معرفی شاعر
نویسندهچراغها را من خاموش میکنم
زویا پیرزاد
زادهی ۱۳۳۱ در آبادان، نویسنده ارمنیتبار اهل ایران.
در آبادان به مدرسه رفت و در تهران ازدواج کرد و دو پسرش ساشا و شروین را به دنیا آورد.
در سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۷، سه مجموعه از داستانهای کوتاه خود به نامهای مثل همه عصرها، طعم گس خرمالو و یک روز مانده به عید پاک را به چاپ رساندکه به دلیل نثر متفاوت مورد استقبال مردم قرار گرفت.
سال ۱۳۸۰ با رمان «چراغها را من خاموش میکنم» جوایزی همچون بهترین رمان سال پکا، بهترین رمان سال بنیاد هوشنگ گلشیری، کتاب سال وزارت ارشاد و لوح تقدیر جایزه ادبی یلدا را به دست آورد و با مجموعه داستان کوتاه «طعم گس خرمالو» یکی از برندگان جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در سال ۱۳۷۶ و جایزه «کوریه انترناسیونال» در سال ۲۰۰۹ شد. وی تمام آثارش را به فرانسوی ترجمه کردهاست.
رمانهای او همیشه با استقبال زیادی روبرو و بارها تجدید چاپ شدهاند.
پیرزاد هماکنون ساکن آلمان است.
جملات زیر از این نویسنده است:
- آدمها آنقدر زود عوض میشوند که تو فرصت نمیکنی به ساعتت نگاه بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستیها و دشمنیها فاصله افتاده است...
- یاد پدرم افتادم که میگفت: نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدمها عقیدهات را که میپرسند، نظرت را نمیخواهند، میخواهند با عقیدهی خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدمها بیفایده است.
- چرا ازدواج نکردی ؟
+ پیش نیامد ... اولها فکر میکردم کارهای مهمتری باید بکنم. بعد فکر کردم باید با زنی در مسائل مثلاً خیلی مهم تفاهم داشته باشم! دیر فهمیدم که تفاهمی مهمتر از این نیست که مثلاً دیوار را چه رنگی کنیم و اسبابخانه را چه جوری بچینیم و تابلوها را کجا بکوبیم و شام و ناهار چی درست کنیم و سر همه این ها با هم بخندیم !.
- هیچ چیز لذتبخشتر از این نیست که یک نفر احساست را بفهمد بدون اینکه مجبورش کنی!...
نظر شما