قافیه نوروزی به کام کی؟
نوروز باز هم چهره میگشاید و در این بین همه به دنبال نو کردن هستند...
در این روزها تلویزیون ایران نیز همچون سالهای گذشته خود را آماده میکند تا مجموعههایی متفاوتتر از آنچه که باید باشد، به تصویر بکشد.
از برنامههای تحویل سال گرفته که غالباً بیش از ۲۴ ساعت به طول میانجامد تا سریالهای نوروزی...
اما آنچه که تلویزیون را در قرن جدید با چالش روبرو میکند رقابت با شبکه نمایش خانگی است.
این بار مردم تنها به سریالهای نوروزی شبکههای ۱، ۲، ۳ و ۵ نمره نمیدهند بلکه این ۴ شبکه را با مجموعهها و سریالهای شبکه نمایش خانگی مقایسه خواهند کرد.

نمایی از سریال زیرخاکی با بازی پژمان جمشیدی
به نظر میرسد سریالِ شناخته شده و پرطرفدار تلویزیون از شبکه یک رخ نمایی کند. «زیر خاکی 3» با بازی درخشان پژمان جمشیدی و ژاله صامتی.
دیگر سریالها یعنی آنچه که از شبکه دو با نام «خداداد»، شبکه سه با نام «نجلا 2» و شبکه ۵ با «دردسرهای شیرین» به نمایش در خواهد آمد نه چهرههای شاخصی دارند و نه موضوعاتشان چندان دلفریب است.
شاید اگر به ده سال پیش برگردیم مردم بین همینها یکی یا همه را انتخاب میکردند چون راه چارهای نمیدیدند.
اما سؤال اصلی آن است که سیمای جمهوری اسلامی ایران که اولین نوروز خود را با مدیری جدید تجربه میکند چه عملکردی خواهد داشت؟
شوربختانه دایره تنگ صدا و سیما سبب شده تا بسیاری از مجموعهسازانِ دارای ایده و طرح از تلویزیون کنار گذاشته شوند و همین عامل سبب شده تا برنامههای طنزی همچون «جوکر» که احتمالاً در عید نوروز نیز ادامه دارد در قاب تلویزیون نگنجد و در شبکه نمایش خانگی عرضه شود.
سؤال اینجاست که چرا نباید مجموعههای برندی همچون «کلاه قرمزی»، «90» و «پایتخت» که به عدد ۶ رسید از تلویزیون جدا شوند؟
تلخ آنجاست که مهران مدیری با آن سابقه طولانی در رسانه ملی بگوید: دیگر امکان پخش مجموعههایی مثل «برره» از تلویزیون نیست!
و یا ایرج طهماسب که حالا گرد پیری بر چهرهاش نشسته قرار است با عروسکهایش از شبکه نمایش خانگی به مخاطبانش سلام کند.
اینجاست که در قهر تلویزیون، شبکه نمایش خانگی برای آنها فرش قرمز پهن کرد و نبودشان توسط پلتفرمهای نمایش خانگی بهراحتی پر شد و سریالهایی به نمایش در آمد یا خواهد آمد که مسئله روز هستند یا لااقل کاراکترهایی در آن نقش آفرینی میکنند که در شهر حسشان میکنیم.
حضور پرتعداد بازیگران سرشناس سینما در سریالهای نمایش خانگی نیز مزید بر علت شد؛ کاری که تلویزیون از آن دوری جسته و سالهاست که بین تلویزیون و سینما خطی قرمز و گودالی عمیق کشیده شده است؛ اگر دقت کنید در نوروز انواع و اقسام فیلمهای هالیوودی و بالیوودی به نمایش در میآید اما کمتر اثر ایرانی را میبینیم که باب میل تلویزیون باشد.
کسانی که شبکه نمایش خانگی را دنبال میکنند میتوانند کیفیت را با تلویزیون به سنجش بگذارند؛ به عنوان نمونه سریالهای در حال پخش یا تازه تمام شدهی «خاتون»، «جیران»، «خسوف»، «نیسان آبی»، «جوکر»، و «ساخت ایران» برتری نسبی بر آثار تلویزیونی دارند.
و نکته جالبتر آنکه مردم برای آنها هزینه هم پرداخت میکنند اما تلویزیونی که با اعتبارات هنگفت ملی برنامههایش را در اختیار مردم قرار میدهد راز بقا و فوتبالش پرطرفدارتر از مابقی آثارش میشود و این یعنی خطر...
ضلع دیگر سینماست که البته امسال خبرهای خوشی از آن به گوش نمیرسد و با حذف فیلم سینمایی «لامینور» داریوش مهرجویی کسی که فیلم «گاو» را برای ایران ماندگار کرد با «اجارهنشینها» اثری پرفروش در سالهای جنگ ارائه نمود، خوب برخورد نشد و صدای این کهنهسوار سینما را درآورد و نالههایش را به گوش همگان رساند.
مهرجویی زخم خورده از «سنتوری» که در زمان احمدینژاد مجوز پخش نگرفت و در کمال ناباوری قاچاق شد حالا «لامینور» را از اکران نوروزی خارج شده میبیند و هیچکس هم پاسخگوی پروانه صادر شده نمایش برای آن نیست.
«علفهای هرز» نیز که از همان نمایش جشنواره فجر مشخص بود مجوز اکران نوروزی نمیگیرد هم دیگر فیلم کنار گذاشته شده بود تا فیلمهایی به اکران نوروزی درآید که به نوعی وابسته به یک جناح هستند و میتوانند مهر تأیید پروانه نمایش را بگیرند!
به هر روی سه ضلع تلویزیون، پلتفرمهای نمایش خانگی و سینما این بار نوروز ۱۴۰۱ را با فضایی رقابتی آغاز میکنند پس مینشینیم و میبینیم که کدام قطب در نهایت سربلند از کارزار نوروز خارج میشوند.

پوستر رسمی سریال جیران/ پخش از فیلیمو