تعداد بازدید: ۲۱۹
کد خبر: ۱۳۴۲۹
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۴۰۰ - ۲۲:۲۴ - 2021 04 July

روزگار است دیگر ...

نویسنده : محسن جلویز

اینجا،
هر صبح مردی،
روی پله هایی 
که بوی  چشمهایت را می دهند،
می نشیند،
سیگاری چاق می‌‌کند،
و به تو،
به تو که نامش را حتی
 به خاطر نمی آوری،
می اندیشد.
تو
تو اما آنجا،
هر صبح
برای مردی که دوستت ندارد
چای دم میکنی،
روزگار است دیگر.

روزگار است دیگر ...

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها