مِهین مهرورزان
منطقه سومار- ارتفاعات 402- سال 1367
از راست: اکبر ملکحسینی، زندهیاد محمد مقنی زاده، غلام مقنی زاده، علی اصلاح ، عبدالرضا بذرافکن
با تشکر از جناب آقای اکبر ملک حسینی که عکس را در اختیار ما قرار دادند.
نظر شما
از راست: اکبر ملکحسینی، زندهیاد محمد مقنی زاده، غلام مقنی زاده، علی اصلاح ، عبدالرضا بذرافکن
با تشکر از جناب آقای اکبر ملک حسینی که عکس را در اختیار ما قرار دادند.
ولسابقون ولسابقون اولئک المقربون
با افتخار من فرزند شهید محمد مقنی زاده هستم..... بسیار خوشحالم پدرم در سال 80 به دلیل عوارض شیمیایی دچار سرطان و تومور وخیم گشته و به درجه شهادت نائل آمده و به آرزوی دیرینه خویش رسید.... آخرین خواسته پدرم که روی تخت بیمارتسان بستری بوده و از رادید تهدیدات رژیم صهیونیستی را میشنیده است به مادرم گفته بود من اگر بهبود پیدا کنم حتما دوباره به جنگ خواهم رفت او حتی با وجود داشتن من و مادرم و داشتن بیماری شدید غیرت دفاع از وطن را در وجودش داشت و من با افتخار راهش را ادامه میدهم همانا بدون اغراق آرزوی او آرزوی من است.
تشکر از آقای ملک حسینی و مهرزمان با وجود و با غیرتشان و دردو بر ارتشیان دلاور ایران
اما بعد از آتش بس بعنوان بیسیم چی تا ابتدای سال ۶۹در پایگاه شهید تقی پور که مشرف ب ارتفاع ۴۰۲ و کهنه ریگ و بند پیرعلی بود در گروه ۳۳توپخانه خدمت کردم کردم
منهم بین از سال ۱۳۶۷ تا سال ۱۳۶۹ در لشگر ۸۸ زرهی زاهدان خدمت کردم. گردان ۱۶۱ پیاده مستقر در منطقه تک درخت سومار. چه دوران خوب و باشکوهی بود. هر روز با کامیون بنز برایمان ناهار میآوردند و ...
یاد خاطره همه رزمندگان اسلام گرامیباد. ??
منهم در سال ۱۳۶۷ در لشگر ۸۸ زرهی زاهدان در منطقه سومار خدمت کردم. گردان ۱۶۱ پیاده. چه دوران خوب و باشکوهی بود.
من گردان ۱۹۷ تیپ ۳ لشکر ۸۸زرهی زاهدان سال ۶۷ اسیر شدم ولی زمان جنگ چه روزهای خوبی بود دیگه آن روزها برنمیگرده هیج وقت/ همیشه دل تنگ جبهه میشم