نریمان بر اوج بلندترین قله آفریقا
اسماعیل نریمان حالا فتح اورست را هدف خود قرار داده و برای خواستهاش تلاش میکند.
او فوق دیپلم دارد و در حال حاضر ساکن بندرعباس است و در زمینه درهای ضدسرقت و تولید درهای داخلی فعالیت دارد.
اسماعیل علاوه بر این، بدنسازی و یوگا هم کار میکند، اما کوهنوردی برایش چیز دیگری است. میگوید: «کوهنوردی جزء علایق من شده. از نوجوانی این رشته را دوست داشتم، ولی از سال ۱۳۹۷ به صورت جدی آن را دنبال کردم و الان هم در حال ثبت باشگاه ورزشی نریمان در بندرعباس برای رشته کوهنوردی و دوچرخهسواری هستم.»
دوستانش وقتی انگیزه، اراده و پشتکار او را میبینند، پیشنهاد صعود به قلههای خارج از کشور را به او میدهند. او هم عزمش را جزم میکند تا به بلندترین قله آفریقا سفر کند. میگوید: «اولین صعودم به کوههای اطراف بندرعباس از جمله قله تشگر و بعد از آن هم کوه دال دنا زنوی شهر یاسوج بود. سپس به کوههای کرمان رفتم و لالهزار کرمان و قلههای سیمرغ را فتح کردم. کلیمانجارو همیشه برایم جالب بود، دوست داشتم به آنجا صعود کنم. تا اینکه یکی از دوستانم از من خواست که برای فتح کلیمانجارو پیشقدم شوم. البته در رؤیاهایم همیشه به فتح تمام قلههای جهان از جمله کلیمانجارو و اورست فکر میکردم. ولی پیشنهاد دوستم باعث شد این تصمیم را عملی کنم.
قبل از رفتن خیلیها میگفتند تو نمیتوانی این قله را فتح کنی؛ ولی من هدف داشتم و وقتی تشویقهای همسر، مربیهای ورزشی و برادرم امید را دیدم برای هدفم وقت گذاشتم و در عرض سه ماه، روزی سه ساعت تمرینهای هوازی، یوگا، تمرکز و ... کار کردم.»
صعود در شب
برنامه صعود ما به کلیمانجارو ۵ روز به طول میانجامید.
او ادامه میدهد: «در تیم اعزامی ۱۷ نفر از ایران بودیم که ۱۴ نفر صعود کردیم و ۳ نفر موفق نشدند به قله برسند. ۵ روز صعود داشتیم و روزانه ۱۲ کیلومتر پیادهروی میکردیم. حال و هوای صعود در ارتفاعات ۱۸۰۰ متر به بالا به دلیل شرایط آب و هوایی خیلی سخت است. چون هر دو- سه ساعت آب و هوا تغییر میکرد گاهی هوا بارانی، گاهی برفی و گاهی آفتابی بود.»
سرما در ارتفاع بالا و استوایی بودن منطقه آفریقا سختیهای مسیر را چند برابر میکند. سرپرستی تیم برعهده یک آفریقایی بود.
به علت وضعیت هوای روز، قرار شد صعود در شب آخر حدود ساعت ۱۰ صورت بگیرد تا ساعت ۷ صبح روز پنجم روی قله باشیم. ساعت ۴ عصر شام را خوردیم و چند ساعتی استراحت کردیم، ساعت ۱۰ شب صبحانه خوردیم و حرکت کردیم.
نباید ناامید شوم
کوهنوردی در ارتفاعات خیلی سخت بود. وقتی از ۴۰۰۰ متر در ارتفاع صعود کنی، مشکل گوارشی و ارتفاعزدگی پیدا میکنی. چند نفری از همنوردهای ما حالشان بد شد، حالتهای سرگیجه و تهوع داشتند.
نصف بیشتر مسیر را رفته بودیم که من هم دچار ارتفاعزدگی و مشکلات گوارشی شدم. حس درونم اجازه حرکت به من نمیداد. مرتب ندایی به گوشم میرسید که نریمان بس کن، ادامه نده. احساس میکردم همینجا میمیرم. لحظهای یاد همسر و خانوادهام افتادم و ترس همه وجودم را فرا گرفت. پاهایم قدرت راه رفتن نداشت. در همان حالتهای ناامیدی، یاد حرفهای مربی ورزشیام افتادم که در عرض سه ماه خیلی برای من زحمت کشید. میگفت تو میتوانی. با خود گفتم آنها برای من خیلی زحمت کشیدند. اگر برگردم زحمات آنها را هدر میدهم. نباید جا بزنم. لحظهای یاد آشنایانی افتادم که من را باور نمیکردند. اگر برمیگشتم همه آنها به من میخندیدند.
همانجا از خدا کمک خواستم که بتوانم زادگاهم نیریز را به دنیا معرفی کنم.»
ایرانیها قوی هستند
او ادامه میدهد: «در دوگانگی گیر کرده بودم که به سیلوانا، سرپرست تیم گفتم دیگر نمیتوانم ادامه بدهم. نگاهی کرد و به من امید داد و گفت: تو میتوانی، خواهش میکنم برنگرد. من رسالتم این است که شما را به بام کلیمانجارو ببرم. میرویم و به سلامت بر میگردیم. سیلوانا با انگیزه و روحیهای که خودش داشت به ما نیز انرژی میداد و بچهها نیز با خواندن شعارهایی، چون «کلیمانجارو ما صعود میکنیم / ایرانیها قوی هستند» به سمت جلو پیش رفتیم.
به تابلو ۵۷۰۰ متر که رسیدیم، خوشحال شدیم که بالاخره قله را فتح کردیم. اما دو نفر از داوران قبول نکردند و گفتند هنوز باید ۳۰۰ متر دیگر بروید. پاهایم قدرت راه رفتن نداشت و حال جسمی خوبی هم نداشتم. اما لحظهای به یاد سمیناری افتادم که چندسال پیش در تهران برگزار شده بود. سخنران آن سمینار فرد معلولی بود که دست و پا نداشت و میگفت هرگز تسلیم نشوید. دوباره به هر سختی بود با تشویقهای گارد آفریقایی راهی شدیم و بعد از چند ساعت کوهنوردی به هدفم رسیدم. هیچگاه اشک شوق و گریه آن لحظه باشکوه را فراموش نمیکنم.»
در دل ترس بروید
نریمان به خاطره تلخی در مسیر نیز اشاره میکند و میگوید: «کل مسیر برای ما خاطره بود. ولی قسمت جالبش این بود که در ۱۲۰۰ متر ارتفاع مانده به قله، یکی از بچهها دچار ارتفاعزدگی شد و مجبور شدیم او را با چند نفر از همنوردهای آفریقایی و سرپرست تیم به پایین برگردانیم.»
اسماعیل نریمان خوشحال از اینکه به عنوان یک نیریزی موفق شده کلیمانجارو را فتح کند، ادامه میدهد: «توصیهام به بچههای نیریز این است که خودشان را باور کنند و بدانند هرچیزی که ما در دنیا میبینیم دو بار ساخته شده: یک بار در ذهن ما و بار دیگر در دنیای ما.
کسانی که به کوهنوردی علاقه دارند، به قله دماوند، قلههای سیمرغ ایران که در هر استانی بلندترین قله است مثل هزاره کرمان یا قله دنا در کهگیلویه و بویراحمد سفر کنند، چرا که فتح این قلهها انگیزه شما را بیشتر میکند. نیریز پتانسیلهای خیلی قوی دارد که متأسفانه یا در جای خود استفاده نشده و یا به خوبی استعدادیابی نشده. به عنوان یک توصیه و جمله آخرم میگویم هرگز تسلیم نشوید. رشد و پیشرفت یعنی اینکه در دل ترس بروی، چرا که موفقیت آنطرفِ ترس است. هرجا بترسید، رشدی صورت نمیگیرد و اتفاقی نمیافتد.
میگویند از هر سه نفری که به قله اورست سفر میکند یک نفر میمیرد، اما من تصمیم دارم از فردا به مدت ۷ ماه تمرین را شروع کنم و اولین نیریزی باشم که قله اورست را فتح میکنم.»

