یک نفر هیچ وقت نمیآید!
متولد ۱۱ ژوئن ۱۹۲۳ در آنکارا، شاعراهل ترکیه.
وی دو سال در دانشکده حقوق و سه سال در دانشکده اقتصاد تحصیل کرد، سپس به منظور کار در مؤسسه روزنامهنگاری در سال ۱۹۴۷، تحصیل در آموزش عالی را رها کرد.
آصف مدتی در روزنامه «زمان» و «طنین» به عنوان مترجم (از زبان فرانسه) کار کرد. اولین نوشتههای آصف در سال ۱۹۳۹ در مجله «ثروت فنون» چاپ شد.
در سال ۱۹۵۱ «چاپخانه هنر» را تأسیس کرد و آثارش را تحتعنوان «انتشارات میزگرد» منتشر کرد.
«دنیا به چشم من گریخت»، «تو تو تو»، «در آستانه در»، «نرمی نوازشی نیست»، «چگونهای» و «گلها را نخورید»، از مجموعهاشعار اوست.
داستان «باران دیروزی خواهد بارید» و کتاب «درباره ازدمیر آصف» که شامل خود نوشتها و تجربیات شخصی شاعر درباره موضوعات مختلف است نیز از جمله کتابهایی است که پس از مرگ وی منتشر شد.
وی در اشعارش، روابط در جامعه انسانی را به عنوان موضوعی برای خلق شعری جهانی پی میگیرد. توأمان شدن هیجانات و تفکرات عمیق، به سخره گرفتن و کوبیدن، از ویژگیهای غالب شعر اوست. مضامین عشق، جدایی و مرگ، در اشعار او جایگاه خاصی دارد و علاقه خاص وی به بحثهای نظری در زبان شعری، کاملاً نمود دارد.
وی در 28 ژانویه 1981 در استانبول درگذشت.
اشعار زیر از اوست:
به چه چیز تو
اینقدر وابسته شدم؟
به چشمانت
که مرا نگاه نمیکنند؟
یا به قلبت
که مال من نیست؟
*****
و بعضی وقتها
دوست داشتن
حیاتی دیگر است
زنده نگه داشتن
کسی درونات
حتی
با وجود این فاصلههای دور
****
منتظر آمدن همه نباش
یک نفر
هیچوقت نمیآید!
****
من اگر مرده بودم
شاید
او میگریست
اما
اگر او گریه میکرد
من
حتماً میمردم