راه سنگلاخ دانایی
در این شماره که پیش رو دارید، زندگی، فعالیتها و مبارزات میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه در پرونده ویژه آمده است.
او در زمانه حاکمیت مکتبخانهها بر نظام آموزشی ایران، دست به کاری بزرگ زد و شیوههای سنتی و سختگیرانه مکتب را با روشهای نوین و سهلگیرانه مدرسه جایگزین کرد.
کودکان در مکتبخانه آموزشهای طاقتفرسایی میدیدند و با ترس و ارعاب و به آهستگی و در فرایندی فرسایشی باسواد میشدند. بسیاری خانوادهها یا فرزند خود را به مکتب نمیفرستادند و یا وقتی با نتیجه مطلوب روبرو نمیشدند، فرزند را از مکتب میگرفتند.
رشدیه که عیب کار را دانسته بود، با مبارزاتی مدنی و آرام اما پررنج، مدارس فراوانی در ایروان، تبریز، مشهد، تهران و قم تأسیس کرد. بارها مدارس او تعطیل و تخریب شد، بارها ناسزا شنید و کتک خورد و حتی تا پای جان دادن رفت، تکفیرش کردند، دانشآموزانش کشته شدند، اموالش به غارت رفت، تبعید شد، اما از پا ننشست. او در این راه هم معلمان زیادی تربیت کرد و هم با روشهای جدید، کودکان زیادی را آموزش داد.
کار بزرگ رشدیه این بود که نزدیک به 1.5 قرن پیش به درستی دانست که راه پیشرفت کشور از آموزش، سواد و دانایی میگذرد و با نظام آموزشی کهنه و نبود معلمان آموزش دیده نمیتوان به این مهم رسید. او کارش را در زمانهای آغاز کرد و به انجام رساند که در آسیا بسیاری کشورها از جمله ایران با نظامهای استبدادی و قبیلهای اداره میشدند.
امروز هم در بر همین پاشنه میچرخد. هنوز هم راه پیشرفت از دانایی میگذرد. زیربنای توسعه پایدار، وجود نظام آموزشی کارآمد و معلمان قدرتمند است.
بارها گفته شده کشورهای پیشرفته کنونی، نظام آموزشی خود را دیروز اصلاح کرده و امروز ثمرات آن را میچینند.
رشدیه در راه مبارزات خود با دو جبهه قدرتمند و متحد مواجه بود: استبداد سیاسی و کجفهمی دینی.
هرجا مدرسهای ساخت، با مخالفت شدید روبرو شد. مخالفان با هر وسیلهای از تحریک اراذل گرفته تا فشار بر حاکمان، عرصه را بر او تنگ میکردند.
استبداد از هر نوعی که باشد، ریشه در ذهن و فکر مردم دارد. ذهنِ ناآگاه و بیاطلاع است که استبداد را میسازد، میپرورد و پرستش میکند.
رشدیه فقط میخواست روشهای کهنه آموزشی را عوض کند اما دشمنان او خوب میدانستند که اگر موفق شود، و اگر مردمان آگاه شوند نان استبداد آجر است. همین بود که تا توانستند او را کوبیدند و نواختند تا جوانهاش را بخشکانند اما نتوانستند.
او در سالهای پایانی عمر از حمایت جدی مرجع بزرگ و دورانساز شیعه یعنی آیتالله حائری یزدی برخوردار شد و مدارسی نوین در قم راه انداخت.
جامعه امروز ما همچنان از برخی کاستیهای زمان رشدیه رنج میبرد. اگر بخواهیم به پیشرفت و توسعه برسیم، راهی نیست جز آگاهی جامعه و آگاهی نیز از کودکی آغاز میشود.
