تعداد بازدید: ۲۱۸
کد خبر: ۱۲۶۸۸
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردين ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۱ - 2022 09 April
کافه کتاب

فیل در تاریکی

نویسنده: قاسم هاشمی‌نژاد

انتشارات:هرمس

تعداد صفحات: 180

فیل در تاریکی نوشته‌ی قاسم هاشمی‌نژاد یکی از مهمترین آثار پلیسی در ادبیات‌فارسی است که سال 1358 برای نخستین بار به صورت کتاب به چاپ رسید. داستان، مقابله‌ی جلال امین با باندی تبهکار در تهران آن دوره و تلاش او برای گرفتن انتقام خون برادرش حسین است که توسط آن‌ها به قتل رسیده است. جلال امین شخصیت اصلی داستان، گاراژداری قدیمی است که برادرش حسین در آلمان تحصیل می‌کند. حسین در بازگشت برای جلال یک اتومبیل بنز آخرین مدل می‌آورد. شبکه‌ای تبهکار، بدون اطلاع حسین، در ماشینش هروئین جاسازی کرده‌اند و پس از ورود اتومبیل به ایران به دنبال آن هستند. حسین به دست تبهکاران به قتل می‌رسد و جلال برای گرفتن انتقام او، به مقابله با آن‌ها می‌پردازد. فیل در تاریکی رمانی پلیسی به حساب می‌آید و تحت‌تأثیر رمان‌های پلیسی آمریکایی قرار دارد. فضای شهر، فضایی ترسناک و نمور با خیابان‌هایی نم‌گرفته است و مثل همه‌ی رمان‌های پلیسی نوآر، به جای تأکید بر ماجراهای جنایی، بر حالات درونی و انگیزه‌های روانی شخصیت‌ها تأکید می‌کند. نثر اثر از زیبایی و جذابیت خاصی برخوردار است و دلیل آن استفاده‌ نویسنده از لهجه‌های مختلف زبان فارسی مانند لهجه‌های ارمنی، شیرازی و تهرانی است. عنوان داستان هاشمی‌نژاد، اشاره‌ی مستقیم به تمثیل فیل در تاریکی مولوی در مثنوی معنوی دارد. نثر هاشمی‌نژاد نثری است حساب‌شده و شاعرانه که حاصل سال‌ها مصاحبت او با ادبیات فارسی و پرسه‌زدن در متون قدیمی و عرفانی است. هاشمی‌نژاد در این رمان، به خلق لهجه‌های مختلف در زبان فارسی دست زده‌ و تصویری مدرن اما ترسناک از تهران را ترسیم کرده است.

متن زیر برگرفته از کتاب است:

جلال‌امین وقتی حساب کرد دید همه چیز باید صبح همان روزی شروع شده باشد که ماشین او را دم خانه‌اش در باغ صبا خالی کرده بودند. ساعت هفت صبح بود، روز اول چار چار، (چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک) و بیرون سرما بیداد می‌کرد و نمور بود. چون‌که آسمان ابر بود، دم باریدن، و یک هفته بود همه منتظر بودند و نمی‌بارید. جلال امین کلید در قفل پیکان پنجاه و یک سورمه‌ای‌اش انداخت و دید که در قفل نیست. فکر کرد شاید از حواس‌پرت، در را دیشب نبسته رفته بود.

دقت کرد دید بادشکن سمت چپ را میله انداخته بودند و لولاش را شکسته بودند. بادشکن هرز بود...

فیل در تاریکی

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها