تعداد بازدید: ۴۵۰
کد خبر: ۱۲۵۰۶
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۴۰۰ - ۲۰:۵۹ - 2022 12 March
سرمقاله

آخرین هفته قرن ۱۴ خورشیدی

غلامرضا شعبانپور / مدیر مسئول

این روزها آخرین روزهای قرن چهاردهم خورشیدی را سپری می‌کنیم که از سال ۱۳۰۱ شروع و در ۲۹ اسفند ۱۴۰۰ به پایان می‌رسد. به نظرمی رسد نگاهی بسیار کلی و اجمالی به این سده مقداری حافظه تاریخی‌امان را بازسازی ‌کند. 


اولین سالهای قرنی که آخرین روز هایش را می‌گذرانیم پر از تلاطم بود. پیامدهای کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در عرصه سیاسی نمود زیادی داشت. رضاخان در حال تثبیت دولت مرکزی و همراه با آن قدرت خود بود. بعد از مشروطه اول و بمباران مجلس توسط قوای قزاق به دستور محمدعلی شاه و شروع استبداد مطلقه پادشاهی که به استبداد صغیر مشهور شد، اوضاع داخلی نابسامان گردید. سران مشروطه تبعید، زندان، خانه‌نشین و در دو مورد هم به چوبه‌دار سپرده شدند. دولت مرکزی تحت پادشاهی احمدشاه بسیار ناتوان و ضعیف شد به طوری که بسیاری از ولایات و ایالات(استانها) در کنترل دولت مرکزی نبودند. جنگلیها شمال را تجزیه و شیخ خزعل حکومت خودمختاری در خوزستان راه انداخته بود. محمدتقی خان پسیان در خراسان کرکری می‌خواند، اسماعیل خان سیمیتقو در آذربایجان غربی و کردستان، قشقایی‌ها در فارس، بختیاری‌ها در مرکز و جنوب غرب ادعای خودمختاری داشتند. انگلیسیها با استقرار پلیس جنوب (SPR) عملاً مناطق جنوبی را در اختیار داشتند.

یکی از پادگانهای این نیرو در ضلع شرقی شهر نی ریز مشهور به قلعه S P R مستقر بود. این پادگان با پادگان سعید آباد (سیرجان) و کرمان و شیراز در تماس تلگرافی بود.


رضاخان با سرکوب تجزیه طلبان بر تخت سلطنت تکیه زد و به تدریج با استبداد تمام عیار، مردان کاربلد سیاسی را حذف کرد. بی‌تدبیری‌اش موجب اشغال ایران در جنگ جهانی دوم شد. خودش هم به تبعید رفت. در دهه ۱۳۲۰ جامعه‌ی رها شده از بند استبداد نفسی کشید هرچند زیر چکمه قوای اشغالگر بود. در آخرین سال این دهه مجلسیان قانون ملی شدن صنعت نفت را تصویب و عزم به اخراج انگلیسیها از صنعت نفت کردند که پس از دوسال فراز و فرودهای زیاد دولت ملی دکتر محمد مصدق با کودتای آمریکایی- انگلیسی ساقط و محمدرضا پهلوی عنان حکومت را به دست گرفت. طی ۲۵ سال حکومت پهلوی دوم اقتصاد به ویژه در بخش صنعت رشد خوبی کرد. در دهه ۱۳۴۰ با تقسیم زمین‌های بزرگ مالکان بین رعیتها نظام تولید سنتی کشاورزی تغییر و همراه با آن کشاورزی به میزان زیادی صنعتی شد؛ اما متأسفانه برداشت بی‌رویه از آبهای زیر زمینی ضربه سنگینی وارد کرد که عواقب آن سالهاست دامنگیر کشور است. 


توجه به توسعه اقتصادی و تا اندازه‌ای توسعه اجتماعی (درحوزه آموزش، بهداشت و درمان)بدون توجه به توسعه سیاسی، بین نظام شاهنشاهی و مردم فاصله بسیار زیادی ایجاد کرد. پهلوی دوم که چون پهلوی اول بنیاد سلطنتش بر کودتا بود هرگز نخواست قبول کند که مردم باید در امور سیاسی مشارکت عملی و عینی داشته باشند. به نظرات مشورتی نزدیکانش نیز اهمیتی نداد. زمانی خواست به سوی مردم برگردد که کار از کار گذشته بود و هیچ‌کس پذیرای او نبود؛ لذادر بهمن ۱۳۵۷ نظام شاهنشاهی ساقط وانقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مهمترین وقایع پس از انقلاب، تحمیل جنگی ناخواسته در طول ۸ سال از سوی دولت بعثی عراق به ایران بود که خسارات سنگین انسانی، اقتصادی و اجتماعی به هر دو کشور وارد کرد.


اقتصاد ایران پس از انقلاب به شدت دولتی شد و موجب پیامدهای منفی زیادی گردید. اقتصاد سیاسی ایران- که همیشه به سیاست داخلی و خارجی گره خورده- پس از انقلاب شدت وابستگی‌اش به سیاست خارجی و داخلی بیشتر شد. به‌رغم اتخاذ تصمیمات کلان و تصویب قوانین به منظور محول کردن اقتصاد به مردم (بخش خصوصی) متأسفانه در عمل این مهم محقق نشد. از طرفی رویارویی شرق و غرب با شعارهای انقلاب، موجب تنش و تحریم‌های گسترده شد که همچنان اقتصاد کشور از آن به شدت رنج می‌برد. 


مسائل داخلی و خارجی در آستانه وارد شدن به قرن ۱۵ خورشیدی و عید نوروز و بهار طبیعت موجب آنچنان فشار اقتصادی شده که توان جسمی و روانی مردم را گرفته و قلم زدن در این زمینه شاید نه تنها دردی دوا نکند بلکه موجب آزردگی بیشتری شود .


امید است در قرن و سال نو گره‌های کور در عرصه‌های مختلف گشوده شود و شاهد آرامش، شادی و سلامتی مردم و به دنبال آن پیشرفت کشور در ابعاد گوناگون باشیم. انشاءا... 

 شاد و سالم و موفق باشید

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها