به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۸۲
print
send
کد خبر: ۷۱۵۱
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۱     -       2019 27 October
ماجراهای من و بی‌بی

بی‌بی نگاهی به قبض گاز انداخت و چشمهایش را مالید...


_ دختر پوشو بیا اینجورِ نیگا کن بین چن نوشته.


نگاهی به قبض گاز انداختم...


_ ٣٢ هزار و ٧٠٠  بی‌بی.
_ چن؟

٣٢ هزار و ٧٠٠  تومن بی‌بی.


بی‌بی چشم از قبض گاز گرفت و خیره شد به من...


_ آخرت بشه، قیومت بشه، میه چه خَوَره؟ میه ما چی چی مرصَف کردیم که اقد شده پول گازومون؟ تازه هنو هوا خیلی سرد نی، صب خواسیم بخاری رِ روشن کنیم بویه چکار کنیم؟ اینا اَ خدا نیترسن ایطو مردُمه میچزونَن؟


_ چی بگم والا بی‌بی؟


_ تو یکی اصن حرف نزن که هرچی میکشم اَ دسِ توئه ناله زده هه، خَوَر مرگُت هی میگم او گوشی بیصاحاب شده رِ کمتر بزن تو شارج، بیا هی رِ ماخاسی؟


_ آخه بی‌بی جون یه چیزی میگینا، گوشی من چه ربطی به قبض گاز داره؟


_ تیر ناحق سرِ دلِ تو! حالا صب که قبض برقم اومد، میفمی چه رفطی دره!


_ الان من باید چکار کنم تا شما کوتاه بیاین بی‌بی؟


_ هیچی، میه ما قبلاً چیکار میکردیم؟ وختی اُو و برق و گاز مرصف نکنی، قبضم برت نَیا!


_ آخه مگه میشه مصرف نکنی بی‌بی؟ یه چیزی میگینا!


_ ها نپه نیشه؟ نپه او موقا ما چکار میکردیم؟ اَ هی صب میگمُت چکار کن دختر!
*****
فردا صب آفتاب نزده بی‌بی آمد بالای سرم!


_ هوی دختر پابتمرگ!


چشمانم را مالیدم....


_ چی شده بی‌بی؟خدایی نکرده چیزیتون شده؟ معده‌تون، قلبتون، جایی‌تون درد میکنه؟ 

 

_ مرده شور قیافَته بزنن با او سق سیات! نه، به کوری چش تو خدارِ شکر هیش طوریم نی!


_ پ چی شده بی‌بی؟


_ بیا، ای رِ بوسون پوشو برو سر آسیو!


نگاهی به کوزه توی دستش انداختم.


_ شوخی میکنین بی‌بی؟ این دیگه برا چیه؟


_ گفتم خو، اَ امروز اُو و برق و گاز تعطیل، بلکه سرِ ماه نخِیم اقد پول قبض بیدیم، تیلیفونم سپردم بیان سکه‌ایش کنن. حالام پوشو برو ای رِ اُو کن بیا تا آفتو نزده!
_ آخه بی‌بی جون! ایوخته صب با چی برم؟ 


_ با پاااات... میه او موقع ما می‌رفتیم کوزه اُو میکردیم، با آجانس میرفتیم؟ هیطو روزومونه شو میکردیم دیه.


بحث کردن با بی‌بی فایده‌ای نداشت. کوزه را از دستش گرفتم و  روانه آسیاب شدم. البته دور از چشم بی‌بی با آژانس!
*****
هنوز درست و حسابی صبحانه از گلویم پایین نرفته بود که بی‌بی آمد بالای سرم...
_ تو خو هنو دری میلُمبونی!


_ بی‌بی من تازه نشسم سر سفره، چی شده باز؟


_ هیچی، کوفت که کردی، بویه بیری هیزم.


_ یا خدا، هیزم برا چی بی‌بی؟


_ میه ظهر نِیخی تیر ناحق کوفت کنی؟ میه غذا نیخی؟ نبویه رو یَی چی بپزه؟ دیدی خو چن پول گاز اومده بَرمون.


_ شوخی میکنین دیگه بی‌بی؟


_ نع. میه من با تو شوخی درم؟


پایم را از خانه نگذاشته بودم بیرون که دوباره صدای بی‌بی بلند شد...
_ گلااااااب...


_ بله بی‌بی؟


_ بیا، اینارِ خو نَووردی...


_ اینا چیه بی‌بی؟


_ لَواس چرک. دری میری اینارَم سرِ آسیو بوشور بیا.


نفس عمیقی کشیدم و از خانه زدم بیرون...
*****
بی‌بی که از حمام آمد بیرون، نگاهش کردم.


_ یه کم سرد نیس بی‌بی؟


_ اگه منظورُت ایه که بخاری رِ روشن کنیم، نه، سرد نی. اگرم سرماته، تشتی بیار تا هیجو آتش کنیم.


_ من که خوبم بی‌بی، برا خودتون گفتم. گفتم سرما نخورین.


_ مرده شورُته بزنن که همش نشسی من یی باکیم بشه. پوشو پتورِ بِناز روم، قَلمام یخ کرد. 


پتو  را انداختم روی پاهای بی‌بی، اما او همچنان می لرزید....


_ دختر  انگا ایطو گرم نیشم، پوشو تشت آتشِ بیار.


تشت را گذاشتم روی زمین که صدای بی‌بی بلند شد....


_ وووووی خَوَر مرگُت بشه، ای چی چیه؟ 


_ گوشیمه بی‌بی دیگه، پس چیه؟


_ چرا تو برقه؟


_ زدم شارژ بشه دیگه بی‌بی.


_ بکَش در بینم، زود باش، زود باش.


بی‌بی جون، تورو خدا، خاموش شده.


_ به جهنم که خاموش شده. میگم ای دونه داغه تو برق بکَش در، بوگو خو. 


گوشی را کشیدم بیرون که بی‌بی گفت:


_ یَی شمعی‌ام هی را بیار.


_ شمع برا چی بی‌بی؟


_ مِخِی تو تاریکی بیشینی؟


_ یه لامپ بیشتر روشن نمیکنیم بی‌بی.


_ لازم نکرده، هی کاری رِ که میگم بکن....
*****
فردا صبح با صدای عطسه‌های بی‌بی از خواب بیدار شدم...


_ بی‌بی جون، خدا بد نده، سرما خوردین انگار...


_ خدا وَر دره تورِ که از بس گفتی، یَی باکیم شد. حالا خیالُت راحت شد؟ 


نگاهی به گوشه اتاق انداختم...


_ ای بابا  گوشه اتاقم که سیاه شده بی‌بی. بخاطر دود آتیشای دیشبه‌ها. حالا پول یه نقاشی‌ام افتاد رو دسمون. 


بی‌بی با دهانی باز نگاهی به گوشه اتاق انداخت که گفتم...


_ بی‌بی جون الان به خاطر همین صرفه‌جویی باید کلی پول رنگ و هزینه دوا درمون بدین. من که میگم کوتا بیاین بهتره...
بی‌بی کمی فکر کرد...


_ نپه اَ ماه دیه یی بُرج من پول قبضا رِ میدم، یی برجی ام تو!
گلابتون


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها