سند معروف جعلی منسوب به امیرکبیر
قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله نمیشود.
زیاده جسارت است. تقی
این دستنوشته در منابعی به عنوان یک سند واقعی منتشر شدهاست.
اما ایرج افشار و نصرالله حدادی این دستخط را با ذکر دلایلی جعلی میدانند. ایرج افشار در بخارا آن را «نامهای مزوّر و مجعول آن هم به طریقی جاهلانه» نامید و حدادی در یادداشتی در اعتماد (که بعداً در اطلاعات و خبرآنلاین بازنشر شد) آن را حاصل «سندسازی و جعل» خواند.
این سند در هیچیک از کتابهای معتبری که در مورد امیرکبیر است (مانند امیرکبیر و ایران فریدون آدمیت، امیرکبیر عباس اقبال آشتیانی و قبله عالم عباس امانت) یا اسناد وی را جمعآوری کردهاست (دو کتاب علی آلداوود، نامههای امیرکبیر (۱۳۷۱) چاپ نشر تاریخ ایران و اسناد و نامههای امیرکبیر (۱۳۷۹) چاپ سازمان اسناد ملی) ثبت یا اشاره نشدهاست.
به نوشته افشار، «شیوه خط و پیچوخم کلمات آن گویای تازهنویسی و ناشیگرانهنویسی است». ایرادهای واردشده به شیوه نگارشی عبارتند از:
- در زمان زندگانی امیرکبیر، نوشتن تهران به شکل «طهران» متداول بودهاست و کسی «تهران» نمینوشتهاست. این شیوه نگارشی بعد از دوران احمدشاه رایج شد.
- استفاده از نشانههای نوشتاری مانند نقطه و ویرگول رایج نبوده و در دیگر نوشتههای امیرکبیر وجود ندارد در حالی که در این متن دو بار نقطهگذاری شدهاست.
- در متن شکستن به صورت «سکستن» و نام شاهزاده مغشوش نوشته شدهاست که به شیوههای موثقالدوله، مؤیقالدوله و مویقالدوله میتوان آن را خواند. در نام شاهزاده زیر «ث» دو نقطه گذاشته شدهاست که در الفبای فارسی چنین حرفی نیست.
- در متن، «به» دو بار بهشکل چسیبیده به واژه بعدی (مثل بتهران) و جدا (مثل به توصیه) نوشتهشده که با یکدیگر همخوانی ندارد.
- عبارت «شکستن لبه نان» بیمعناست.
- نامه فاقد تاریخ نگارش است و «هو» که در بالای نامههایش مینوشت نیز وجود ندارد.
- به نوشته افشار و حدادی، دستخط این نامه با خط امیرکبیر در دیگر اسناد کاملاً متفاوت است و جعلی بودن آن را نشان میدهد.
- او در نامههایش عزتالدوله را که همسر خود و خواهر شاه بود همیشه «ملکزاده خانم» یا «خانم» نوشتهاست و هیچگاه از «همشیره همایونی» استفاده نکردهاست.
- در پایاننامههایش از عبارت «امر همایون مطاع مطاع» استفاده میکرد که در این نامه مشاهده نمیشود.
- امضای امیرکبیر در زیر نامههایش «میرزامحمدتقی خان»، «محمد تقی بن محمد قربان»، «المتوکل علیالله محمدتقی»، «عبده الراجی محمدتقی» و «لا اله الا الله الملک الحق المبین محمدتقی» بودهاست و هیچگاه «تقی» امضا نکردهاست.
- «قربانت شوم» مخصوص طبقه خاصی بودهاست و امیرکبیر هیچگاه کمتر از «قربان خاک پای همایون مبارکت شوم» ننوشتهاست.
- عبارت «سخن هزل بر زبان راندهاید» که خطاب به ناصرالدینشاه است، جملهای عتابآلود است که چنین لحنی در هیچیک از نامههای امیرکبیر حتی در اوج قدرتش دیده نشدهاست.
- تردید در وجود موثقالدوله. شخصی به نام «موثقالدوله» که حاکم قم باشد وجود نداشتهاست.
منابع:
ویکیپدیا به نقل از:
1- افشار، ایرج (آذر ۱۳۸۲). «تازهها و پارههای ایرانشناسی (۳۷)». مجله بخارا (۳۱): ۱۰۰–۹۹.
2- حدادی، نصرالله (۳ بهمن ۱۳۸۸). «نامه جعلی امیرکبیر به ناصرالدین شاه، سندسازی و تحریف تاریخ». روزنامه اعتماد (۲۱۵۸): ۱ ضمیمه روزانه.
