به پایگاه خبری - تحلیلی هورگان خوش آمدید... هورگان یعنی محل زایش خورشید      
تعداد بازدید: ۶۶۸
print
send
کد خبر: ۴۸۹۲
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۲     -       2018 13 August
نگاهی به کارنامه بازیگری نازنین بیاتی
گرمی، صمیمیت و راحتی وجه مشترک بازی‌های اندکی است که تاکنون از نازنین بیاتی، دختر جوان و تازه وارد سینمای ایران دیده‌ایم. او بدون ادا و اطوارهای خاص بازیگری موفقی است و توانسته توانایی‌اش را به رخ بکشد و تماشاگر را با خود همراه کند.

بیاتی متولد ۱۵ دی ۱۳۶۸ در تهران است.


او در اولین حضور سینمایی‌اش در فیلم «دربند» درخشید و نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن از سی و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر و در همه‌پرسی از نویسندگان و منتقدان، به عنوان بهترین بازیگر جشنواره سی و یکم فیلم فجر انتخاب شد.


او در سریال عروسکی شکرستان به عنوان طراح دکور، طراح لباس و صداپیشه شخصیت‌های «رؤیا و پیشگو» با حسن رادفر حضور یافت.


بیاتی فارغ‌التحصیل لیسانس رشته تئاتر با گرایش طراحی صحنه از دانشگاه آزاد است. علاوه بر بازی، مدتی طراح لباس و صداپیشه نیز بود و در عرصه موسیقی نیز وارد شده است.
علاقه‌اش از ترم چهار دانشگاه با درس مبانی بازیگری شروع شد و از طریق یکی از دوستانش برای تست فیلم به دفتر شهبازی کارگردان فیلم دربند رفت و بدون کلاس بازیگر شد.


او به نقاشی از کودکی علاقه داشته و دیپلم گرافیک است.


یکی از علاقه‌های او دیدن فیلم در سینماست! بیاتی در این باره می‌گوید: سعی می‌کنم با دوستانم به دیدن فیلم‌های خوبی که اکران می‌شود، بروم.


این بازیگر جوان در خصوص شباهتش با ترانه علیدوستی می‌گوید: برای من جای خوشحالی است که بگویند شبیه خانم علیدوستی هستم بازیگری که به نظرم یکی از بهترین بازیگران سینمای ماست.


او می‌گوید: دوستان قدیمی من عنوان می کنند از وقتی که بازیگر شدی تغییر نکردی و خودت را برایمان نگرفتی؛ فقط تجربه‌ات در این کار بیشتر شد.
من حتی با دوستانم گرم‌‌تر هم شدم. 


خیلی راحت همه جا می‌روم، اتوبوس و مترو سوار می‌شوم و با مردم زندگی می‌‌کنم.


مردم جلوه‌ای از من را دیده‌اند که جدی و معصوم است، در حالی که خودم اهل شیطنت و شوخی هستم.


فوبیا ندارم اما از مار یا خزنده‌ها کلاً حالم بد می‌شود. اما از ارتفاع یا هیچ بازی، فوبیا ندارم. وسواس هم ندارم.


یک بار موقع امتحان داشتم تقلب می کردم. مراقبِ مرا ندید اما مراقب کلاس روبرویی من را دید. داشتم به دوستم می‌گفتم که به آن یکی دوستم تقلب برساند که دیدم مراقب دارد نگاهم می‌کند. وقتی فهمیدم همه چیز لو رفته شبیه آدم‌هایی رفتار کردم که انگار دارند با خودشان حرف می‌زنند. خلاصه مراقب آنقدر از این کارم خنده‌اش گرفت که کاری به کارم نداشت و چیزی نگفت. تقلب را دوست داشتم و برایم جذاب بود. شده بود که درس را بخوانم اما تقلب را زاپاس داشتم.

فیلم‌ها و سریال‌ها
دربند، ارسال یک آگهی تسلیت، فرشته‌ها با هم می‌آیند، مردن به وقت شهریور، رخ دیوانه، طعم شیرین خیال، مادری، آینه بغل، مغزهای کوچک زنگ‌زده، گلشیفته

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
پربازدیدها