به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۱۳۵
print
send
کد خبر: ۹۳۷۷
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۹:۴۸     -       2021 14 February
ماجراهای من و بی‌بی

بی‌بی گوشی‌اش را بالا و پایین کرد...


- ننه ای شعرو چی‌چیه فری گذوشته وضعیتُش؟ بری چی چی عسک پروفیلُشه سیا هه؟


- فری کیه بی‌بی؟


- فریدون قصاب!  خو فریبا دختر عاموته میگم نه!


-جدی بی‌بی؟ نمی‌دونم، هنوز وضعیتشو چک نکردم...


- نپه تو با ای گوشیو چه غلطی می‌کنی؟ها؟ اَ صب تا شو با کی می‌شینی چَت می‌کنی، ها؟


- ای وااااای، والا با هیشکی بی‌بی...


- حالا بعد حساب تو یکی رِمی‌رسم، اول بذا یَی زنگی بری فری بزنم، بینم کی ازُش مرده که عسک پروفیلُشه سیا کرده که من نیفمم.


بدون اینکه من حرفی بزنم شماره‌ فریبا را گرفت...


- الو فری، چطوری ننه، حالُت خوبه؟ ننت، بُوات، کاکات، ددات، همه خووَن؟ خوشن؟ ننه قربونُت بشم طوری شده؟ اگه طوری شده بوگو ننه، من طاقت شُنفتنُشه درم ننه. نع... بری عسک پروفیلُت درم میگم ننه که سیاش کردی... کسی مُرده ننه؟ 


بی‌بی چند دقیقه‌ای ساکت شد و دوباره شروع کرد به حرف زدن....


- اَی خدا ورُت دره فری، اَی خدا اَ روز سیا بُشونتُت. مُرده شور هو پک و پوزُته بزنن دختر. بری چه پروفیلُته سیا نکنی؟ ای چه غلطی بود کردی دختر؟ هو روز اول من چن دفه اَ تو گفتم؟ ها؟ حالا پروفیل سیا کردن بری تو میشه چی؟ برو تا بیام بینم چه خاکی میشه تو سرمون بیریزیم....
گوشی را که قطع کرد، رو کردم به او...


- بی‌بی چی شده؟ کسی طوریش شده؟


- کاش که کسی طوریش شدود ننه... کاشکی خَور مرگ ای فری رِ میوردَن...


- ای بابا، چی شده بی‌بی؟ میگین یا نه؟


- دخترو فری بعد دو سال نومزدی حالا میگه من و کاظم با هم تفاهم ندریم...


- ینی چی بی‌بی؟ ینی کلاً به هم زدن؟


- نیفمم والا، ای عنترخانم خو داشت میگفت همه چی تموم شده خو...


- ای بابا، حالا شما چرا اینطوری جوش آوردی بی‌بی؟


- جوش ندره دختر؟ جوش ندره؟ بعد دو سال با هم همه جا رفتن، اومدن، نه عغدی، نه مغدی، نه هیچی، حالا میگن تفاهم ندریم... ما خو هو موقع گفتیم یَی صیغی میغی بخونین، گفتن دیه ای دوره کسی ای کارا رِ نیکنه، گفتن ای چیا قدیمی شده، گفتن ماخان بیشتر باهم آشنا بشن، بیا.... ایَم آخر و عاقبتُش... نومزدی‌ام حدی دره، حسابی دره، کتابی دره، ده روز، بیس روز، یَی ما، دو ماه، نه دوسال... اَی خدا ورتون دره با ای نومزدیتون... با ای کاراتون. دورِی ما میه ایطو بود؟ تا پوی سفرِی عغد عاروس و دوماد همدیه رِ نیدیدن، ای قرو فِرام  نداشتن. والا زنِّگیاشونم بیتَر بود. دیه نیخواس بعد دو سال ماتم بیگیرن عکس پرو فیلوشونم سیا کنن.


- خیل‌خب بی‌بی. حالا شما چرا جوش می‌زنی؟  


- میه میذرین من جوش نزنم؟ میه می‌ذرین؟ خدا ورتون دره به حق علی...
نگاهش افتاد به من...


- به حضرت عباس اگه تو اَ ای غلطا کردی من می‌دونم و تو گلاب...


- ای بابا، به من چه بی‌بی اصلاً...
سری تکان داد...


- راس میگی، اصن کی میا تورِ میگیره.


چادرش را برداشت...


- کجا حالا بی‌بی؟


- تو قَبر.... برم بینم چه دسه گلی اُو دادن... بلکه اَ خر شیطون اومدن پویین.


گلابتون


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها