به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۲۶۰
print
send
کد خبر: ۶۲۵۱
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۶     -       2019 28 April
گنجینه‌های ادب پارسی

روزبهان بقلی فسایی بزرگترین عارف قرن ششم به شمار می‌رود که سالها شاگردی ارشدالدین نیریزی کرد.


مورخین درباره شیخ روزبهان نوشته‌اند که او در سال ٥٢٢ مهشیدی در فسا زاده شد و پس از ٨٤ سال زندگی در سال ٦٠٦ در شیراز بدرود حیات گفت.


این عارف و دانشمند از روزبهانیان و دیلمیان مقیم فارس بوده‌اند و چون در فسا به بَقل (سبزی و تره‌بار) فروشی اشتغال داشت ملقب به «شیخ روزبهان بقلی» بود.
مؤلف تحفه العرفان چنين نقل مى‌كند :


«شيخ فرموده: چون بسنّ تميز رسيدم، داعيه طلب در وجودم پيدا شد، با خود گفتم كه «خداوند پروردگار من كجاست؟» و در آن طفلى از كودكان و هم‌نشينان در مكتب مى‌پرسيدم خداوند خود مى‌شناسيد؟» ايشان مى‌گفتند: «مى‌گويند از جاى و جهات منزّه است» ازين سخن مرا وجدى حاصل مى‌شد .» 


به قول كشف‌الاسرار، در سن سه، هفت و پانزده سالگى، سه بار جاذبه الهى در قلبش خطور كرد و سبب شد كه او همه چيز را دوست بدارد و همه چيز به‌نظر او به‌صورت نيكو جلوه كند. وى به شنيدن «ذكر» علاقه داشت‌ .


روزبهان دكان (بقلى) داشت، ولى روزى دكان و صندوق را رها كرد و همه چيز را بيرون افكند و جامه‌هاى خود بدريد و به صحرا شد، و مدت شش سال و نيم (۵۴۵- ۵۵۱) در بيابانها گذرانيد. سپس آرام گرفت و روى به تصوف آورد و اعمال صوفيان را تعقيب كرد، و حافظ قرآن شد.


خود می‌گوید: «چون به سنّ بلوغ رسيدم، حبّ طاعت و خلوت بر من غالب شد. مدتى بدين‌طريق مى‌گذرانيدم، قرآن ياد گرفتم و به تحصيل علوم مشغول شدم. چون به سنّ‌ بيست (و) پنج سال رسيدم، وحشتى عظيم از خلق مرا ظاهر شد. گاه‌گاهى نسايم قدس بر جانم مى‌وزيد. نمى‌دانستم كه چيست. گاه‌گاهى هاتفى از غيب آوازى دادى، تا در شبى در صحرايى بودم، آوازى شنيدم به‌غايت خوش، چنانچه از آن آواز شورى عظيم و وجدى بر من غالب شد، از پى مى‌رفتم تا به سر تلّى رسيدم، شخصى ديدم نيكوروى بر هيئت صوفيان، سخنى چند در باب توحيد تقرير فرمود، ندانستم كه بود، ناگاه از چشمم غايب گشت، سكر بر من غلبه كرد، روز ديگر هر چه داشتم برانداختم ...»


مؤلف تحفة العرفان گويد :


«از جمله لطفها كه حق- جل و علا- در شأن شيخ فرموده يكى آن بود كه چهره‌اى به‌غايت خوب داشت، چنانچه هر كه در وى نگرستى روحى و راحتى به دلش رسيدى، و اثر ولايت در جبين مبينش بديدى، و آن عكس پرتو اندرون مباركش بود كه ظاهر مى‌شد.»


او مدت ٥٠ سال در مسجد جامع عتیق شیراز به وعظ و خطابه می‌پرداخت و در عرفان و تصوف نیز به مقام شامخی رسید.


وی به شیخ شطاح نیز معروف است. شطاح به اصطلاح عرفا کسی است که کلمات و جملاتی را از روی کمال، وجد و حال ادا می‌کند.


٣٠جلد کتاب از جمله لوامع‌التوحید، مسالک ‌التوحید، سلوه ‌العاشقین، کشف‌الاسرار و مکاشفات‌الانوار و... از وی به جای مانده است.


شیخ روزبهان در پارسی‌نویسی استاد بود و در آثار او تعبیرات بسیاری حاکی از توجه به شخصیتها، عناصر داستانی و مفاهیمی مربوط به ایران باستان وجود دارد، مجموعه سروده‌های او به دو زبان فارسی و عربی در دیوان‌المعارف فی الشعر گردآوری شده بود.


از سروده‌های وی بارها عارفان و شاعران استقبال کرده‌اند از آن جمله مولوی در غزل مشهور منسوب به او با مطلع «بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست» به هماوردی با شیخ روزبهان برخاسته و پاره‌ای از مضامین غزل وی را با عباراتی مشابه تکرار کرده‌است.


در اواخر عمر به نوعى فلج دچار شد، امّا تغيير حالى در وى نداد، بلكه شوق او را به كار افزون كرد. يكى از مريدان- بى‌آنكه به وى بگويد- به مصر رفت و از خزاين ملوک قدرى روغن بلسان خالص براى مداواى شيخ آورد. شيخ گفت:


«خدات جزاى نيّتت را بدهاد! از در خانقاه بيرون رو. آنجا سگى است گرگين بر پهلو خسبيده، آن روغن را بر وى بمال، و بدانكه درد روزبهان به هيچ روغن دنياوى به نشود، آن بنديست از بندهاى عشق (خداى تعالى) بر پاى وى نهاده، تا آنگاه كه به سعادت ديدار وى برسد.»


روزبهان در نزد اساتیدی بزرگ تلمذ کرد که از آن جمله یکی از اساتید وی نیریزی بوده است به نام: فقيه ارشدالدين نيريزى، عالم محقّق و جامع علوم شرعى و امام و خطيب مسجد جامع عتيق شيراز. 


ارشدالدین مدّت هفتاد سال مردم را فتوى داد و با بليغ‌ترين مواعظ وعظ گفت. ارشدالدين احاديث نوشت و روايت و سماع و اسماع كرد، و حديث گفت و املاء كرد، و كتب فراوان نوشت.
در تحفه‌العرفان‌ آمده است: «از ... فقيه ارشدالدين نيريزى- رحمه اللّه عليه- منقولست كه فرمود كه فرداى قيامت تلميذان بوجود استادان فخر آورند و من به تلميذى شيخ روزبهان فخر خواهم آورد.»


شیخ روزبهان در محرم ۶۰۶ مهشیدی در شیراز درگذشت. مزارش در قبرستان محله باغ نو (درِ شیخ) و جنب رباطی بود که بر اساس کتیبه قدمگاه، خود آن را در ۵۶۰، در شیراز ساخته بود و بعدها مزارش به این رباط ملحق شد.


در گذشته بر زیارت این محل در روز سه‌شنبه تأکید می‌کردند و وضوگرفتن با آب چاه این رباط و نمازگزاردن بر مزار شیخ را موجب رواشدن حاجت می‌شمردند.


برای دسترسی به بنای آرامگاه شیخ کبیر در شیراز باید خیابان شیخ روزبهان حدفاصل خیابان لطفعلی‌خان و آستانه را تا انتها سپری کرد تا در منتهی الیه سمت چپ خیابان به آن رسید.


عشق صورى روزبهان
ابن‌العربى در فتوحات‌المكيه گويد که شيخ روزبهان در مكه مجاور بود، و صادق‌الحال طواف کعبه می‌کرد. ناگاه به محبت زنى مغنيه (مطرب و آوازخوان) مبتلا شد، و هيچ‌كس نمى‌دانست، و آن وجد و صيحه‌هايى (فریاد) كه در وجد فى اللّه مى‌زد، همچنان باقى بود، اما اول از براى خداى تعالى بود، و اين زمان از براى مغنيه.


او دانست كه مردم را چنان اعتقاد خواهد شد كه وجد و صيحات وى اين زمان نيز از براى خداى تعالى است. بنابراین به مجلس صوفيه حرم آمد و خرقه خود بيرون كرد، و پيش ايشان انداخت، و قصه خود با مردم بگفت و گفت: «نمى‌خواهم كه در حال خود كاذب باشم.» پس خدمت مغنيه را لازم گرفت. حال عشق و محبت وى را با مغنيه گفتند و گفتند كه وى از اكابر (بزرگان) اولياء اللّه است. مغنيه توبه كرد و خدمت وى را پيش گرفت. محبت آن مغنيه از دل وى زائل شد، به مجلس صوفيه آمد، و خرقه خود درپوشيد. (نقل به مضمون)


شعر به گویش نی‌ریزی:


روزبهان به زبانهاى محلّى فارس نيز اشعارى داشته است. مؤلف تحفه‌العرفان گويد :


«شيخ ما- قدّس سرّه- دو نوبت به كعبه رفته بود و وقفه يافته بود. از معتبران منقولست كه چون شيخ به كعبه رسيد، پس در كعبه رفت وقتش خوش (گشت)، حلقه كعبه را بگرفت و «بزبان نيريزى» فرمود:


وش روى تو گل‌جو شدست‌
وقايش و بو شدست‌
روى گلن دوست مو
شه خن بس كس كو شدست
اين بگفت و حلقه در كعبه را بجنبانيد ...»


جملات و اشعار:
- «حُسن» به تنهايى خرسند نيست و خواهد كه «عشق» قرين وى گردد، چه آنان‌ در ازل با هم پيمان بستند كه از يكديگر جدا نگردند.


- منم كه مطلع صبح ازل جنان منست‌
منم كه خازن سرّ قدم روان منست
-اگر آهى كشم صحرا بسوزم
‌جهان را جمله سر تا پا بسوزم‌
بسوزم عالم ار كارم نسازى
‌چه فرمايى بسازم يا بسوزم؟
-  بيا تا دست ازين عالم بداريم
‌بيا تا پاى دل از گل برآريم‌
بيا تا بند گردون بگسلانيم‌
بيا تا كار دنياها برآريم‌
بيا تا بردبارى پيشه گيريم
‌بيا تا تخم نيكويى بكاريم‌
بيا تا از دل و جان در غم يار
چو ابر نوبهارى خون بباريم‌
بيا تا در بساط حسن جانان‌
ز هرچ آن كمترست خود را كم آريم‌
بيا تا در بلا و امتحانش‌
چو شيران شكارى پايداريم‌
بيا تا هر دو عالم پيش عشقش
‌بعشق اندر كم از ذرّه شماريم‌
بيا تا در مرادش بى‌مرادى‌
گزينيم و بهانه در نياريم‌
بيا تا پيش امرش همچو مردان
‌سراندازى كنيم و سر نخاريم‌
شراب الفت دردش كشيديم
‌دم اندر دم هنوز اندر خماريم‌ 

منابع:
- بی‌نام (۲۳ رمضان ۱۴۳۵) روزبهان بقلی،  erfanvahekmat.com دانشنامه عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت، (٣/٢/١٣٩٨)
-  بی‌نام (بی‌تا) روزبهان بقلی شیرازی، wikifeqh.ir ویکی فقه، (٣/٢/١٣٩٨)
- هژیر فتحی (١٢/٥/٨٨) شیخ روزبهان پس از ٨٠٠ سال همچنان ریاضت می کشد، mehrnews.com خبرگزاری مهر، (٢/٢/١٣٩٨)

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها