تعداد بازدید: ۶۷۳
کد خبر: ۱۰۲۹۲
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۱۳ - 2021 08 August

خبرنگار نه شاعر است و نه فیلسوف...

محمد جلالی / دبیر خبر
می‌گوید خبرنگاری؟ پس چرا درد ما را نمی‌نویسی؟ نمی‌بینی این همه درد؟ چشمانت را بسته‌ای؟
او دلش پر پر است و تصورش آن است که خبرنگار باید گوش کند... به دنبال پاسخ هم نیست؛ اصلاً نمی‌خواهد بشنود!

فکر می‌کند خبرنگار یعنی هر آنچه را که بوده و نبوده، باید مو به مو بنویسد و دادخواهی کند.

خبرنگار می‌داند درد چیست و درمان کجاست، اما به راستی ما را چه می‌شود؟
***

برای جلسه‌ای در راه فرمانداری بودم... من را صدا زدند. 

خبرنگار نی‌ریزان هستی؟

کوتاه جواب دادم: بله

در پاسخ گفت: اینقدر به مردم خیانت نکنید؟ چرا اینجور وانمود می‌کنید که کرونا شهر را نابود کرده است؟ کو کرونا؟ من خودم از اول این داستان تا حالا ماسک نزده‌ام کرونا هم نگرفته‌ام! فقط می‌خواهید کسب و کار مردم را تعطیل کنید!

جوابش را می‌دانستم اما او مجال نمی‌داد! می‌خواست فقط کسی را پیدا کند و سرش داد بزند. البته خبرنگار هم کارش همین است شنیدن و نوشتن... اما نوشتن نه از نوع پرده دری‌های فضای مجازی! او باید قلم‌ خود را به گونه‌ای بر روی کاغذ بچرخاند که به هیچ ضلعی از چند ضلعی تو در توی پیدا و پنهان بر نخورد یا تیغ سانسور بدان زخمی نزند تا پس از چاپ و نشر مطلب بتواند باز قلم بزند. 

در آن سوی سکه مسئولان دیدشان نسبت به خبرنگار چیز دیگریست... از دید آنها خبرنگاری خوب است که برایشان بنویسد، حمایتشان کند، انتقاد نکند و حتی نقد کمرنگ هم جایگاه آخر را دارد! از دید آنان خبرنگار باید بیاید در جلسه بنشیند، خوبی‌ها را ببیند و چشم و گوشش را روی ضعف‌ها ببندد. شتر دیدی ندیدی! هر چیز می‌خواهی منتشر کنی را بده ببینیم. اگر غیر از این باشد خبرنگار سیاه نمایی کرده است و باز هم خبرنگار است و انگشت‌هایی که به سوی او دراز می‌شود.

اما باید بدانیم که خبرنگار چهارچوب دارد. تیغه‌های سانسور و خود سانسوری اطرافش را فرا گرفته، خبرنگار کارش دنبال کردن خبر است، روزش را با سرخط خبرها آغاز می‌کند و شبش را با آخرین تحولات جامعه به صبح می‌رساند.

کرونا را می‌بیند، دردهای بیماران کرونایی و نبود دارو و تخت‌های پُر بیمارستان، اخراج، بیکاری، گرانی، آسیب‌های اجتماعی، فقر، ضعف مدیریت، معضلات عمیق فرهنگی، سیاست داخلی و جنگهای زرگری این وری و آن وری، سیاست خارجی و تحریم، موفقیت‌های با هزاران مشکل ورزشکاران المپیکی ایران، دیدن آنانی که به هر دلیل سقف ایران برایشان کوچک بوده و حالا بی‌پرچم شده‌اند... اما سخت است خبرنگار از میان این همه خبر آنچه را بنویسد که مردم را خوشحال کند.

اما به این گفته هم واقفیم که خبرنگار نه شاعر است که قافیه خبرهایش را بخواهد جفت و جور کند و معطل بماند که چه بنویسد و نه فیلسوف که ساده نویسی، نشانه بی‌دانشی‌اش باشد.

خبرنگار بایستی بداند وقتی موفق است که زبان مردم باشد. همانانی که این روزها سخت نگرانند...

17 اَمرداد را به شهید خبرنگار محمود صارمی، شهید حسن لاری‌زاده، مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی خبرنگاران آسمانی شده مظلوم و بی‌گناه محیط‌زیست، و همانانی که چون اوریانا فالاچی در خطوط مقدم جنگ سرد نوشت: «زندگی جنگ و دیگر هیچ»و همه آنانی که در این عرصه کار می‌کنند و قلم می‌فرسایند، تبریک می‌گویم.

در دفتر زمانه فتد نامش از قلم
هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت

نظر شما
captcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها