به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۱۸۷
print
send
کد خبر: ۷۴۳۰
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۰     -       2019 29 December
ماجراهای تبعه موجاز

این مدلی‌اش را دیگر در هیچ وَلایتی نه دیدَه بودم و نه شنیدَه کرده بودم. مگر مَی‌شود بی یَک جر و بحث و اختلاف میانَ دو نفر، دو حکم موتفاوت بَداد؟

بی نظرم عدلیه (دادگستری) این وَلایت از همَه وَلایات میهربانتر است و دلش نَمی‌آید هیچ دلی را شکسته کوند.

آن روز سر کار کندَه‌کاری شالوده، نَظاره کردم اربابم گیج مَی‌زند، بی هدف راه مَی‌رود و با خودش سخن گفتَه مَی‌کوند.

با ترس و لرز گفتَه کردم: ارباب چَه شده؟ چَرا بیقراری مَی‌کونی؟

با عصبیت گفتَه کرد: چند وقت پیش با یَک نفر شَراکت کردم تا در یَک زمین ساختیمان بَسازم. ساختیمان ساختَه شد؛ اما در نهایت شریکم بی قَولش عمل نکرد و همَه جاهایی را که قرار بود ساختَه کوند، نساخت.

او هم همین ادعا را سر من داشت و چون بی زبان خوش تفاهم نکردیم، هر دو بی محکمَه شَکایت بردیم.

حالا بعداز چند ماه دوندگی و کارشناس بردن و وکیل گرفتن و خرج کردن، دو حکم قطعی صادر شده؛ یَکی بی نفع من و یَکی بی نفع شریکم.


گفتَه کردم: حالا چَه مَی‌شود؟


گفتَه کرد: نَدانم؛ حتماً من باید بی او پول بَدهم و او بی من.

گفتَه کردم: عجب عدلیه میهربانی؛ دلش نیامدَه دل هیچ کودامتان را شکستَه کوند. شاید هم خواهان این بوده که عَدالت را رَعایت کوند. 

نجیب


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها