طرح صیانت پیروز یا محکوم به شکست؟
امین رجبی/ سردبیر
«طرح صیانت» با نام کامل «صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی».
طرحی پر سر و صدا از مجلس انقلابی که این روزها بحثهای زیادی ایجاد کرده.
طرفداران به آن «صیانت» میگویند و مخالفان «محدودیت». طرحی که موافقان و مخالفان دوآتشهای حتی در بین سران کشور دارد.
درباره این که این طرح چیست و اجرای آن چه تغییراتی در فضای مجازی و حتی کسب و کارهای اینترنتی ایجاد میکند، بحث فراوان است. اما در این نوشته به یک نکته جامعهشناختی بویژه از نگاه جامعهشناسی انحرافات اشاره میشود:
وقتی یک قانون میخواهد وضع شود، باید اکثریت مردم جامعه آن را بپذیرند و به آن عمل کنند. هر قانونی که مورد پذیرش قرار نگیرد باید فوری در آن تجدید نظر کرد. چرا؟ به دو دلیل:
1- چون موجب قانونشکنی گسترده میشود و حاکمان جامعه پس از مقاومتی «از قبل شکست خورده»، در نهایت مجبور به همراهی با مردم میشوند. یک نمونهی دمدستی، «ماهواره» است.
یک زمانی همه با ترس و لرز دیش و رسیور میخریدند. نصابها از یک طرف روی پشتبامها دیش میکاشتند و مأموران از طرف دیگر پایین میانداختند. به دلیل استفاده گسترده مردم، این برخوردها نتیجه نداد. کارهای فرهنگی مثل «تعویض رایگان دیش با گیرندههای دیجیتال» هم جواب نداد. الان به جایی رسیدهایم که میدانید و دیدهاید و «قانون ممنوعیت به کارگیری تجهیزات دریافت از ماهواره» نیز همچنان پابرجاست.
در این شرایط قانونشکنی در روز روشن رواج دارد.
برخورد با «دستگاه پخش ویدیو» هم حکایت مشابهی بود. از پیچیدن «ویدیو» در روسری تا توقیف نوارهای ویدیویی، تا این روزها که کسی به «ویدیو» محل نمیگذارد.
نمونه دیگر فیلتر تلگرام و توییتر است. طنز ماجرا این که برخی مسئولان کشور هم در این دو شبکه عضو هستند و با قانونشکنی از فیلترشکن استفاده میکنند و مخاطبان آنها هم با قانونشکنی، وارد این شبکهها میشوند.
میبینیم که یک کارِ بینتیجه و غیرکارشناسی را دائم تکرار کردهایم.
در این میان فقط دیوار «قانون» است که کوتاه میشود و قانونشکنی، قبح و زشتیِ خودش را از دست میدهد.
2- اقبال گسترده مردم به یک مسئله (چه قانونی و چه غیرقانونی) حکم رفراندوم یا همهپرسی دارد. مردم ایران فرهنگ عاشورا و امام حسین(ع) را پذیرفتهاند و دست از عقاید خود برنمیدارند. چه در زمانه رضا شاه که با تعزیه و عزاداری با شدت برخورد میشد و چه اکنون که از طرف نظام ترویج میشود. در طول تاریخ، مردم کار خودشان را کردهاند، خودشان هر ساله هیئتهای عزاداری را راه میاندازند و نذر و نیازها را در این راه صرف میکنند. هیچ نیازی هم به ریالی کمک دولتی ندارند.
پس مردم در یک رفراندوم غیررسمی به مکتب امام حسین(ع) گرایش دارند و کاری هم به نوع نظام حاکم ندارند.
در مثالی دیگر، مردم ایران، ازدواج همجنس را بد میدانند. درست است که قانون نیز آن را منع کرده، ولی آن بد دانستن یک هنجار فرهنگی پرقدرت است.
وقتی عموم مردم یک مسئله را رد میکنند یا میپذیرند، به این معنی است که خواسته آنهاست و اگر همهپرسی هم برگزار شود به همین رأی میدهند.
برای یک حکومت از نان شب واجبتر است که به خواست مردم عمل کند چون برای همین آمده و فلسفه وجودی هر حکومتی همین است و اگر چنین نباشد، مشروعیت یا مقبولیت خود را از دست میدهد ...
به اول مقاله برمیگردیم.
به دلایلی که ذکر شد و بارها و بارها تجربه شده است، طرح «صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی» اگر مورد پذیرش عموم است باید قانون شود و اگر نیست محکوم به شکست است و مجلسیان و دولتیان نباید هزینه و وقت و انرژی خود و مردم را صرف آن کنند.
این قانون نانوشته که: «هرچیزی که خواست مردم نیست، محکوم به شکست است»، در مورد تکنولوژی بیرحمتر و قاطعتر است.
تکنولوژی مثل آب است که راه خودش را پیدا میکند.
به صوت چنگ بگوییم آن حکایتها
که از نهفتن آن دیگِ سینه میزد جوش
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
«حافظ»
نظر شما