تعداد بازدید: ۲۴۸
کد خبر: ۱۵۳۰۴
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۴۰۱ - ۱۰:۱۱ - 2022 10 December
یک فنجان شعر

تو از قبیله‌ی نوری طلوع خواهی کرد

تو از قبیله‌ی نوری طلوع خواهی کرد
نویسنده : مهدی اعیان‌منش

به انتظار تو در زیر آسمان کبود
به خلوت غزلم اشک بود و خنده نبود

به غیر شعر و غزل‌ها که از تو سرشار است
کسی برای من از آسمان دری نگشود

چه خسته مانده‌ام اینجا میان غربت خویش
غریب مانده دلم در هجوم  آهن و دود

دوباره حس تو در سینه‌ام به جوش آمد
برای آمدن تو کسی غزل نسرود

تو از قبیله‌ی نوری طلوع خواهی کرد
بیا که چشم به راه تو مانده‌ام موعود!

مرا ببر  به همانجا که عشق لبریز است
مرا ببر به همانجا که عشق «بود و نبود»

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها