استبداد اخلاق جامعه را فاسد میکند
در شمارههای ۳۶۰ و ۳۶۲ به پدیده اجتماعی و سیاسی استبداد از منظر عبدالرحمان کواکبی متفکر مسلمان پرداختیم. کواکبی در کتاب «طبیعت استبداد» به کنکاش چند جانبه روی استبداد سیاسی پرداخته است. در این نوشتار اثر استبداد بر اخلاق جمعی مردم تحت سلطه مستبدین را وا میکاویم.
کواکبی بر این باور است که حکومت مستبد «اخلاق نیکو را ضعیف یا فاسد یا به کلی نابود» (۱)
یسازد. او ادامه میدهد استبداد جامعه را دچار فروپاشی اخلاقی میکند و ضد ارزشها را در جامعه رواج میدهد به طوری که مردم نیز تابع ضد ارزشها شده و اخلاقشان فاسد میگردد. مردم تصور میکنند آفریده شدهاند که حافظ سلطنت مستبدان فاسد باشند و به تعریف و تمجید مستبد بپردازند و به این تعریف و تمجید افتخار هم بکنند. «امپراتوریهای پیشین توانستند به جهت تأیید استبداد خویش با آئینها بازی کنند.» (۲) به طوری که مردم تحت سلطه معتقد میشوند که «طالب حق را فاجر، تارِک آن را مطیع، شکایت کننده متظلم را مفسد، باهوش دقیق را ملحد، ... نصیحتگذاری را فضولی، غیرت را عداوت، جوانمردی را سرکشی، حمیّت را جنون، انسانیت را حماقت و رحمت را بیماری نام نهد.» (۳)
این وارونگی آئینهای اخلاقی موجب میگردد جامعه «نفاق را سیاست، حیله گری را تدبیر، دنائت و پستی را لطف، و پست فطرتی را خوشخویی بداند.» (۴)
جامعه تحت سیطره حاکم خودکامه به قاتلان مردم با نظر احترام نگاه میکند: «محض اینکه آدمیان بسیاری را به قتل رسانده اند.» (۵) رفتهرفته کار ارزشهای اجتماعی به جایی میرسد که نسلهای بعد به پدران و اجدادشان که در خدمت دستگاه حکومت مستبد بودند افتخار کنند. (۶)
کواکبی معتقد است اطاعت مردم از زمامداران مستبد از روی ترس است نه اراده و اختیار. زمامدار جامعه مدعی میشود که جرائم و آسیبهای اجتماعی کم است در حالی که «استبداد جرائم را پنهان میکند.» (۷)
به زعم کواکبی حکایت فرمانروای مستبد در مورد اخلاق «مقام آن هیزم شکن است که به غیر از فساد از او امید نتوان داشت.» (۸) استبداد قانون گریز است، چون قانون دست و بال مستبد را میبندد و جلو خرابکاریها و دخالتهای نابجای او را میگیرد. او نتیجه گرفته جوامع آزاد متکی بر دموکراسی قانون را ناموس میدانند و احترام زیادی برای آن قائلند.
نفاق و چند رویی و ریا از صفات رذیلهای است که دستگاه سیاسی مستبد مولد آن است. کواکبی مینگارد: «کمتر چیزی که استبداد در اخلاق مردمان اثر کند آن باشد که نیکان ایشان را مجبور سازد تا با ریا و نفاق خو گیرند که هر دو خصلتی سخت ناهنجارند.» (۹)
کواکبی زوایای دیگری از استبداد را واکاوی کرده از جمله اینکه ارشاد کنندگان و تربیت کنندگان جامعه چاپلوسان ریاکاری هستند که نصایحشان اثری بر مردم نمیگذارد. (۱۰)
شاد و سالم و موفق باشید
پی نوشت:
۱- کواکبی، سیدعبدالرحمان (۱۳۹۰) طبیعت استبداد، تهران: ص ۱۲۷،
۲- همان، ص ۱۳۰، ۳ - همان، ص ۱۳۰،
۴ - همان، ص ۱۳۰، ۵ - همان، ص ۱۳۰،
۶ - همان، ص ۱۳۱، ۷ - همان، ص ۱۳۱،
۸ - همان، ص ۱۳۲، ۹ - همان، ص ۱۳۳،
۱۰ - همان، ص ۱۳۴