به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۲۸۲۷
print
send
کد خبر: ۸۲۲۷
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۹ - ۰۸:۱۸     -       2020 28 June
نوشتار
دکتر مختار کمیلی(*)

نگارش فرهنگنامه‌ها‏ی تازی - پارسی از سده پنجم مهشیدی (هجری قمری) آغاز شد و پس از آن در گستره ‏بلند و پهناور زبان و ادب فارسی به صورت‌ها‏ی منثور و منظوم استمرار یافت.


یکی از این فرهنگنامه‌ها‏ی منثور، «‏مهذب‌الاسماء فی مرتبه الحروف و الاشیاء»، اثر محمود بن عمر ربنجنی (یا زنجی) است که در سده هفتم تألیف ‏شده است.‏


چنان که از عنوان آهنگین این فرهنگنامه بر می‌‌آید، این فرهنگ به ترجمه اسمها و حروف زبان ‏عربی (حروف معانی مانند حروف جرّ و...) به فارسی اختصاص دارد و در بر گیرنده افعال زبان تازی نیست.‏


مصطفی درایتی در فهرستواره دستنوشت‌ها‏ی ایران (دنا) ٥٨ دستنویس از این فرهنگنامه را فهرست کرده ‏است. به جز این دستنویس‌ها‏، دستنویسی به دست نگارنده افتاده است که به احتمال بسیار در شهر نی‌ریز ‏کتابت شده است.


کتابت و استنساخ این فرهنگنامه در نی‌ریز نشان می‌‌دهد که این شهر در سده‌ها‏ی پیشین از نظر ‏علمی ‌‌جایگاهی بلندمرتبه داشته است؛ چه کتابت آثاری از این دست گویای این حقیقت است که استادان و ‏طلاب این شهر در مرتبه و سطحی بوده‌اند که به چنین آثاری نیاز داشته و به استنساخ آن پرداخته‌اند.‏


مهذّب الاسماء به ترتیب حروف الفبا سامان یافته است. مؤلف هر یک از حروف بیست و هشت گانه زبان ‏عربی را کتاب می‌‌نامد و هر کتاب را به ترتیب به سه باب: مفتوحه، مضمومه و مکسوره تقسیم می‌‌کند.


مثلاً ‏کتاب الراء باب الراء المفتوحه، کتاب الراء باب الراء المضمومه و کتاب الراء باب الراء المکسوره.‏


در هر باب نیز واژه‌ها‏ به ترتیب حروف سامان گرفته‌اند؛ مثلاً در کتاب الشین باب الشین المفتوحه، بعد از ‏نویسه یا حرف الف معنی واژه‌ها‏ی شاب، شابه، شاة، شاحب و شاجرد و.... ضبط شده است. پس از حرف الف ‏نوبت به حرف ب می‌‌رسد که شامل واژه‌ها‏یی چون شباب، شباة و ... می‌‌شود. کاتب عنوان‌ها‏ را همه جا با جوهر ‏سرخ و با حروف درشت‌تر، برجسته کرده است. مؤلف گاه در پایان هر کتاب، پایان آن کتاب را با عبارتی ‏مانند تم الکتاب اللام بحمدلله تعالی، تمت الکتاب الکاف و للّه الحمد، تمت السینات اعلام می‌‌دارد.‏


شوربختانه دستنویس مهذّب الاسماء که در نی‌ریز نسخه‌نویسی شده، ناقص است. از آغاز این فرهنگنامه ‏تا تقریباً اواخر کتاب الدال باب الدال المضمومه افتاده است. عطف کتاب نشان می‌‌دهد که این قسمت‌ها‏ کتابت ‏شده اما بعد‌ها‏ کنده و ساقط شده است.


بنابراین نخستین باب این دستنویس، باب الدال المکسوره است. اولین ‏واژه این باب که پس از نویسه ب قرار گرفته «الدِبارَة به معنی کُرد زمین است. نکته جالب این است که کاتب ‏روی حرف کاف، ضمه گذاشته است و این نشان می‌‌دهد که به احتمال زیاد نی‌ریزی بوده است.


در روزگار ما ‏این واژه هنوز به همین صورت در نی‌ریز تلفظ می‌‌شود. مثلاً می‌‌گویند: «یَی کُرد یونجه». در فرهنگ دهخدا این ‏واژه در معنی «قطعه زمین را گویند که کناره‌ها‏ی آن را بلند کرده باشند و در میان آن سبزی بکارند یا زراعت دیگر ‏کنند.»


در مدخل: «کرد{کَ / کِ} آمده است. و در پاورقی آمده که به این معنی به فتح و ضم اول است اما در ‏برهان به ضم کاف آمده است.»‏


بخش‌ها‏ یا به سخن مؤلف کتاب‌ها‏ی پایانی این دستنویس نیز از بین رفته است. آخرین کتاب و باب ناتمام ‏این نسخه «کتاب المیم باب المیم المفتوحه» است. واپسین واژه‌ای که در این باب دیده می‌‌شود، مجید است به ‏معنی بزرگوار که جمع آن امجاد است. بنابراین این دستنویس ما فاقد کتاب‌ها‏ی  ن، ه ، و، ی و معانی حروف ‏به طور کامل است.‏


دستنویس ما ١٥٤ برگ دارد که نخودی رنگند و در هر صفحه آن پانزده سطر به صورت منظّم نگاشته شده ‏است. طول و عرض هر صفحه ٢٠×١٤ است و ‌ها‏مش صفحات سفید و بیاض است.


نشانه‌ها‏ی قدمت در این دستنویس وجود دارد؛ مثلاً واژه اسب را به صورت اسپ می‌‌نگارد و کلمه مزه را به ‏صورت مژه: الطعمُ: مژه که در کتب سده‌ها‏ی پنجم و ششم نیز به همین صورت آمده است.  الصُوَة: بلگ.


افزون بر ‏این، نویسه‌ها‏ی ویژه زبان پارسی، در این دستنوس غالباً به شکل تازی آنها ‏کتابت شده‌اند؛ پ به صورت ب ‏مثلاً معنی دهن الفستق: روغن بسته (=پسته). الصدمان: بشیمان.


نویسه چ نیز به صورت ج کتابت شده مانند: دهن ‏البرز: روغن جراغ، و نویسه گ (گاف) به شکل ک (کاف) مانند: الذب: کاو نر دشتی.


رسم‌الخط نویسه ژ گاه ‏به همین صورت و گاه به صورت ز است: الفُرحه: مزدکانه (=مژدگانه). سُک: خانه کژدم. 


های غیر ملفوظ در پایان ‏واژه‌ها‏یی چون: «آنچه» به رسم قدما در این دستنویس کتابت نشده این واژه‌ها‏ به صورت «آنچ» و... مکتوب ‏است.


حدود دو دهه پیش، نگارنده دستنویس مهذّب الاسماء را در خانه یکی از عالمان در یک گونی با چندین ‏نسخه دیگر دیده است. از سرنوشت دستنویس‌ها‏ی دیگر خبری ندارم. خدا کند آن نسخه‌ها‏ از میان نرفته باشند.‏

*- دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها