خواستن را یاد بگیر؛ سپس آزاد خواهی بود
ایوان تورگنیف
ایوان سرگئییویچ تورگنیف (زاده (۹ نوامبر ۱۸۱۸ در روسیه - درگذشته ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ در پاریس) رماننویس، شاعر و نمایشنامهنویس روس بود که نخستین بار کشورهای غربی را با ادبیات روسی، آشنا کرد. آثار او تصویری واقعگرایانه و پر عطوفت از دهقانان روس و بررسی تیزبینانهای از طبقه روشنفکر جامعه روسیه تزاری که در تقلای سوقدادن کشور به عصری نوین بود، ارائه میدهد.
در خانوادهی اشرافی زاده شد و نزد استادان و آموزگاران مجرب تعلیم و تربیت یافت. مادرش زنی تندخو بود و تورگنیف داستانهای زیادی درباره رفتار خشن مادرش با دهقانهای روسی تعریف کرده است.
نخستین اثر منثور او «خاطرات یک شکارچی» بود که بین سالهای ۱۸۴۱ تا ۱۸۵۰ نوشته شد. وی در این کتاب از وضع بد زندگی دهقانهای روسیه شدیداً انتقاد کرد.
گفته شده سنگینترین مغز سالم جهان متعلق به اوست که ۲۰۱۲ گرم وزن داشتهاست.
وی در سوم سپتامبر 1883 میلادی درگذشت.
نوشتههای زیر از اوست:
- اشراف و ثروتمندان، اشخاصی را که دیگر به آنها احتیاجی ندارند نه تنها طرد میکنند، بلکه در واقع دور میریزند؛ مثل کاغذ یک آبنبات یا یک دستمال کهنه.
- تسلط بر عقل آدمها، موقتی و ناپایدار است اما تسلط بر قلبشان جاودانه است.
- تو از من میخواهی عاشق باشم، من از تو میخواهم دوستم داشته باشی. تو میخواهی مرا در قفس کنی، من میخواهم با تو پرواز کنم. این تفاوت عشق و دوست داشتن است.
- یادم هست وقتی عاشق شده بودم حتی در راه رفتن هم احتیاط میکردم، انگار ظرفی درون سینهام جا داشت که پر از مایعی گرانبها بود و من میترسیدم که این مایع گرانبها از درون آن جاری شود.
- ما با گفتن «اینها همهاش حرف است!» اغلب سعی میکنیم خودمان را از حل مشکلات کنار بکشیم و از گفتن حرفهای جدیتر و عملیتر خودداری بکنیم.
- سخن گفتن درباره آنچه قصد انجام آن را دارید قبل از این که انجامش دهید همان اندازه زیان بخش است که میوهی نارس را با سنجاق سوراخ سوراخ کنید و هم نیرو و هم عصارهی آن میوه را به هدر دهید.
- فردا خوشبخت خواهم شد. غافل از اینکه خوشبختی فردا نمیشناسد. دیروز هم نمیشناسد. خوشبختی نه برای گذشته حافظهای دارد و نه امیدی برای فردا. برای خوشبختی جز «امروز» وجود ندارد. آن هم نه یک روز، بلکه فقط لحظهی حال!
هرکاری میخواهی بکن، ولی تسلیم نشو. فوت و فن زندگی در همین مستقل بودن است. اراده، اراده شخصی، قدرتی به تو خواهد داد که از آزادی بهتر است.خواستن را یاد بگیر. سپس آزاد خواهی بود و فرمانروایی خواهی کرد.
