...»
به برادرم گفتم: «دمت گرم که به فکر منی»
برادرم گفت: «ببین اگه قند و تریگلیسرید تو طبیعی باشه من میدونم و تو... مال تو هم باید بالا باشه»
گفتم: «چی؟»
برادرم گفت: «حالا که اینجوری شدم تو هم باید بالا باشی یا...»
گفتم: «یا چی؟»
برادرم گفت: «من این حرفا سرم نمیشه، حالا که من اینجوری شدم تو هم باید شده باشی»
خندهام گرفت ولی برادرم جدی بود و فردای آن روز من هم رفتم آزمایشگاه و برادرم که با تکنسین آزمایشگاه آشنا بود، آنقدر گفت و گفت که از او هم یک آزمایش دیگر گرفتند. دیروز نتایج آزمایش آمد. قند و تریگلیسرید من بالاست ولی این آزمایش وضعیت او را نرمال نشان داده است. برادرم الان روی کاناپه دراز کشیده، من از صبح میدان ترهبار بودم و الان دارم شماره سالن ورزشی و استخرها را پیدا میکنم. قرار است هفته بعد دوباره آزمایش بدهیم...