حکومت برای آن است که کسی فقیر نشود
خدا رحمت کند این آقایانی که برای کمیته امداد بودند، در اوائل انقلاب میآمدند، میگفتیم که: شرق عالم تا غرب، غرب عالم تا شرق، همه جا بگردید، یک کمیته امداد هست.
ما کدام کشور کافری داریم که برای فقرا یک مؤسسهای نیست؟! برای حمایت از فقرا مؤسسه رسمی دارند، وزیر دارند؛ گفتم: آن که اسلام میگوید، این نیست؛ بلکه میگوید: نگذار کسی فقیر بشود؛ این حکومت میخواهد، مدیریت و فهم و عُرضه میخواهد! فقیر را کمک بکنند، همه این کار را میکنند!!
کار زمین مانده را خیلیها به عهده میگیرند، این که هنر نشد؛ نگذار زمین بماند! آن فریاد حضرت امیر این است: «ما جاع فقیر الا بما متّع به الغنی»*؛ نگذار فقیر بشود، آن مهم است! حکومت برای آن است که کسی فقیر نشود، و گرنه هیچ ممکن نیست در این عالم، از شرق تا غرب یک جایی داشته باشیم که کمیته امداد نداشته باشد؛ این نیست!!
(* نهج البلاغه / حکمت ۳۲۸)
*****
تمام درد در قیامت این است که انسان حقّ محض را میبیند؛ ولی بخواهد ایمان بیاورد، نمیتواند. سرّش این است که امروز بین نفس و بین ایمان، «اراده» فاصله است. فردا ارادهای در کار نیست، عملی در کار نیست؛ فقط علم ما زیاد میشود، تکامل علمی است؛ میگوئیم: (ربّنا ابصرنا و سمعنا)*.
این مثلی که در سوره مبارکه نور بیان کردند، آن هم راهگشاست. یک انسان تشنه اگر حرف راهنمایان را گوش نداد، به دنبال سراب رفت؛ تا میتواند میدَود. وقتی به پایان افق رسید، (حتّی اذا جاءه لم یجده شیئاً)**، فهمید سراب است؛ امّا وقتی فهمید که تمام اعضاء و جوارح را از دست داد. عطش مانده، فهمیده آب جای دیگری است؛ امّا توان رفتن ندارد!!
(*- سوره سجده / آیه ۱۲ - ** سوره نور / آیه ۳۹)
*****
خدای سبحان ظریف و لطیف بیان کرده است که «لا تقتلوا اولادکم خشیه املاقِِ»*؛ نفرمود گدایی! «املاق» که در هیچ لغتی به معنی گدایی نیست. «املاق» یعنی تملق و چاپلوسی. فرمود: ملّتی که جیبش خالی است، کیفش خالی است؛ ملت اِملاق، تملّق و چاپلوسی است نه گردنفراز!! من نمیخواهم ملّت من اهل تملّق و چاپلوسی باشد، نمیخواهم دنبال این و آن بگردند، میخواهم کنار سفره خودشان باشند، دستشان به جیبشان و کیفشان باشد؛ اداره ملّت گدای متملّق که هنر نیست!
(* سوره اسراء / آیه ۳۱)
*****
اینکه ذات اقدس اله در قرآن کریم فرمود: «و استعینوا بالصّبر و الصّلاه و انّها لکبیره الّا علی الخاشعین»*، سرّش این است که فرمود: اگر کسی اهل خشیت نبود، نماز برای او بسیار سنگین است؛ با اینکه شاید بیش از یک ربع وقت نخواهد، ولی فرمود: نماز خیلی سنگین است!! برای اینکه او نمیفهمد با چه کسی دارد حرف میزند. یک کلماتی را باید بگوید؛ نه میفهمد، نه برای او دلپذیر است؛ برای او احساس سختی است!
امّا یک عدّه، نور چشمشان در نماز است. وجود مبارک پیامبر (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) فرمود که «روشنی چشم من در نماز است»**.
(* سوره بقره / آیه ۴۵ - ** بحارالانوار / جلد ۷۹ / صفحه ۱۹۴)