به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۱۷۷
print
send
کد خبر: ۷۳۱۳
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۸     -       2019 01 December
درخواست یک مادر از خوانندگان
سمیه نظری گروه گزارش

/ درد نداری و بی‌پولی یک‌طرف، درد بیماری و زجرکشیدن جگر گوشه‌هایت هم یک‌طرف
/  گفتند عملش نکنیم شاید با دارو درمان شود
/ بچه‌ها می‌گویند چرا غذای شب و روز ما نان و پنیر است؟
/  از همان‌ سالهای اول برای عمل اقدام کردیم اما به دلیل کم‌سن و سال بودن هیچ دکتری او را عمل نکرد
/  وقتی مشکل سلامتی بچه‌هایم با پول حل می‌شود، نمی‌توانم کوتاهی کنم
/ علاوه بر قرص و دارو هر ماه باید ٢٥٠ هزارتومان هزینه اکو بدهم

در یکی از کوچه‌پس کوچه‌های شهرمان خانواده‌ای آبرومند زندگی می‌کنند که مشکلات زندگی و هزینه‌های درمان فرزندان کوچکشان فشار زیادی به آنها وارد کرده و دست یاری به سوی خوانندگان دراز کرده‌اند.


خانه‌ای قدیمی که هر آن ممکن است با بارش باران سقف آن فرو ریزد. زیر سقف این خانه، خانواده پنج‌نفره‌ای زندگی می‌کنند. پدر و مادر با دو دختر ١٣ و ١٧ ساله و یک پسر٤ ساله. 

داستان تلخ زندگی
پدر خانواده از زندگی‌اشان می‌گوید ...


«١٥ سال از ازدواجمان می‌گذرد. همسرم از آشناهایمان نبود و او را یکی از دوستان خانوادگی معرفی کرد. هر دو خانواده از لحاظ مالی در سطح پایینی بودیم. بعد از عروسی به دلیل وضعیت مالی بدی که داشتیم یکی از آشنایان این خانه را که قابل استفاده نبود در قبال دریافت کرایه ناچیزی به ما داد تا برایمان سرپناهی باشد. 


سال دوم زندگیمان مهسا به دنیا آمد. خیلی خوشحال بودیم که ثمره زندگی ما دختری زیبا شده. ولی متأسفانه مشکل قلب داشت و با کوچکترین گریه تنش کبود می‌شد.  


مادر مهسا رشته کلام را دست می‌گیرد و می‌گوید: «دردِ نداری یک‌طرف و درد بیماری و زجرکشیدن جگر گوشه‌ات یک‌طرف. با شنیدن حرف دکتر دنیا پیش چشمم سیاه شد. تا سه‌سال دنبال دوا و دکتر بودم؛ شاید با دارو دردش درمان شود. اما سال چهارم بود که گفتند باید عمل کند.» 


پدر مهسا دستی بر سر و روی دخترک می‌کشد. دختری ١٣ ساله که از لحاظ جثه به نظر٧-٦ ساله می‌آید.


ادامه می‌دهد: «برای هزینه عملش از دوست، آشنا و بانک پول قرض کردیم. به هر سختی که بود، گذشت. مهسا عمل قلب باز انجام داد. الان خدا را شکر تا حدودی مشکلش برطرف شده؛ اما دندانهایش همه خراب شده‌ و نیاز به ارتودنسی دارد، علاوه بر آن مشکل کند ذهنی هم دارد و معلمانش نسبت به درس‌های او اعتراض دارند. »

دلم کباب است
دو سال بعد دختر دومشان و چندسال بعد هم پسرشان به دنیا می‌آید. متأسفانه دختر دوم هم به صورت مادرزادی دچار نارسایی قلبی بود. 


پدر ادامه می‌دهد: «از همان روزهای اول برای مبینا اقدام کردیم، ‌اما به دلیل کم‌سن و سال بودنش هیچ دکتری حاضر نشد او را عمل کند. الان ٧ سال از آن زمان می‌گذرد. دکترها اصرار دارند هرچه زودتر عمل شود چون سوراخ قلبش روز به روز بزرگتر شده و خون وارد ریه‌هایش می‌شود. »


او درباره هزینه‌های درمان بچه‌ها می‌گوید: «هزینه‌های درمان آنها سنگین است و در پرداخت آن مشکل داریم. خودم کارگر هستم. یک‌روز کار هست و ده روز نه. به دلیل ناتوانی و جثه کوچکی که دارم کمتر کسی حاضر می‌شود من را سرکار ببرد. درآمدم خیلی کم است که بیشتر آن خرج داروی بچه‌ها می‌شود.


 الان دکتر آزمایش ژنتیک برایش نوشته که پول نداریم انجام بدهیم و چندماه است که به تأخیر افتاده.‌ دلم نمی‌خواهد شرمنده بچه‌هایم باشم.»


مادر اشک چشمانش را پاک می‌کند و می‌گوید: «دلم کباب است. وقتی مهسا بدون صبحانه راهی مدرسه می‌شود. وقت‌هایی که بچه‌هایم گلایه‌مند هستند که چرا غذای شب و روز ما نان و پنیر است؟ چرا بچه‌ها با خود میوه به مدرسه می‌آورند و ما نمی‌توانیم؟ هزینه رفت و آمد شیراز زیاد است. هر ماه که پیش دکتر می‌روم باید عمل اکو انجام بدهد که هزینه آن ٢٥٠ هزار تومان می‌شود.

ترس از آینده
این علاوه بر قرص و داروهایش است که هربار کم و زیاد می‌شود. از آینده بچه‌هایم می‌‌ترسم. دوست ندارم مشکلی که با پول حل می‌شود باقی بماند و من در حقشان کوتاهی کنم.


برای عملش به سی میلیون تومان پول نیاز داریم. نه پدر و برادر پولداری دارم و نه پدرشوهر و برادرشوهری که بتوانند کمکمان کنند. کسی را نداریم که از او بگیریم. ١٥ سال با سختی زندگی کردم و اجازه ندادم کسی از درد و نداری‌ام چیزی بداند. اما امروز برای سلامتی دخترانم به کمک نیاز دارم».


پدر بچه‌ها می‌گوید: «از خدا می‌خواهم بچه‌هایم هرچه زودتر خوب شوند. امیدوارم کسی به فریادمان برسد. بهزیستی کمکمان نکرده و می‌گویند باید معلول باشند. کمیته امداد هم ما را تحت پوشش نگرفتند. حال از مردم و مسئولان می‌خواهم به خاطر حال بچه‌ها و برای رضای خدا به ما کمک کنند. زندگی سخت و پردردی پیش رویمان است. روزگار من و مادرش، ثانیه به ثانیه دیدن درد و زجر فرزندانمان است که به علت نداشتن پول، آنها باید درد بکشند».
*****


این مصاحبه با هماهنگی و به درخواست مرکز نیکوکاری امام مهدی(عج) (خیریه صاحب‌الزمان) انجام شده است.


همشهریان عزیز و خیّران محترمی که قصد کمک و یاری این خانواده ارجمند را دارند می‌توانند کمک‌های نقدی خود هر چند اندک را به حساب این مؤسسه نزد بانک ملی به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۹۱۸۸۹۲۱۰۱ به نام مرکز نیکوکاری امام مهدی(عج) واریز کنند و از راه شماره تماس ٠٩١٧٣٣٠٤٢٢٦ خیریه را در جریان قرار دهند. 


همچنین می‌توانید کمکهای غیر نقدی خود را به مرکز نیکوکاری امام مهدی(عج) واقع در خیابان ولی‌عصر کوچه آیت‌ا... فال‌اسیری، مرکز نیکوکاری امام مهدی ‌(خیریه صاحب‌الزمان) تحویل دهید و در این کار خیر سهیم شوید.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها