خاکهای نرم کوشک
شهید عبدالحسین برونسی یکی از فرماندهان بیادعای دفاع مقدس بود که فیلم «به کبودی یاس» نیز با نگاه به زندگی او ساخته شد.
کتاب شامل خاطرات دوستان و آشنایان شهید است و در نمایشگاه کتاب تهران به چاپ صد و هشتاد و پنجم رسید.
اثر دارای پنج بخش کوتاه است که در کنار بخش خاطرات که اصل کتاب است گرد آوری شده. قلم نویسنده آسان فهم و دور از افراط و تفریط است. متن زیر برگرفته از کتاب است:
یک ساعتی مانده بود به اذان صبح. جلسه تمام شد. آمدیم گردان. قبل از جلسه هم رفته بودیم شناسایی.تا پام رسید به چادر، خسته و کوفته ولو شدم روی زمین. فکر میکردم عبدالحسین هم میخوابد. جورابهاش را در آورد. رفت بیرون! دنبالش رفتم.
پای شیر آب ایستاد. آستینها را داد بالا و شروع کرد به وضو گرفتن. بیشتر از همه ما فشار کار روی او بود. طبیعی بود که از همه خستهتر باشد. احتمالش را هم نمیدادم حالی برای خواندن نماز شب داشته باشد.
خواستم کار او را بکنم حریف خودم نشدم. فکر این را میکردم تا یکی دو ساعت دیگر سر و کله فرمانده محور پیدا میشود. آن وقت باید باز میرفتیم دیدگاه و میرفتیم پشت دوربین. خدا میدانست کی برگردیم. پیش خودم گفتم: بالاخره تو بیست و چهار ساعت، احتیاج به یه استراحتی داره که رفتم تو چادر و دراز کشیدم، زود خوابم برد.
اذان صبح آمد بیدارمان کرد. چند لحظهای طول کشید تا چشمهایم باز شد، به صورتش نگاه کردم. معلوم بود مثل هر شب، نماز باحالی خوانده است.
