نوری گم شده در نور
شاعر آمریکایی، زاده ۸ اوت ۱۸۸۴.
اشعارش را با شعرهای کودکانه آغاز کرد و سپس شعرهایی به شدت احساساتی، چون یک فرد بالغ، سرود.
نخستین شعرش «انعکاس نیزار» را در سال ۱۹۰۷ در روزنامه محلی منتشر کرد و نخستین مجموعه شعرش همان سال به بازار آمد. دومین مجموعه شعر وی با عنوان هلن از تراوا و دیگر اشعارش در سال ۱۹۱۱ و مجموعه رودخانهها به دریا در سال ۱۹۱۵ منتشر شد.
سال ۱۹۱۸ با انتشار مجموعهشعر ترانههایعاشقانه برنده جایزه انجمن شعر دانشگاه کلمبیا، جایزه پولیتزر و جایزه انجمن شعر آمریکا شد.
سرودههای وی پلی است بین اشعارِ کلاسیکِ زنانِ سدههای میانه و اواخرِ قرن نوزدهم و قرن بیستم. شعرِ وی از احساساتش سرچشمه میگرفت؛ درست مثلِ شعرِ شاعرانِ عزلتنشینِ قرن نوزدهم اِمیلی دیکینسون و کریستینا روسِتی. این شاعران به خلوت پناه میبردند و میسرودند. سارا تیزدیل در 29 ژانویه سال 1933 میلادی در آپارتمانش تعدادِ زیادی قرص خوابآور بلعید و برای همیشه چشم از جهان فرو بست.
من مال تو نیستم و در تو گم نشدهام
در تو گم نشدهام
اما آرزو داشتم این چنین بود
گم شده همانند شمعی روشن در روز
گم شده همانند یک دانه برف در دریا
تو مرا دوست داری و من
تو را همیشه
همچون روحی زیبا و روشن مییابم
اگرچه من هنوز… من هستم،
کسی که آرزو دارد
همانند نوری گم شده در نور،
در تو گم شود
*****
روزی پا به قلبام گذاشت عشق
مهمانی ناخوانده و اندوهگین بود
تنها آنگاه که عاجزانه میخواست بماند
پس از لَختی گذاشتم که بیاساید
او به زاری خواب از چشمان من ربود
و با سرشکِ چشماناش
رؤیاهایم را برآشفت
و آن زمان که قلب من
در اشتیاق آوازی بود
از ترس خود شور آوازم را ساکت کرد
حالا که او به راه خود رفته است
دلتنگِ درد شیریناش هستم
و شبها گاه به راز و نیازی میگویم
که کاش دوباره بازگردد
